ریـدمان

پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۷ @ ۱۶:۰۵

رسمن ریـدم تو سر آرش برهانی که ریـد تو اعصابمون!


 

استقلال باخت اما آبی نمرده است

پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۶ @ ۲۱:۰۱

اول از هرچیز باید بگم چیزی که منو بیشتر از هرچیزه دیگه‌ای متعجب کرد٬ وضعیت خوب چمن انزلی بود! واقعن با دیدن اون چمن یه‌دست تا چند دقیقه باورم نمی‌شد که بازی توی انزلیه! کاشکی بتونن همیشه چمن رو همین‌طوری نگه دارن.
آخه همیشه عادت کرده بودیم زمینای شمال رو به‌حالت گِل و شُل و باتلاقی ببینیم که خوشبختانه این عادت امروز شکسته شد!

بازی تو نیمه‌ی اول که خیلی یخ بود٬ استقلالیا هم که به‌نظرم اصلن هماهنگ نبودن با هم٬ مخصوصن با فلج شدن ۲ پیستون استقلال٬ نوازی و منیعی٬ استقلال تقریبن حرفی برای گفتن نداشت. ملوان هم همین‌طور.

اما تو نیمه‌ی دوم استقلال خیلی خوب بازی رو شروع کرد و از ابتدا بازی تهاجمی رو به نمایش گذاشت که موقعیت‌های خوبی هم ایجاد کردن اما خاک‌برسرا گل نزدن٬ ملوان تو نیمه‌ی دوم فقط بین دقایق ۶۷ تا ۷۱ بازی دستش بود که تو همین دقایق هم گل اولشو روی یه ضربه‌ی ایستگاهی به‌ثمر رسوند.

اما استقلال نذاشت این گل از گلوی انزلی‌چی‌ها پایین بره و ۲ دقیقه بعد گل مساوی رو زد و بازی رو تو دست گرفت٬ این بیاتی‌نیا هم که همیشه گل خالی رو هم پاس می‌داد٬ وقتی تک به تک شد با دروازبان و دو تا بازیکن استقلال هم اون‌ور خالی بودن٬ اومد با پای چپ شوت کنه٬ که شوتش رفت جایی که اگه ۷ تا دروازه هم کناره هم می‌ذاشتن باز توپش به تیر می‌خورد و گل نمی‌شد!

خلاصه اینکه ملوان سر یه ضدحمله و با خروج اشتباه وحید طالب‌لو در دقیقه‌ی ۹۲ گل برتری رو زد و برد!
من از بازی استقلال راضی‌ام و از باختش هم ناراحت نیستم چون نسبت به بازیه قبل خیلی بهتر بازی کرد.

این گزارشگر مرکز گیلان هم خیلی بامزه بود! وسطای نیمه‌ی دوم واسه حدود ۳-۴ دقیقه بازی متوقف شد٬ تو همین چند دقیقه فرصت رو مغتنم شمرد و از همه‌ی همکاران با ذکر نام تشکر کرد٬ گفت: از همه‌ی همکاران عزیز٬ جناب کارگردان٬ آقای فلانی٬ دستیار پخش٬ فلانی٬ تهیه‌کننده محترم فلانی٬ امپکس٬ نودال٬ ماکرویوو٬ فیلمبرداران٬ تکنیسین برق٬ مهندس تصاویر آهسته!!٬ مرکز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران واحد گیلان٬ نیروی انتظامی ورزشگاه…
خلاصه اگه ۲ دقیقه طول می‌کشید اینارو هم می‌گفت: شهردار محترم بندر انزلی٬ فرمانداری شهرستان انزلی٬ استانداری گیلان٬ نزاجای شمال٬ نماینده‌گان محترم بندر انزلی و استان گیلان در مجلس شورای اسلامی٬ نماینده‌گان محترم شورای شهرهای گیلان٬ ریاست محترم قوه‌ی قضاییه استان گیلان٬ ریاست محترم سازمان تربیت‌بدنی٬ ریاست محترم…!


 

صلیب کشیدن آندرانیک تیموریان هم سانسور شد!

چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۴:۵۶

الان نیمه‌ی اول بازی ایران-ازبکستان در چارچوبه جام ملت‌های آسیا با نتیجه‌ی ۱-۰ به نفع ازبکستان تموم شد.

این بازی هم مثه بقیه‌ی بازی‌های خارج از وطن که از صداوسیمای وطنی پخش می‌شه٬ پر بود از سانسورهای اعصاب‌خوردکن!

هنگامی که دوربین تماشاچیان بدحجاب(!!) حاضر در استادیوم رو نشون می‌ده یهو تصویر قطع می‌شه و صحنه‌های آهسته‌ی قبلی به نمایش درمیان. به‌طوریکه صحنه‌ی آهسته‌ی تک گل این نیمه حدود ۱۵ بار نشون داده شد! البته ما به این مدل سانسور عادت کردیم و زیاد مشکلی نیست.

نکته‌ی جالبی که تو نیمه‌ی اول نظر منو جلب کرد موقعی بود که حدود دقیقه‌ی ۳۸-۴۰ بازی٬ آندرانیک تیموریان بازیکن مسیحی تیم ملی برای زدن یه توپ بین دفاع و دروازبان تیم ازبکستان خیز برداشت و روی مدافع ازبک خطایی رو مرتکب شد و خودش هم روی زمین افتاد٬ در حین بلند شدن تیموریان از زمین دوربین روی بالاتنه‌ی این بازیکن زوم کرده بود٬ همین‌که تیموریان دستش رو به سمت پیشونیش برد و بعد دستش رو به سمت سینه و شونه‌هاش آورد یهو در کمال تعجب دیدیم تصویر قطع شد و صحنه‌ی آهسته‌ی گل به نمایش در اومد!
و اینگونه بود که تصویر صلیب کشیدن یک بازیکن تیم ملی سانسور شد.


