دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ @ ۰۰:۳۳
از اونجایی که میگن «یه سوزن بهخودت بزن، یه جوالدوز به دیگران» تصمیم گرفتم نمونهای از تبعیضنژادی رو که توی قوم خودم (بختیاری) رواج داره بیان کنم.
شاید شما هم نوازندگان قوم بختیاری رو دیده باشین که با ساز و دهل خودشون در مجالس عروسی و عزا حضور دارن و مجلس رو به اصطلاح گرم میکنن!
ما بختیاریا به این افراد میگیم تُوشمال(Toshmaal)، جالبه بدونین توشمالا همشون از یه طایفه هستند که به اسم خودشون نامگذاری شده یعنی «طایفهی توشمال»
هر طایفهای توی بختیاری توشمال مخصوص بهخودش رو داره، یعنی چند نفر از «طایفهی توشمال» همیشه همراه اون طایفه هستن تا توی مراسم مختلف موسیقی رو اجرا کنن!
محمدرضا دادگر (شاعر بختیاری معاصر) تو مقدمهی دفتر شعرش بهنام «خین گل» مینویسه:
«اما توشمالها، این شادیآفرینان محروم از امتیازات ایل -که نه کسی با آنها وصلت میکند و نه شریک شام و ناهارشان میشود- نقش بهسزایی در سینه به سینه گرداندن اشعار و ادبیات حماسی داشته و دارند.»
بله درست فهمیدین، قسمت تاسفبرانگیز این داستان اینه که، یه قانون نانوشته هست که هیچکس با توشمال وصلت نمیکنه، هیشکی سر سفرهی توشمال نمیشینه و اونا فقط میتونن توی خودشون وصلت کنن! یعنی ایل فقط از اونا استفادهی ابزاری میکنه و طایفهی پَستتر بهحساب میان!!!
اصلن توشمال بودن یه جور ننگ محسوب میشد. البته الان بهدلیل شهرنشینی و رقیق شدن خیلی از اون تعصبات بیجا دیگه چنین چیزایی رو کم میشه تو شهرها پیدا کرد اما توی عشایر و اکثر روستاها این رسم کثیف هنوز پایداره و این تبعیض بیرحمانه همچنان ادامه داره!
ما میتونیم تبعیضنژادی رو نابود کنیم، اولین گام پاکسازی خویشته.