خودسوزی

جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷ @ ۲۰:۰۴

یه نفر بود که می‌گفت اگه اخراجی‌ها از تلویزیون پخش بشه خودسوزی می‌کنه٬ خب٬ اخراجی‌ها که پخش شد٬ نفهمیدیم آخر خودشو سوزوند یا نه؟


 

اشغال‌شده توسط ایران؟

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶ @ ۰۰:۳۰

تصاویر زیر متعلق به سرویس نقشه‌ی زمین گوگل (Google Earth) هستند که در آنها جزایر سه‌گانه‌ی ایرانی٬ «اشغال‌شده توسط ایران» ذکر شده‌اند.


 

اعتصاب برای جلوگیری از حاکمیت استبداد در بالاترین

جمعه ۲ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۱:۰۷

تا توی یه جامعه (مجازی یا حقیقی)٬ اعتراضی (هرچند آرام و ساده) صورت نگیره٬ مسئولینه اون جامعه (در اینجا٬ بالاترین) فکر می‌کنن هر کاری که دارن انجام می‌دن درسته و خودبه‌خود به سمت استبداد می‌رن٬ طوری که بعد از یه مدت اگه کسی به‌کارشون ایرادی به‌حق هم گرفت٬ با توجه به تجربیاته گذشته‌شون و اینکه کسی قبلن بهشون اعتراض نمی‌کرده٬ فکر می‌کنن فرد معترض مشکل داره و تلاش می‌کنن تا اونو هرچه سریع‌تر ساکت کنن٬ و این روند ادامه پیدا می‌کنه تا به استبداد مطلق منتهی می‌شه.

برای مقابله با این امر و گریز از حاکمیت استبداد در بالاترین٬ یه اعتراض (اعتصاب) خیلی ساده ترتیب داده شده که به سمع و نظرتون می‌رسه:

۱. از مدیران بالاترین می خواهیم که وقت بیشتری را به توسعه ی بالاترین و بررسی و اجرا کردن پیشنهادات کاربران اختصاص دهند.
۲. ضمن مخالفت با هرگونه انحراف از قوانین سایت و تایید آن قسمت از نظرات مدیران سایت که مخالف باندبازی و تقلب در بالاترین هستند لحن مدیران بالاترین را در مخاطب قراردادن کاربران در آخرین پست وبلاگ بالاترین مناسب نمی دانیم . کاربران بالاترین داوطلبانه در جهت توسعه و پیشرفت این سایت فعالیت می کنند ولی انتظار دارند به نظرات آنها توجه شده و قبل از اتخاذ تصمیماتی که مستقیما با نحوه فعالیت آنها در سایت در ارتباط است نظرات آنها مورد توجه قرار گرفته و در صورت امکان نظرخواهی شودکاربرانی که با این دو بند موافق هستند ضمن اعلام اینکه از قطع فعالیت خود در سایت هر چند به صورت کوتاه مدت اکراه دارند ولی به دلیل بی توجهی مدیران سایت :
از ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه ۲ شهریور ۸۶ به مدت ۲۴ ساعت ( تا ساعت ۱۲ ظهر شنبه ) از ارسال لینک، رای دادن و کامنت گذاشتن در بالاترین خودداری می کنند.امیدواریم این عمل نمادین باعث جلب توجه مدیران سایت به خواسته های کاربران شده و بالاترینی «با» و «برای» کاربران داشته باشیم (منبع)

پی‌نوشت: من خودم با این تریپی که نظرات لینک‌ها بعد از ۴ روز بسته می‌شه مخالفم٬ اصلن بالاترین به‌خاطر همین قسمته نظراتشه که اینقدر خوب رشد کرده٬ شاید یه لینک ۲ روز بعد از ارسالش به صفحه اول بیاد و بحث‌ها روش شروع بشه٬ چرا باید قسمت نظراتش به‌خاطر خرابکاری یه عده‌ی خاص که توی لینکا چت می‌کنن بسته بشه؟ پس اون گزارش تخلف واسه چیه؟ بهتر نبود این تصمیمات طبق رسم دموکراسی در بالاترین به رای‌گیری گذاشته می‌شد؟

در همین زمینه: زرشک طلایی روابط عمومی به بالاترین


 

تقارن ملکوتی

پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵ @ ۰۲:۵۲

تقارن شب یلدا و شب جمعه بر همه‌ی هموطنان خجسته باد!

