اشک زن

پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۷:۰۵

■ مرد از توی اتاق بیرون اومد و گفت: من تصمیمم رو گرفتم٬ می‌رم و دیگه برنمی‌گردم.

مرد به زن نگاه می‌کنه٬ زن داره اشک می‌ریزه…

■ مرد گفت: بی‌خودی گریه نکن٬ من با این چیزا دیگه خر نمی‌شم٬ این کارات دیگه قدیمی شده.

□ زن گفت: نه گریه نمی‌کنم٬ داشتم پیاز رنده می‌کردم.

■ مرد گفت: بهانه از این احمقانه‌تر پیدا نکردی؟ همه‌تون عین هم می‌مونین٬ بدبخت‌ها بدون مردها نمی‌تونین زنده‌گی کنین.

مرد رفت… زن پیازهای رنده شده رو از توی بشقاب ریخت توی قابلمه.


 

قفس

چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۴:۲۸

پر می‌زند دلش
برای قفس
پرنده‌ی گشـاد


 

چوب‌خط

یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۷:۰۴

چروک‌های صورتت
چوب‌خط عمر من است
در زندان ِ زنده‌گی
مادر


 

دزد

سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۳:۴۴

ثانیه‌شمار
دزد لحظات


 

محال

دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۳:۲۰

زین پس
به‌دنبال آروزهای محال
نخواهم رفت
منتظرم مباش


 

فوق سبک

یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷ @ ۲۲:۰۴

وقتی یه نفر از بهمن کوچیک به وینستون فوق سبک (Ultra Light) رو میاره٬ با زبونه بی‌زبونی می‌خواد بگه «دارم ترک می‌کنم»!


 

چشم‌ها

شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۹:۳۹

چشم‌ها
روزنه‌های کهکشان ِ درون‌اند
چشم‌ها را دریابیم


 

سکوت

سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۴:۴۳

[معذرت می‌خواهم٬ امروز٬ چندم ِ تیر است؟]


 

شباب

دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۴:۴۲

ای دل
شباب رفتُ
نچیدی گــُلی
ز عیش

حافظ (ره)


 

هم‌سفر

یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۲:۳۹

پیاده شدم
تا تو سوار شوی
گاه
رویایی بیش نیست
هم‌سفر شدن


 

ستاره

شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۷:۲۰

ستاره در دل شب٬ فریاد «مرگ بر تاریکی» می‌دهد.

پرویز شاپور (ره)


 

سـینه به سـینه

جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۵:۱۳

علاوه‌بر قصه‌ها
خیلی چیزها
سـینه به سـینه
منتقل می‌شوند
مثل گرما


 

پاکت سیگار

دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۸

هر بار یه پاکت سیگار می‌گیرم هی به‌خودم می‌گم این دیگه آخرین پاکته٬ بعدش وقتی تموم شد باز می‌رم یه پاکت دیگه می‌گیرم و هی به‌خودم می‌گم این دیگه آخرین پاکته…


 

پیچک

جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷ @ ۲۳:۳۵

داغ می‌کند
زمستان ِ تنم را
پیچک ِ دستان تو


 

روشنفکرنما

سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ @ ۲۰:۴۱

گفت: «می‌دونی گناهکار! من خسته شدم از دست این ملت٬ اینا خیلی عقبن٬ حرف منو نمی‌فهمن٬ من دارم بین اینا زجر می‌کشم٬ اینقد دلم می‌خواد مثه خودشون باشم٬ چیکار کنم که مثه عوام باشم؟»

گفتم: «خودت باش»


 

اختلاف

دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۷:۵۳

ما با هم
اختلاف نداشتیم
من
و
تو
مختلف بودیم


 

گوسپند

شنبه ۱ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۸:۴۸

خسته شدم
از بزغاله بودنم
می‌خواهم
گوسپند باشم


 

تـحل

جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ @ ۱۳:۱۴

تـحل
آن است که ببوید
نه آنکه ساقی بگوید

از یادداشت‌های یک مسافر


 

بی‌حوصله‌گی

چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ @ ۱۷:۰۸

کوتاه‌نویسی قبل از اینکه هنر بخواد٬ بی‌حوصله‌گی می‌خواد

پی‌نوشت: در بیشتر اوقات هم نه هنر می‌خواد نه بی‌حوصله‌گی!


 

واجب‌الوجود

سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ @ ۲۰:۰۱

ممکن‌الوجود ِ تو ام
ای
واجب‌الوجود ِ رویاهایم


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.