 

این فوتبال ِ لعنتی!

پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۶ @ ۱۸:۵۲

استقلال به خودش باخت، مرفاوی با تعویض‌های احساسیش نشون داد واقعن مرد روزهای سخت نیست، از اون‌ور هم استقلال اهواز با اون گل مشکوکی که دقیقه ۹۳ خورد کلی چیزید تو اعصابمون!
واقعن نمی‌دونم دلیل تعویض علی‌زاده آخرای بازی چیه؟ خب اگه می‌خوای بیارینش که اوت بندازه از همون اول باید بازیش بدین، دیگه آخرای بازی واسه چی میارینش؟! بعدش دقت کردین چقدر موقعیت گیرش میاد؟ والا خودم موندم که این جاگیریش خوبه یا شانسی این همه موقعیت واسش مهیا می‌شه!؟ که البته همه‌رو بدون استثنا بیرون می‌زنه :(
تیم فیروز کریمی هم بازیش چنگی به دل نزد، اون اس‌اس اهوازه همیشه‌گی نبود! سایپا هم همینطور، انگار این هفته همه‌ی تیما طلسم شده بودن.

من کاری به این حرفا ندارم، امسال قهرمان باید آبی باشه!!!


 

شیرین فراز، دارمت برو دارمت!

پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ @ ۱۸:۲۹

همین چند دقیقه پیش بازی‌های نهایی دسته اول انجام شد و نتایج زیر به‌دست اومد:
شیرین‌فراز کرمانشاه ۲ - ۱ تراکتورسازی تبریز (بازی رفت: تراکتورسازی ۱ - ۲ شیرین‌فراز)
پگاه گیلان ۲ - ۰ شهرداری بندرعباس (بازی رفت: شهرداری بندرعباس ۰ - ۰ پگاه گیلان)

که به این ترتیب شیرین‌فراز کرمانشاه و پگاه گیلان مستقمن به لیگ برتر راه پیدا کردن و شهرداری بندرعباس و تراکتورسازی باید به دیدار تیمهای رده‌ی آخر لیگ برتر (راه آهن و احتمالن فولاد خوزستان) برن.

من دوس داشتم شیرین‌فراز و شهرداری بندرعباس بیان بالا، چون این دو تیم از استان‌هایی هستن که تا حالا هیچ تیمی تو دسته برتر نداشتن و با بالا اومدنشون واقعن یک استان رو شاد می‌کردن و افراد بیشتری رو به سمت ورزش می‌کشیدن که خوشبختانه شیرین‌فراز بالا اومد و شهرداری هم هنوز به بازی‌های حذفی امید داره.

چقدر هم از این تیمای شمالی بدم میاد با این زمینای افتضاحشون، همیشه یاد طویله‌ی خوک‌ها می‌افتم وقتی تو زمینای شمال بارون میاد و بازیکنا تا خرخره غرق گِل می‌شن. اَه!

امیدوارم در نهایت شهرداری بندرعباس و فولاد خوزستان تو لیگ برتر سال دیگه حضور داشته باشن.

از هرگونه کل‌کل در این زمینه به‌شدت استقبال می‌شود!!!
ها کا پشت تیما جنوبینه دارُم، حرفی داری؟!


 

دایی؛ اسطوره‌ای در زباله‌دانِ تاریخ

دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۵ @ ۰۲:۰۲
The GodFather

این مطلب در واقع جوابی برای نوشته‌های «تاریخ‌پرستانِ فارغ از حال» هست و زیاد هم ربطی به جام‌جهانی نداره.

ایمان مبعلی، یک تکل ساده، یک تنبیهِ نه‌چندان ساده:
آن دسته از ایذه‌ای‌هایی که در سال‌های قبل از کنار تنها زمین خاکی تقریبن مسطح یکی از محلات فقیرنشین ایذه رد می‌شدند نوجوانی شاگرد حلیمی را می‌دیدند که بعد از تعطیل شدن مغازه با توپ پلاستیکی زیر آفتاب سوزان جنوب پابرهنه تمرین می‌کند، در زمینی که پر از سنگ‌ریزه‌هایی بود که برای پای برهنه حکم شیشه را داشت، شاید هیچ‌کدام از ایذه‌ای‌ها فکر نمی‌کردند آن شاگرد حلیمی بعد‌ها قهرمان تکنیک‌های فردی آسیا و یکی از بهترین هافبک‌های ایران شود و در فولاد خوزستان مدعی قهرمانی لیگ برتر، و هیچکدام نمی‌دانستند که آن نوجوان بعدها به‌دلیل خطایی که روی سردسته‌ی مافیای فوتبال در یک بازی باشگاهی انجام می‌دهد در عین شایستگی از حضور در تیم ملی کشورش محروم شود…
…و هیچ‌کس نپرسید چرا پدرخوانده بعد از بازی صبا - فولاد (در حالی که ایمان مبعلی با گریه جلوی دوربین ۹۰ قسم می‌خورد که دایی به او فحش رکیک داده) حاضر به مصاحبه نشد!؟ گریه‌ای که بعدها حکم اخراج از تیم ملی را داشت…

تلاش‌هایی بر ضد ملت:
من منکر تلاشهای پدرخوانده برای به‌دست آوردن موقعیت خوبش نبوده و نیستم اما پدرخوانده ۵، ۶ سالی میشه که داره برای نگه داشتن موقعیت خودش موقعیت ده‌ها جوون با استعداد این مملکت رو ازشون می‌گیره. دایی به هرچی می‌خواست رسیده، عقده‌ی قدرت دایی هیچ‌گاه ارضا نمی‌شه، کسی که دوست داره همیشه توی میدون باشه و همیشه قدرت رو در دست داشته باشه.