پی‌نوشت: شب دراز است و قلندر بیدار!!!


 

هموطنان عربم عیدتان مبارک

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۸۵ @ ۲۳:۲۵

عید فطر رو به همه‌ی هموطنای عربم تبریک می‌گم و امیدوارم توی تمام مراحل زندگیشون موفق باشن.

توی خوزستان عید فطر به «عید عرب‌ها» معروفه و اعراب ایرانی توی این روز لباس نو می‌پوشن، به دید و بازدید می‌پردازن و عیدی می‌دن و عیدی می‌گیرن و خلاصه کلی جنب و جوش توی شهر به راه می‌افته.

اما عید عرب‌های امسال با سال‌های قبل یه فرق خیلی بزرگ می‌کنه! امسال ۴ روز پشت سر هم تعطیله و عرب‌های ایران می‌تونن مفصل به مهمانی برن و شاد باشن و صفا کنن!
یادمه پارسال می‌گفتن استانداری می‌خواد واسه عید عربا دو روز تعطیل کنه که اعراب وقت بیشتری واسه مراسم عیدشون داشته باشن اما مقدور نشد و به‌جاش امسال تعطیلی‌ها رو دوبل حساب کردن و سرهم شد ۴ روز!

خلاصه جای ما هم خوشحالی کنین، عیدکم مبروک و امیدوارم همه‌ی روزاتون عید باشه :)

تبریکات ویژه به رفقای عزیزم: مسعود همسایه، رویا هویت، شادی دردونه و عصیان.

یادمون باشه، اعراب خوزستان پاره‌ی تن ایرانند.


 

ما رو چه به پسورد؟

دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۵ @ ۰۰:۰۹

دیروز این پست رو که نوشتم اشتباهی قسمت محافظت شده‌ش رو فعال کردم طوری که واسه خوندن پست باید پسورد وارد کرد :))
خلاصه اشتباه شده بود، پویا متذکر شد، ما هم متنبه شدیم!


 

بدون عنوان

دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۵ @ ۱۴:۳۲

خیلی وقته حوصله‌ی نوشتن ندارم٬ اینم اولین پستمه که آنلاین می‌نویسم!
تقریبن از اواخر بهار انگیزه‌ای برا نوشتن نداشتم٬ دیگه انگار واسم نوشتن اهمیتی نداره٬ البته نه فقط نوشتن٬ خیلی چیزا واسم بی‌اهمیت شدن٬ تا کی بی‌خودی دور خودمون بدویم و چیزایی رو که می‌دونیم به همدیگه بگیم.
تصور من از وبلاگ نوشتن چیز دیگه‌ای بود٬ اوایل فکر می‌کردم وبلاگ کم‌تاثیره٬ الان به این نتیجه رسیدم که وبلاگ بی‌تاثیره!
اما چه کنیم از سر عادت می‌نویسیم که نوشته باشیم٬ درست رسیدم به این حرف خودم!
این پست رو هم همینطوری گذاشتم که گذاشته باشم! واسه همین هم پینگ نکردم.


 

اکبر محمدی به خدا پیوست

دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۵ @ ۲۱:۴۵
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست، صبوری کدام و خواب کجا

زنده‌یاد اکبر محمدی

اکبر محمدی از دانشجویانی که در جریان حوادث کوی دانشگاه تهران بازداشت و ابتدا به حکم اعدام و سپس به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، یکشنبه شب، هشتم مرداد ماه بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت.

