تنهایی٬ شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد٬ و من مدتها تنها بودم٬ با آنکه تو را میخواستم.
توضیح: قالب شعر متعلق به سهراب سپهری عزیز است.
تنهایی٬ شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد٬ و من مدتها تنها بودم٬ با آنکه تو را میخواستم.
توضیح: قالب شعر متعلق به سهراب سپهری عزیز است.
تو را میبینم
که به سویام میآیی
ناگهان
صدایی گوشخراش
زمین و زمان را
میلرزاند
باز هم زنگ ِ تلفن ِ لعنتی
به ساعت نگاه میکنم
شش صبح٬ به وقت ِ اینجا
با تنی که هنـــوز
مست ِ عطر ِ خیال ِ توست
بلند میشوم و مینشینم
لبهی تخت ِ تا ابد یکنفرهام.
دستم را دراز میکنم
سیگاری برمیدارم
و آتش میزنم
عطر خیالت
هنوز
در کوچه پسکوچههای ذهنم
لِیلِی بازی میکند
مسواک میزنم
لباس میپوشم٬ و نقاب
تلفن همراه٬ ساعت و سیگار را
فراموش نمیکنم
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.