دایی، مهدوی‌کیا، قیاس مع‌الفارغ:
پویا رو خیلی وقته از طریق بلاگش می‌شناسم، یه چیزی هست تو نوشته‌های پویا که خیلی میره تو چشم آدم! اینکه هروقت بخواد کسی رو خراب کنه یا ازش تعریف کنه، فارغ از اون حرفه‌ای که طرف داره به اخلاقش و مسائل شخصی‌ش متکی میشه.
مثلن تموم ملت دارن می‌گن آقا دایی عمر فوتبالش تموم شده، دیگه نباید موقعیت دیگران رو با حضورش بگیره، پویا از اونور بند کرده به اخلاق دایی و کمک‌های خیریه‌ش و…

پویا گفته: «طی چند سالی که در آلمان بازی می‌کرد، خبرنگاران سمج آن کشور که از کاه کوه می‌سازند (و نمونه آخرش ماجرای مهدوی‌کیا) نتوانستند کوچکترین ضعف اخلاقی از او بدست آورند.»

اولن پویا جان طی چند سالی که دایی در آلمان بازی کرد، نه من پیشش بودم نه تو!
دومن ماجرای مهدوی‌کیا به این خاطر بزرگ شد که مهدوی‌کیا ازدواج دوم کرده بود و ازدواج دوم در آلمان جرم محسوب میشه، به‌جز این مهدوی‌کیا اولین بازیکن بوندسلیگا بود که ازدواج دوم کرده بود تازه ماجرا از اونجا وخیم شد که همسر دومش حامله شده بود!
وگرنه همه می‌دونیم که توی اروپا دوست‌دختر داشتن یه چیز خیلی معمولیه و مثه ایران نیست که بیان به بازیکن گیر بدن، آقا شما چرا دوست‌دختر داری یا چرا با دوست‌دخترت س‍‍‍‍‍ـکـ‌ـس داری!
از کجا معلوم دایی توی آلمان که بود دوست‌دختر نداشت؟ می‌گیرین چی می‌گم؟! یعنی ماجرای مهدوی‌کیا با دوست‌دختر داشتن دایی اصلن قابل مقایسه نیست!
چون دوست‌دختر داشتن دایی یه کار معمولیه اونجا و چیز خاصی نیست که خبرنگارا بخوان بهش گیر بدن، اما همسر دوم داشتن (به عنوان یک جرم) سوژه‌ی خبریه خیلی خوبی محسوب میشه!

بازی خداحافظی، عملی قبیح از نظر پدرخوانده:
هیچ‌وقت یادم نمی‌ره بازی آخره فرشاد پیوس رو، همون بازی که پرسپولیس سه بر صفر استقلال رو برد، توی همون بازی بود که فرشاد پیوس از فوتبال خداحافظی کرد و توی ذهن من موندگار شد، هنوز یادمه که پیوس توی بازی آخرش هم آماده بود، ضربه‌ی کاشته‌ای رو که وسطای بازی زد هنوز یادمه با چه سختی غلامپور از کنج دروازه بیرون کشید.
اما زرینچه، من به عنوان یه استقلالی واقعن برای زرینچه متاسفم، اصلن یادم نمیاد بازی آخرش برای چه تیمی بود، اصلن آخرین باری که پیراهن استقلال رو پوشید کی بود؟! بازیکنایی که اینقدر به فوتبال خودشون ادامه دادن تا خودبه‌خود از دور خارج شدن!
و دایی حداقل سه سال پیش باید کفش‌هاشو آویزوون می‌کرد تا تو همچین باتلاقی نیوفته و حالا که خودش خواسته باید زجرش رو هم بکشه، باید هم گریه کنه، باید متلک بشنوه، باید توی آزادی مردم داد بزنن «دایی باید برقصه»، باید بچه‌های خرمشهری برای رفتنش دست به دعا بردارن، باید پای لرزش بشینه!
وقتی یه نفر خودش حرمت خودش رو نگه نمی‌داره چطور انتظار داره دیگران اینکارو انجام بدن؟! دایی با حضوره بی‌تاثیرش خودش رو خرد کرد، آیا واقعن بالا رفتن تعداد گل‌ها و بازی‌های ملی ارزش خرد شدن یک اسطوره رو داشت؟ فکر نمی‌کنم.

رکوردزنی یا خودزنی؟!
بزرگترین اشتباه دایی محبوبیت‌زدایی به‌خاطر به‌دست آوردن رکورد بیشترین بازی ملی و گل ملی بود، دایی در واقع با این کارش تیشه به ریشه‌ی خودش زد، مثال می‌زنم، علی پروین نه بازی‌های ملیش به اندازه‌ی داییه، نه گل‌هاش، نه تحصیلاتش، نه فرهنگش! اما هنوز که هنوزه تو دل مردم جا داره، چون به موقع از عرصه‌ی بازیگری کشید کنار و خودشو جلوی خاص و عام به‌خاطر دو سه تا گل بیشتر ذلیل نکرد.