او جوان بود و من نیز، اما ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا، از خودم بدم میاد، همیشه زنده‌کُش و مرده‌پرست.
پرواز اکبر محمدی به ابدیت نشون داد که ۱۸ تیر هیچگاه تموم نمی‌شه.

به شب‌نشینی خرچنگ‌های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال‌پرست؟

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌افتند
به‌پای هرزه‌علف‌های باغ کال‌پرست

مرتبط:
برای اکبر محمدی - منتقد
یکی بود٬ یکی نبود - جمهور
چگونه نگران نباشیم - جمهور
از زهرا کاظمی تا اکبر محمدی - حنیف
اطلاعیه دفترتحکیم وحدت در محکومیت درکذشت اکبر محمدی در زندان اوین - ادوار نیوز
عبدالله مومنی: حکم اولیه اعدام برای اکبر محمدی را بعد از ۷ سال اجرا کردند - ادوار نیوز
رفتنش سخت بود ولی رفت - الهه‌مهر


 

ایام تلخِ امتحانات

دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۵ @ ۱۶:۴۱

چند روز دیگه امتحانا شروع میشه، هیچی هم نخوندم!

ما فقط شبای امتحان یادمون میاد دانشجوییم :)

باید مدتی نباشم تا که پُر شه کم و کاست…


 

پُستی که پیچونده شد!

شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۱۵:۵۰

رو اون پست قبلی ملت خیلی شاکی شده بودن، خودمم حس کردم دیگه زیادی مته رو خشخاشه، ورش داشتم، به همین راحتی :)


 

عید اومده، من شادم!

دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ @ ۲۱:۴۸

هر چی غم و مشکل و تبعیض‌نژادیه به یه ورم، لحظه‌ای می‌خوام شاد باشم!

دیگه شرمنده نتونستم بیام تک‌تک به همه‌تون میل بزنم یا کامنت بزارم، به بزرگیه خودتون ببخشید.

عید همه‌ی دوستان مبارک باشه.


 

التقویم الجدید لبلاد الایران و لااهمیت لمناسبات الملیة!

دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۸:۰۰

امروز ۲۹ اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت.

یادمه تو بهبوهه‌ی درگیری جمهوری اسلامی با «آژانس هسته‌ای» و توی بمباران خبری مردم که از طریق رادیو تلویزیون انجام می‌شد، بارها از «ملی شدن انرژی هسته‌ای» یاد شد و بارها خودم دیدم که ملی شدن صنعت نفت رو با ملی شدن انرژی هسته‌ای مقایسه کردن!

همین چند روز پیش ویژه برنامه‌ای توی اخبار ساعت ۱۰ شبکه ۳ پخش شد در مورد ملی شدن صنعت نفت، که تقریبن ۵ دقیقه بود که ۳ دقیقه‌ش در مورد انرژی هسته‌ای بود!! و ملی شدن انرژی هسته‌ای رو بیرون اومدن ایران از زیر دست بیگانگان خوند و گفت ملت ما قدرت خودشو توی همچین کاری در ۲۹ اسفند و با ملی کردن صنعت نفت نشون داد! (روحت شـــاد مصدق)

اما الان رسمن به این «واقعه‌ی ملی» اهانت کردن و اونو از لیست تعطیلات رسمی حذف کردن! به این چی میگن؟ استفاده‌ی ابزاری که میگن همینه؟!

حالا فقط به ۲۹ اسفند راضی نشدن و شمشیرشون رو برای اندک باقیمونده‌ی شادی‌های سالیانه‌مون هم از رو بستن!
اول اومدن اسم سیزده‌بدر رو عوض کردن گذاشتن «روز انسان و طبیعت» یا همچین چیزی، الانم که اومدن کللن از لیست تعطیلات رسمی حذفش کردن که کارمندای بدبخت واسه سیزده‌بدر نرن بیرون!

ولی مطمئن باشن تا خون در رگ ماست سیزده‌بدر واسمون تعطیله! تا قلب یه ایرانی می‌تپه نمی‌تونن به همین ساده‌گی این‌جور مناسبت‌های پسندیده و به‌جا رو از یاد و خاطر ماها پاک کنن.