پول~قدرت، رابطه‌ی مستقیم:
دایی یه سرمایه‌داره بزرگه، این هم که سرمایه‌شو از ایران خارج نکرده صددرصد به این خاطره که اینجا سودی که می‌بره بیشتر از خارجه! الان کارخونه‌ی کالاهای ورزشی دایی توی ایران هیچ رقیبی نداره، با فدراسیون هم که قرارداد داره واسه همه تیمای ملی، دلیلی نداره سرمایه‌شو خارج کنه!
اگه استدلالمون اینطوری باشه که دایی چون کارخونه زده قصدش کار خیر بوده معلومه نه از فوتبال چیزی سرمون میشه، نه از اقتصاد، نه سیاست!
با این استدلال بالایی باید بگیم هر کی کاخونه داره، یعنی داره کار خیر می‌کنه!! هه‌هه!

فدراسیونی برای یک نفر، یک نفر برای فدراسیون:
تو تموم این سال‌ها، دایی بدون شک تو همه‌ی عزل و نصب‌های فدراسیون شریک بوده، حتا مایلی‌کهن توی تلویزیون به صراحت گفت که «مصطفوی رو دایی برکنار کرد!»، ببینین نفوذ تا چه حد!!
اون‌وقت «دایی‌پرستانِ سر زیر برف» در میان می‌گن، «دایی هیچ وقت در فدراسیون پارتی نداشت»، خب معلومه، فدراسیون مال خودش بود، نیازی به پارتی نداشت، شما اگه رییس یه کارخونه باشی، نیازی به پارتی توی کارخونه‌ی خودت داری؟! دِ نداری برادر من!

محبوبیت فدای معروفیت:
دایی یه زمانی خیلی محبوب بود، هر کس می‌گه دایی هیچ‌وقت محبوب نبوده معلومه حافظه‌ی فوتبالیش خیلی ضعیفه، اون موقع که دایی و باقری به بیلفلد آلمان رفتن، خیلیا نتایج بیلفلد رو دنبال می‌کردن در حالی که بیلفلد اصلن تیم معروفی نبود و ملت به‌خاطر دایی و باقری اینکارو می‌کردن
زمانی که دایی با یه شیرجه‌ی تماشایی دروازه‌ی کویت رو باز کرد (جام ملت‌های آسیا بود فکر کنم، ما سوم شدیم)، مردم توی خیابون داد می‌زدن «داییه سر طلایی امیده تیم مایی»
دایی «یه زمانی» محبوب بود، اما الان محبوب نیست، فقط به‌خاطر بازی‌ها و گل‌های ملّیش معروفه!

دایی، مرد همیشه در صحنه:
دایی تنها بازیکنیه که در تمامیه بازی‌های تیم ملی ایران از زمان هخامنشیان تا الان بازی کرده!
دایی همیشه حضور داره، فرقی نمی‌کنه آماده باشه یا نه، مهم اینه که باید باشه تا تعداد بازی‌های ملیش بالا بره، اصلن هم مهم نیست بازی دوستانه باشه یا رسمی، مهم اینه که تعداد بازی‌های ملیش بالا بره، اصلن مهم نیست بازی با مکزیک باشه یا جمهوری چرغوزستان، مهم فقط تعداد بازی‌های ملیه!
دایی در واقع در سال‌های اخیر به مربیان تحمیل شده، هر مربی که میاد اگه دایی رو تو تیم نیاره در واقع حکم اخراج خودش رو امضا کرده، به همین خاطر هست تمام مربیانی که برای تیم ملی اومدن دایی رو تو ترکیب میذاشتن.

دایی بهتر است یا کانتونا؟! شما انتخاب کنید!
بازی به تعداد انگشتان دست توی بایرن مونیخ و اون ۲، ۳ تا گلی که به میلان و چلسی زده رو چماق کردن تو سر ملت که خفه شین، دایی تو فینال جام قهرمانان حضور داشته و به چلسی و میلان هم گل زده پس باید در هر شرایطی تو تیم باشه!
دوستان مثل اینکه «کانتونا» بازیکن فرانسوی منچسر یونایتد رو یادشون رفته که به چه ساده‌گی از تیم ملی فرانسه کنار گذاشته شد و اتفاقن فرانسه نتیجه هم گرفت!!
مطمئنن کانتونا از دایی بیشتر توی جام قهرمانان بازی کرده و به تیم‌های بزرگتری هم گل زده، اما این دلیل نشد که حتمن همیشه تو تیم فرانسه حضور داشته باشه.
اونایی که تاریخ رو سنگر «حال» قرار می‌دن چرا این چیزا رو یادشون نمیاد؟!

دایی و رونالدو؟ دهنتو آب کشیدی؟ زبونتو گاز بگیر!!
خجالت نمی‌کشی دایی رو با رونالدو مقایسه می‌کنی؟! من حتا اگه سرم بره، دایی رو با پشم *** جنازه‌ی رونالدو هم مقایسه نمی‌کنم!
تازه از این صحبتا که بگذریم، رونالدو بعد از اون بازی ضعیفی که انجام داد، آنچنان مورد حمله‌ی مطبوعات برزیل قرار گرفت که مادرش مجبور شد برای روحیه دادن بهش بره آلمان!!
فکر کردی مثه اینجاست که بیان بش بگن، حالا چون تو یه زمانی بهترین بازیکن دنیا بودی، چندین دوره تو جام‌های مختلف آقای گل بودی، توی رئال بازی می‌کنی و به بهترین تیم‌های اروپایی گل زدی، همیشه توی تیم باش!؟ نه داداش، همه مثه تو مضارع رو فدای ماضی نمی‌کنن.

دایی نماد افتخار یا انزجار؟
آورده‌اند که «همه‌ی دنیا ما رو با دایی می‌شناسه، دایی نماد ایران توی دنیاست پس باید بازی کنه»، آخه حرف مفت تا کی؟! خب همه‌ی دنیا هم برزیل رو با پله و آرژانتین رو با مارادونا می‌شناسن، آیا باید الان پله و مارادونا بیان توی جام بازی کنن؟!
به قول یکی «اگه قرار باشه هر کی که یه زمانی خوب بوده توی تیم بازی کنه که باید با تیم پیشکسوتان بریم جام‌جهانی»!

توهین، حق مسلم دایی!
من عقیده‌م اینه هر کی زبون آدم رو نفهمید، باید طوره دیگه‌ای باهاش حرف زد، از توهین و تمسخر بگیر تا ضرب و شتم و…
الان ۲، ۳ ساله مطبوعات خودشونو کشتن که آقای دایی بسه دیگه، بکش کنار! مگه می‌فهمه؟!
ملت هم وقتی می‌بینن یه نفر حرف آدم تو کله‌ش نمی‌ره مجبور می‌شن از راه‌های بعدی وارد بشن و این کاملن درست و منطقیه حتا اگه شیوه و وسیله‌ای که استفاده می‌شه غیرمنطقی باشه :)

در همین زمینه:
دایی؛ اسطوره‌ای بر فراز یک قرن - بازگشت
وبلاگی در دفاع از دایی
در ستایش دایی - کارپه دیم
برای خودم، به خاطر کاپیتان
دسیسه‌ای برای کاپیتان - جمهور
دایی در ویکی‌پدیا


 

کودِ ایرانی

پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸۵ @ ۱۰:۰۷

هیات برگزارکننده بازی‌های جام‌جهانی آلمان ضمن تقدیر از بازیکنان و دست‌اندرکاران تیم ایران اظهار داشت: «چمن ورزشگاه‌هایی که تیم ایران در آنها بازی کرده است تا ۱۰ سال آینده نیازی به کود ندارند»


 

دایی، میرزاپور و تلویزیون پرتغال

جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵ @ ۱۹:۰۶

لحظاتی پیش تلویزیون پرتغال با قطع تمامی برنامه‌های خود از مردم همیشه در صحنه‌ی پرتغال درخواست کرد برای سلامتی علی دایی و ایراهیم میرزاپور و حضورشان در بازی ایران-پرتغال دعا کنند.


 

غنا مُرد اما بازیِ زیبا نمرده است!

سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۵ @ ۰۱:۰۶
تیم ملی غنا در بازی با ایتالیا

مطمئنن الان هیچ فوتبال‌دوستی در غنا از باخت تیمش مقابل ایتالیا ناراحت نیست، غنا زیبا بازی کرد و همین واسه یه فوتبال‌دوست واقعی کافیه، حتا اگه غنا با ۴ گل هم بازنده می‌شد چیزی از ارزش‌هاش کم نمی‌شد.

همه می‌دونستن غنا از ایتالیا ضعیف‌تره اما این باعث نشد تیم غنا از اول بازی به دفاع محض رو بیاره!
دیدین چطور تک‌ضرب تو زمین ایتالیا پاس کاری می‌کردن؟ انگار نه انگار جلوی یکی از بهترین تیمای دنیا دارن بازی می‌کنن، اون‌وخ تیم ما جلوی مکزیک طوری بازی می‌کرد انگار داره با تیم ملی مریخ بازی می‌کنه!!!

گل دوم ایتالیا روی اشتباه مسلم کوفور* به ثمر رسید اما غنا روحیه‌ی خودشو از دست نداد و مثل دقایق قبل حمله کرد!
غنا دفاعش ضعیف‌تر از ایتالیا بود اما نیومد ۱۱ نفرشو بزاره تو زمین خودش و دفاع کنه بلکه بهترین دفاع (حمله) رو انتخاب کرد. دقیق نمی‌دونم اما فکر می‌کنم درصد تصاحب توپ غنا از ایتالیا بیشتر بود.
واقعن این بازی نمونه‌ی یک بازی زیبا از جانب بازنده‌ی میدون بود که برانکو باید ازش درس بگیره. بهترین دفاع حمله‌س!

کوفور بعد از دادن سوتی و گل دوم ایتالیا

*کوفور یه چیزی تو مایه‌های میرزاپوره خودمون سابقه‌ی سوتی دادن رو داره، تو مسابقه‌ی فینال جام باشگاهای اروپا بازی بایرن مونیخ - منچستر (سال ۱۹۹۹ بود فک کنم!) که یه سوتیه ضایع داد و یکی از گلای منچستر رو اشتباه کوفور به‌دست اومد.

** تیتر پست بر وزن «نرون مرد اما رم نمرده است» است!

پی‌نوشت: راستی من تا حالا حواسم نبود، روی این پارچه‌ی دایره‌ای که قبل از شروع بازی وسط زمین پهن می‌کنن رو خوندین؟ نوشته «Say NO to racism» یعنی «به نژادپرستی نه بگویید»، خیلی حال کردم باهاش، خیلی!


 

بازی قشنگتون همین بود؟!

یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ @ ۲۲:۰۱

افتضاح بودیم، افتضاح!
هیچ نکته‌ی مثبتی توی بازی تیم ملی نبود، گل‌های اول دو تیم که روی ضربه‌ی ایستگاهی بود که اصلن توی فوتبال نشونه‌ی کار تاکتیکی قوی نیست، گل دوم مکزیک هم که روی تر زدن رضایی بود، گل سومش هم روی احمق‌بازیه نکونام!

هی قبل از بازی می‌گفتن واسه ما بازیه قشنگ مهمه، نه نتیجه! از اول بازی دفاعی بازی کردن نتیجه‌گرایی نیست؟ یازده نفر رو گذاشتی تو زمین خودمون نتیجه‌گرایی نیست؟ ای خاک عالم بر سرت برانکو!

والا ما که نه بازی قشنگ دیدیم نه نتیجه!!!


 

استقلال قهرمان

جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۱۸:۲۲

این قهرمانی مقتدرانه رو به همه‌ی استقلالیا تبریک می‌گم.

کل‌کل با لنگیا هم بمونه واسه یه پست جداگونه!

فعلن می‌خوام برم تو خیابون بندری برقصم :)


 

مدرسه پیرمردها

چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۸:۱۸

بازی تیم ملی با تایوان اصلن بم نچسبید، تایوانو حداقل باید ۲۰تا می‌زدیم!

این همه دفاع جوون و خوب داریم تو لیگ، رفتن یحیا رو برداشتن با اون سن و سالش گذاشتن فیکس تیم! حالا من به خاطر موی سفیدش بهش توهین نمی‌کنم!

آقای گل لیگ فیکس تیم ملی نباشه، بعدش اون پیر بی‌خاصیت رو گذاشتن مهاجم نوک تیم که فقط بپره و توپا رو خراب کنه!

این پیرمردا هنوز نمی‌خوان بی‌خیال ما بشن و دست از سر تیم ملی بر دارن؟ همین پدرخوانده و یحیا دانمارکی رو می‌گم!


 

ما و جام‌جهانی

شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۴ @ ۱۵:۱۳

ما که موقع قرعه‌کشی و گروه‌بندی خواب بودیم و بعضیا هم قرار بود واسمون نتایج رو آفلاین بزارن که از همین‌جا ازشون متشکرم که هیچ غلطی نکردن.
خب ایران توی گروه نه‌چندان آسونی افتاده، پرتغال، مکزیک و آنگولا همه به عنوان تیم اول گروه به جام‌جهانی راه پیدا کردن!

حالا بریم یه مختصر نگاهی بندازیم رو تیم‌های حریف ایران، برخلاف چیزی که ملت فکر می‌کنن تو این گروه پرتغال بیشترین حضور توی جام‌جهانی رو نداره، پرتغال فقط ۳ بار در جام‌های ۱۹۶۶ انگلیس، ۱۹۸۷ مرکزیک و ۲۰۰۲ کره/ژاپن حضور داشته، اما مکزیک با ۱۲ بار حضور رکورد رو به‌اسم خودش زده تو این گروه، مکزیک در جام‌های ۱۹۳۰ اروگوئه، ۱۹۵۰ برزیل، ۱۹۵۴ سویس، ۱۹۵۸ سوئد، ۱۹۶۲ شیلی، ۱۹۶۶ انگلیس، ۱۹۷۰ مکزیک، ۱۹۷۸ آرژانتین، ۱۹۸۶ مکزیک، ۱۹۹۴ آمریکا، ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۲ کره/ژاپن حضور داشته که واقعن آدم کف می‌کنه که دو بار هم میزبان جام‌جهانی بوده! آنگولا اولین حضورش توی جام‌جهانی رو تجربه می‌کنه، ما هم که ۲بار بودیم تو جام‌جهانی، ۱۹۷۸ آرژانتین و ۱۹۹۸ فرانسه.

واضحه که پرتغال قوی‌ترین تیم حاضر توی این گروه هست. اما دلیلی نداره بترسیم، مگه سنگال توی جام ۲۰۰۲، فرانسه (قهرمان ۹۸) رو به خاک سیاه ننشوند؟ خب ایران هم می‌تونه بدون علی دایی یه سنگال دیگه باشه!!!

در ضمن ما با این کادر بی‌عرضه به هیچ‌جایی نمی‌رسیم! مثلن این فرکی اونجا کللن اضافیه! خود برانکو به این خاطر اونجا زیره پاش سفت شده که به این دادکان و عوامل پشت‌پرده راه‌به‌راه راه میده!
از بازیکنا هم علی دایی که کللن فوتبال رو باید بزاره کنار چون دیگه هیچ بهانه‌ای واسه موندنش نیست، قبلنا بهانشون این بود که تیمای عربی (F**k ‘em all) از دایی می‌ترسن، خب حالا تو جام‌جهانی که تیمای عربی نیستن، تیمای دیگه هم دایی رو یه مهره‌ی مرده بیشتر محسوب نمی‌کنن پس بهتره باروبندیلشو ببنده و بره!
یکی دیگه این یحیا گل‌محمدیه که با ۲۰۰سال سن هنوز ادعاش میشه! آخه خداوکیلی فردا کرستیانو رونالدو استارت زد تو می‌تونی به گردش برسی؟! تو هم اضافه‌یی!

از زندی هم زیاد خوشم نمیاد اما صبر می‌کنم ببینم تو بازیای آینده‌ی باشگاهش می‌تونه کاری کنه یا نه، چیزی هم بهش نمی‌گم تا این دخترای نانازیه طرفدارش ناراحت نشن. هه‌هه!