حالا ببینیم تعطیلات کللن چند دسته هستن:

تعطیلات از نقطه نظر منشا پیدایش به سه گروه اصلی قابل تقسیم می‌باشند:
گروه اول تعطیلات ملی هستند که عموما منشا تاریخی – فرهنگی داشته و بدین لحاظ این گروه از تعطیلات در کشورهایی که قدمت تاریخی بیشتری دارند بیشتر مشاهده می‌شوند. تعداد تعطیلات ملی در کشورهایی همچون چین، ژاپن، ایتالیا و ایران بیشتر از سایر کشورها است.
گروه دوم تعطیلات مذهبی می‌باشند که ریشه در اعتقادات دینی ملت‌ها دارند. این گونه تعطیلات نیز در کشورهایی که تمایلات مذهبی قوی‌تری دارند؛ بیشتر مشاهده می‌شود. کشورهایی همچون سوئد، نروژ، دانمارک، پرو و ایران در گروه کشورهایی قراردارند که بیشترین تعطیلات مذهبی را به خود اختصاص داده‌اند.
گروه دیگر تعطیلات حکومتی می‌باشند که ارتباط نزدیکی با رژیم‌های حکومتی کشورها دارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد کشورهایی که انقلابات متعددی در آنها رخ داده است یا به تازگی حکومت و رژیم سیاسی جدید در آنها مستقر شده است؛ تعطیلات حکومتی بیشتری دارند. کشورهایی همچون پورتوریکو، کنگو، کوبا، شیلی و کلمبیا جزو کشورهایی هستند که بیشترین تعطیلات حکومتی را دارند. در کشور ما نیز به دلیل استقرار حکومت جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ تعداد تعطیلات حکومتی افزایش داشته است.

تو رو خدا فهرست تعطیلات رسمی کشور «به اصطلاح غیرعربی ایران» رو نگاه کنین:

  • ۴ روز نخست فروردین ماه (عیدنوروز)
  • ۱۴ خرداد ماه (سالروز ارتحال حضرت امام خمینی)
  • ۲۲ بهمن ماه (سالروز پیروزی انقلاب اسلامی)
  • ۹ محرم (تاسوعای حسینی)
  • ۱۰ محرم (عاشورای حسینی)
  • ۲۰ صفر (اربعین حسینی)
  • ۲۸ صفر (وفات حضرت رسول اکرم و شهادت حضرت امام حسن)
  • ۱۷ ربیع الاول (میلاد حضرت رسول اکرم و میلاد امام جعفر صادق)
  • ۳ جمادی الثانی (شهادت حضرت زهرا)
  • ۱۳ رجب (ولادت حضرت علی)
  • ۲۷ رجب (مبعث پیامبر گرامی اسلام)
  • ۱۵ شعبان (ولادت حضرت ولی عصر)
  • ۲۱ رمضان (شهادت حضرت علی)
  • ۱ شوال (عید سعید فطر)
  • ۲۵ شوال (شهادت امام جعفر صادق)
  • ۱۰ ذیحجه (عید سعید قربان)
  • ۱۸ ذیحجه (عید سعید غدیر خم)

اگه به یه نفر که تو جریان اقدامات اخیر نباشه این لیست رو (به استثنای سه مورد اول) نشون بدیم و بگیم این لیست تعطیلات سالیانه یکی از کشورهاس، به‌نظرت میگه مال کجاست؟! حاضرم قسم بخورم ۵، ۶تا کشوری که اسم می‌بره کشورای عربی هستن و به‌هیچ‌وجه فکر نمی‌کنه تو تقویم کشوری به نام «ایران» این همه «تعطیلی عربی» وجود داشته باشه اما به تعداد انگشتان یک دست هم «تعطیلی ملی» وجود نداشته باشه!

تازه دو تا از اون سه مورد اول هم مربوط به «جمهوری اسلامی» هست، یعنی از رسته‌ی «تعطیلات حکومتی» هستن و فقط ۴ روز عید از «ایران» به‌جا مونده که فقط یه روزش کامل تعطیله و بقیه‌ش نیمه‌تعطیله!! «ایــــــــــــــــــــــــــــــران» کجایی که یادت به‌خیر!!!

دوستان و برادران مجلسی چرا رودرواسی می‌کنن؟ یهو تقویم هجری قمری رو هم جایگزین این هجری شمسی کنن! مطمئن باشن ملتی که نسبت به هتک حرمت رسمی به عناصر ملیش (۲۹ اسفند و سیزده‌بدر) حرفی نمی‌زنه تو تعویض تقویم هم هیچ کاری نمی‌تونه انجام بده!


 

وبلاگ موردنظر در دسترس نمی‌باشد

یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۰:۱۲

یه چند روزی به‌دلیل تحریم آمریکا و بسته شدن سرور، بلاگ در دسترس نبود که با تلاش شبانه‌روزی سربازان گمنام پشتیبانی هاستینگ سرور دوباره رو‌به‌راه شد! همین!


 

روح زخمی

پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ @ ۱۰:۱۸

لازم دونستم یه توضیحی راجبه مطلب قبلیم بگم، بعضی دوستان فکر کرده بودن که من واقعن پدرم رو تو حادثه‌ی بمب‌گذاری از دست دادم، در حالی که اون نوشته واقعی نبود، یه فضاسازی و شبیه‌سازی از صحنه‌ی حادثه بود، اما واقعن غم بزرگی به دلم نشسته بود گویی که اعضای خانواده‌م رو تو این حادثه از دست دادم، اون نوشته شرح حال خودم بود.
آخه تلویزیون استانی خوزستان صحنه‌ها و مصاحبه‌هایی رو پخش می‌کرد که اخبار سراری اونا رو (به هر دلیلی) پخش نکرد! صحنه‌ی گریه‌ی برادر و پدر یکی از جان‌باخته‌گان حادثه، مصاحبه با پدری که همسر و دخترش رو با هم در این حادثه از دست داده بود، اجساد کاملن سوخته‌ای که فقط از روی انگشتر، ساعت، گردنبند و… شناسایی شدن و حال وخیم بعضی مجروحین واقعن تاثیر زیادی روی روحیه‌م گذاشت.
هنوز هم وختی بهش فکر می‌کنم واقعن نمی‌تونم این همه بی‌عدالتی و وحشی‌گری رو تحمل کنم. این حادثه روح منو زخمی کرد… زخمی که شاید خیلی طول بکشه تا التیام پیدا کنه.


 

نتونستم!

شنبه ۲۴ دی ۱۳۸۴ @ ۰۴:۱۸

نتونستم دَووم بیارم :))
البته کمتر وقت می‌کنم سر بزنم ولی خب دیگه…
فعلن همینو داشته باشین بعدن نگین گناهکار بمون دروغ گفت!


 

کریسمس مبارک

یکشنبه ۴ دی ۱۳۸۴ @ ۰۳:۴۷

کریسمس بر همه‌ی هموطنای مسیحیم مبارک باشه، سال میلادی خوبی رو واستون آرزو می‌کنم.


 

مرور یک سال بلاگ‌نویسی

جمعه ۲ دی ۱۳۸۴ @ ۰۳:۵۸

خب گناهکار هم یه ساله شد، طبق عادت احتمالن باید خوشحال باشم اما قبل از خوشحال بودن باید ببینم اینجا چیا واسم داشته و به چه دردی خورده(؟) بعدش خوشحالی کنم چون کاری که چیزی به آدم نرسونه رو باید جمعش کرد.

راستشو بخواین من همین‌جوری از سر هوس اینجا رو راه انداختم، چون پول هاست و دومینش رو هم خودم ندادم سال قبل و یه بنده‌خدای دیگه‌ای واسم اینجا رو خرید (امسال قرار شده واسش بفرستم پول هاست و دومینو، مفت‌خوری هم حدی داره!)

بزار از اول شرو کنم، یه روزی من احساس کردم از پایان می‌ترسم و تصمیم گرفتم آغاز کنم
بیشتر سعی می‌کردم بتونم بلاگ رو مثه محسن درآرم این روند ادامه داشت و بیشتر مسائلی که مطرح می‌کردم سطحی بود.

از اون پستایی که دادم «خانه‌ی پاکان» رو خیلی دوس دارم.

بعدش یه مرجع فارسی واسه توابع قالب وردپرس نوشتم که خودم باش خیلی حال کردم و به‌درد بعضیا هم فکر کنم خورد همون موقع.

یه چندتا کلکل هم با هودر کردم که همین‌طوری از سر عصبانیت بود.

زمان گذشت تا رسیدیم به بازیای تیم ملی واسه مقدماتیه جام‌جهانی که IQ ترکوندم و تصمیم گرفتم بازیا رو به‌صورت آنلاین گزارش کنم واسه کساییکه دسترسی به تلویزیون ندارن و خوشبختانه جواب داد! منم چهارتا از بازی‌های تیم ملی رو آنلاین گزارش کردم.

یه مدت بعد یه سری درگیری قومی توسط جریان ضدملی خلق عربی‌ها تو اهواز به‌وجود اومد که من یه گزارش ازش تهیه کردم از چیزایی که شنیده بودم و گذاشتم اینجا، با بحثایی که پای اون پست کذایی با دیگران داشتم فهمیدم برداشتم از زندگی خیلی نژادپرستانه‌ست، واسه همین رفتم دنبال منابعی که بتونم دیدم رو عوض کنم، خوشبختانه تا حد زیادی موفق شدم و کللن زندگیم از این رو به اون رو شد، راستشو بخواین یکمی سخت‌تر از قبل شد چون محدودیت‌هام بیشتر شد و توی همه‌ی کارام باید رعایت می‌کردم که مبادا به قومی توهین کنم و مردمانی رو از خودم برنجونم، اما ارزشش رو داره، من حاضرم خودم رو محدود کنم اما دیگران رو از خودم نرنجونم، اصلن “یکی” از دلایل زنده بودنم همین یه بیته «سعدیا مرد نکونام نمی‌رد هرگز / مرده آنست که نامش به نکویی نبرند» اگه این بیت نبود من همون اوایل راه‌اندازیه این بلاگ خودکشی کرده بودم! چون به‌شدت تحت تاثیر ابیاتی از قبیل «جهان هیچ است اندر هیچ / ای هیچ بیهوده در هیچ مپیچ» بودم و تقریبن به پوچی رسیده بودم و ادامه زندگی رو بی‌خود می‌دیدم، دوس ندارم در موردش حرف بزنم…

بعدش رفتم تهران و اون قضایای «بچه شهرستانی» و این حرفا پیش اومد که البته من تو اون پست یکمی شورشو در اورده بودم که همین‌جا رسمن اعتراف می‌کنم! ولی باور کنید همچین مسائلی خیلی وجود داره.

یه مدت بعدش دوران انتخابات بود و همه‌ی بلاگا سیاسی می‌نوشتن اما من چون تخصصی تو این زمینه ندارم حتا یه پست هم در مورد انتخابات ندادم!

بعد از اون پست شورش در اهواز یه سری مشکلات واسم به‌وجود اومد که من مجبور شدم سرپا بشاشم که خیلی به‌دردبخور بود و دست از سرم برداشتن!

بعدش یه سری دعواهای وبلاگی به‌وجود اومد که منو مجبور کرد پست «پز روشنفکری» بنویسم، چرا بی‌خودی رودرواسی کنم؟! دعوای مجید زهری (افشین زند یا هر اسم دیگه‌ای که واسه خودش جور کرده…) با ن.خ که نارس بودن بلوغ فکری زهری رو ثابت کرد که توی دعوا به ن.خ یه چیزی تو این مایه‌ها گفته بود «دیگه از کسی که صداش شبیه دختر بچه‌های ۱۲ ساله هست چه انتظاری میشه داشت؟!»، خب کسی که تو جروبحث همچین استدلال مزخرفی رو به‌کار میبره واسه خراب کردن طرف مقابلش، بعد از اون‌ور پز روشنفکریش ماتحت خر رو جر داده معلومه فقط نقش بازی می‌کنه و من از این کثافت کاریا حالم به‌هم می‌خوره!

مقاله‌ی «رپ فارسی» ورود رسمی من به عرصه‌ی موسیقی بود که رپ فارسی رو بردم زیرسوال!

یه تغییر قالب داشتم که اینجا رو بزک کردم یکمی… بعد از اون کوتاه‌نویسی رو شروع کردم البته غیر رسمی! و بعدش هم نظرمو راجبه تبادل لینک نوشتم تا افرادی مثه فینگیلی دست از سر کچل ما بردارن!

مقاله‌ی «نژادپرستی» نتیجه‌ی مطالعه‌ی من در مورد قوم‌گرایی بود… متاسفانه این مقاله اونجوری که فکر می‌کردم مورد توجه قرار نگرفت… اما خب به یه‌ورم! من هنوز زنده‌ام و هنوز تواناییه نوشتن دارم، ادامه میدم…

بعدش هم جریان اون مسابقه‌ی عجیب و غریب دویچه‌وله و نامزدبازی بنده!

بعد از کلی سر و کله زدن با اونایی که دیگران رو مورد تحقیر قومی قرار می‌دن با افرادی روبرو شدم که انگار از دماغ فیل افتاده بودن و شدیدن به قومیتشون افتخار می‌کردن… بلخره باید جوابشونو می‌دادم!

… و تلاش‌های من برای رسیدن به شخصیتی که دوس دارم

پرداختن به موسیقی محلیموسیقی بختیاری!

و نمودار زنده‌گی

اعتراضم نسبت به نمونه‌ی دیگه‌ای از پز روشنفکری!

سقوط هواپیمای باربری-نظامی C-130 و کشته شدن تعداد زیادی از خبرنگاران صداوسیما… دیدن گفتم؟ ماجرا الان دیگه فراموش شده… آخرش چی شد؟ کی مقصر بود؟ هیچ‌چیزی معلوم نشد… مثه همه‌ی اتفاقاته ناخوشایندی که می‌افته و بعد از یه مدت بی‌سروصدا تموم میشه…

بعد از اون شروع شدن رسمی کوتاه‌نویسی و بقیه‌ی اراجیفی که خودتون می‌بینید…

از این به بعد هم یه فصل جدید آغاز می‌شه تو نوشته‌هام که خودتون می‌بینید به‌تدریج!

این بود انشای من/.

شب یلدا وشد من هم یه ساله
شر و ور ونویس کلی باحاله
از هر چیزه جواد در کن مقاله
زمستون وشده واسم بهاره!

خــــــــــوب بید؟!


 

ترانه‌های مورد علاقه

یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۴ @ ۰۴:۲۳

اولش بگم نمی‌دونم کدوم از خدابی‌خبری اینجا رو الکی پینگ کرده! هرکی بیده من نبیدم!
بعدش من از این به بعد با هر ترانه‌ای که حال کنم متنشو میذارم اینجا! (نه که تا حالا نمیذاشتی؟!)
اگه دیدم لینکی هم مرتبط با ترانه هست خودکار استادش می‌کنم!
کف رو برو تو کارش!!


 

اجق وجق

چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۴ @ ۱۷:۲۰

ye seri moshkelat vase database e inja bevojood oomade, harfe “F” farsi ro nemitoone dorost neshoon bede, harja chize ajagh vajaghi didin “F” bekhoonin.

پی‌نوشت: با صرف نزدیک به ۶ ساعت و ویرایش همه‌ی مطالب فعلن اوضاع روبراهه!


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.