در ضمن کم بودن بازی‌های تدارکاتی تیم ملی هم بعدن مشکل‌زا میشه واسمون! گفته باشم!!


 

ثبات بیش از حد

شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴ @ ۰۲:۲۳

آقا افتضاح بود این بازی تیم ملی! خداوکیلی دیگه ترکیب تیم ملی ما رو مربی «بزآباد جنوبی» هم می‌دونه، آخه ما که اینقد استعداد داریم تو فوتبالمون چرا باید همش از یه ترکیب خاص استفاده کنیم؟!
چرا از استقلال که کمترین گل خورده رو توی لیگ داشته و دو تا مدافع جوون و محکم داره (صادقی و قربانی) توی تیم ملی دفاع ثابت نداریم؟
چرا رجب‌زاده باید از دقیقه ۸۷ به بازی بیاد؟ کسی که به عقیده‌ی خیلی از کارشناسا بهترین بازیکن لیگ بوده تا این هفته.
حالا حتمن باید دایی بازی کنه؟ بابا دایی یکی از بزرگترین بازیکنان طول تاریخ فوتبال ایران محسوب میشه، درست!، اما دلیل نمیشه که تا وختی میخواد بمیره فیکسه تیم ملی باشه، ما این همه مهاجم خوب داریم، برهانی، عنایتی، هاشمیان، سیاوش اکبرپور، رسول خطیبی، فریدون فضلی و… چرا حق جوونا رو میخورین از اون طرف هم خون میکنین تو دل هوادارای بیچاره؟!
برانکو واقعن با بازی امروزه تیمش به معنای واقعی رید!! آخه این همه یه‌دندگی واسه چی؟
خداوکیلی فریدون زندی چرا بازی می‌کنه؟ این بشر چه کار مفیدی تاحالا واسه تیم ملی انجام داده؟ (به‌جز اون یه گلی کاشته‌ای که چند وقت پیش زد)
حالا چون خارج بازی می‌کنه حتمن باید فیکس باشه؟ این تو باشگاه خودش هم فیکس نیست!
تیم ملی ما داره افت می‌کنه، این سه تا باختی که اورده زنگ خطریه واسه ما که فکر کردیم وختی تیم رف جام‌جهانی دیگه کار تمومه! خدا کنه بلایی که سر عربستان اومد تو جام گذشته سر ما نیاد!!!


 

شدیدن آبیته

شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۴ @ ۱۸:۰۵

با عرض سلام، خسته نباشید و تسلیت خدمت تمام لنگی‌های عزیز!

با اینکه بازی زیاد فاز نداد اما نتیجه‌ش بدجور چسبید!

استقلال ۱ - ۰ پرسپولیس


 

قهرمانی سرد فولاد

سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۴ @ ۱۸:۳۲
  • خب بعد از این بمب‌گذاری‌ها جو یکمی امنیتی شده، تو اهواز هم اکثر جاهای شلوغ مامور هست، موقع وارد شدن به دانشگاه کیف و چمدون و… تا ماتحت آدمو میگردن، تقریبن همه‌جای شهر مامورین نیروی انتظامی دیده میشن، امروز صبح هم فکر کنم مراسم ختم کشته‌شدگان بمب‌گذاری‌ها بود، چون خیابون طالقانی رو بسته بودن و نمی‌ذاشتن کسی با ماشین بره.
    تو تلویزیون هم که با ملت مصاحبه می‌کنن همه هی با شدت مشت تو دهن آمریکا و اسراییل می‌زنن.
  • بیچاره فولاد خوزستان، خیلی سرد قهرمان شد، خیلیا از جمله خود من از ترس بمب‌گذاری تو مراسم شادی مردم بیرون نرفتن، البته اگه بازیش تو اهواز بود که می‌ترکوندیم شهرو از بس می‌رقصیدیم اما چون اون‌ور قهرمان شد زیاد حال نداد، از حرفای قلعه‌نویی خیلی اعصابم آلت تناسلی‌گونه شد ! همه زورشون میاد یه تیم از برزیل ایران قهرمان شده ( D: )
    تماشاگرا هم که شعار می‌دادن : خوزستان، تبانی، فولاد، قهرمانی؛ حالا من خودم استقلالی‌ام اما بدم میاد الکی تیمای دیگه رو اینجوری بکوبن تماشاگرا، آقا حقش بوده قهرمان شده، استقلال اگه می‌خواست قهرمان بشه بی‌خودی نباید ۶ امتیاز به فولاد می‌داد !
    حق صنعت رو هم که با نامردی خوردن، خیلی تابلو بود که شهید قندی و راه‌آهن تبانی کردن، اون وقت فیروز کریمی دو قفرت و نیمش ( ؟! ) هم باقیه !
  • منم اینقدر اون‌روزای صعود تیم ملی جو زده شده بودم که یادم رفت از بندری رقصیدنای تو خیابون چیزی بنویسم اینجا اما همین‌قدر بدونین که اینقدر رقصیدیم که تا ۲ روز عضلاتمون گرفته بود !
  • خودمم آخرش نفهمیدم اینجا خبرگزاریه یا وبلاگ :))

 

گزارش آنلاین بازی برگشت ایران - بحرین

چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۴ @ ۱۸:۰۴
  • خب چند دقیقه پیش وسط خوندم سرود ملی بحرین سید خندان وارد استادیوم شد که جمعیت خیلی سر و صدا کردن براش !
  • بازی شروع شد
  • یه ضربه‌ی کاشته مهدی برای ایران می‌زنه که بازیکن بحرین به کرنر می‌زنه
  • زندی کرنر رو با کریمی کار می‌کنه… دوباره کرنر
  • سانتر بلند از زندی که دروازبان به کرنر می‌زنه.. کرنر از اون سمت…
  • مهدی کرنر رو می‌زنه… دوباره دفاع به کرنر می‌زنه !!!
  • کرنر رو میزنه زندی.. بلـــند… نکونام استوپ میکنه و با یه حرکت نمایشی توپو سانتر می‌کنه که نصرتی به تیر عمودی دروازه می‌کوبه !!!
  • بازی یکمی آروم‌تر شده.. اون ۲ دقیقه واقعن وحشتناک بود… (به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید لطفن)

[ادامه‌ی مطلب...]


 

گزارش آنلاین بازی برگشت ایران - کره شمالی

جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۸۴ @ ۱۳:۴۲
  • بزودی (ساعت ۷ و ۵ دقیقه بعد از ظهر به وقت اهواز) در این مکان گزارش آنلاین بازی برگشت ایران - کره شمالی از دور مقدماتی جام‌جهانی پخش می‌شود !
  • خب یکمی دیر رسیدم ولی بازی هنوز شروع نشده :)
  • بازی برای ما شروع شد !
  • یه فرار دوطرفه از مهدوی‌کیا که با خطا متوقفش میکنن، سمت راست تیم ما پشت محوطه‌ی کره
  • زندی پاس به بیرون میده به مهدی که با بالای دروازه میزنه، خیلی بد !!!
  • کارت برای کعبی به خاطر تکل خرکی‌یی که زد
  • فرار زندی از چپ اما نه میزننش داور هم خطا نمی‌گیره :(
  • یه موقعیت خوب برای هاشمیان… پشت محوطه.. توپ به‌خوبی رو پاش جفت و جور نمیشه و به آرومی ضربه‌ش به بیرون میره
  • بازی خیلی آرومه پاس اشتباه هم خیلی زیاد.. بازی بیشتر دست تیم ماست
  • یه ضربه‌ی تقریبن جون‌دار از نکونام که دروازبان کره می‌گیره
  • یه فرار از سمت راست از مهدی که سانتر خوبی میکنه و میاد روی پای زندی… یه ضربه‌ی چکشی که خطرناک از بالای دروازه به اوت میره
  • لطفن برای خوندن ادامه‌ی گزارش به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید

[ادامه‌ی مطلب...]


 

سرود ای ایران به‌جای سر زد از افق

پنجشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۴ @ ۱۹:۴۷

همین الان توی اخباره ۲۰:۳۰ که انگار دعوا داره وقتی خبر میخونه ، دیدم که توی مراسم اهدای مدال قهرمانی به هادی ساعی ، سـروده سـر زد از افـق رو پخش نـــکـــردن و به‌جـاش سـروده ای ایـران رو پخش کردن :)

هنوز لینکی در این رابطه پیدا نکردم… اگه جایی دیدم حتمن این پایین میزارمش !

پی‌نوشت : مثل اینکه موقعی که مسئول ایرانی رفته نوار سرود سر زد از افق رو بده به برگزار کنندگانه مسابقه اونا گفتن لازم نکرده… خودمون داریم ! البته اونا ای ایران رو داشتن ، نه سر زد از افق رو… اینجوری بوده دیگه… تقصیره آمریکای جهان‌خوار و اسرائیل غاصبه این توطئه!
ای موسا قصاب (موشه کتساف) ! ای بی‌ناموس ! تو اگه آدام بودی که توی دهن اون شارون میزدی نه اینکه ای ایران پخش کنی ، پس من به تو میگم که برو بمیر ای غاصب !!


 

گزارش آنلاین بازی ایران - کره شمالی

چهارشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۴ @ ۰۸:۲۲
  • سلام ، با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تموم ایرانی‌های عزیز در هر کجای دنیا که هستید ، بازی ایران - کره شمالی رو بطور مستقیم از کانال گناهکار گزارش میکنیم ( :دی ) اواخره جوگیرم دیگه :))
  • ساعت ۱۰:۵۰ هست و نصیرزاده داره در مورد داوری بازی ایران - ژاپن صحبت میکنه
  • بازیکنا توی زمین صف کشیدن ، گزارشگر بازی داره فاتحه میخونه و تسلیت میگه و…
  • رئیس فدراسیونای دو تا کشور دارن تو زمین با همه‌ی بازیکنا و داورا سلام و احوال‌پرسی میکنن :))
  • سرود جمهوری اسلامی خونده میشه و گزارشگر به احترامش سکوت کرده (کاشکی تا آخره بازی هی سرود بخونن تا این ساکت بمونه !!!)
  • حالا هم سرود ملی کره شمالی
  • بازی رو باید کره شروع کنه
  • میرزاپور ، گل محمدی ، رضایی ، کعبی ، زارع ، علوی ، مهدوی‌کیا ، هاشمیان ، زندی ، کریمی ، نکونام بازیکنای ما هستن ، خدا رو شکر دایی هم نیستش
  • چه زشت !!! کره‌ای ها ورداشتن تماشاگرای خودشونو مثل این دستفروشا ریختن تو پیست کنار زمین :)) ، داور نمیذاره این کارو بکنن و داره تخلیه میکنه محوطه رو از تماشاچی !

[ادامه‌ی مطلب...]


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو