عذرخواهی

یکشنبه ۱ آبان ۱۳۹۰ @ ۱۷:۵۱

پیرو مطلب قبلی درباره‌ی تغییرات گودر باید عرض کنم که، من اون مطلب رو بعد از این نوشتم که مجمع دیوانگان از تعطیلی گودر ابراز نگرانی کرده بود، یعنی وقتی مطمئن شدم حتا برخی از کاربران مستندنویس وب فارسی هم نگران شدن و شایعه‌ی تعطیلی کامل گودر رو باور کردن؛ راستش خیلی عصبانی بودم از دست افرادی که انتقال امکانات اجتماعی گودر رو به «تعطیلی کامل» تعبیر و شایعه‌پراکنی کرده بودن. به همین دلیل اون مطلب لحن تندی داشت و با عصبانیت نوشته شده بود و از کلماتی استفاده شده بود که نباید استفاده می‌شد. برخی از دوستان اون کلمه‌ی «احمق» رو به خودشون گرفته و ناراحت شده بودن؛ در حالی که منظور من تنها همون یک نفر ناشناسی بود که برای اولین بار از خبر گوگل برداشت اشتباه و شایعه‌ی تعطیلی کامل گودر رو منتشر کرده بود، که اون رو هم نباید به‌کار می‌بردم. به‌هر حال قصد جسارت به گودرنشینان رو نداشته و ندارم.
از همه‌ی دوستان بابت سوتفاهمی که پیش اومد عذرخواهی می‌کنم.

این نوشته رو هم توی گودر دست به‌دست کنین و جماعتی رو از آزردگی احتمالی برهانید.

جمع‌بندی صحبت‌ها و راهکارهایی که توی گودر مطرح شد رو به‌زودی همین‌جا منتشر می‌کنم.

برچسب‌ها

حکایت تغییرات گودر و جوگیری ما ایرانیان

شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۰ @ ۱۶:۱۶

چند روز پیش گوگل توی وبلاگ رسمی گودر (گوگل ریدر) اعلام کرد که قراره تغییراتی توی این سرویس ایجاد کنه و امکانات اجتماعی گودر رو با گوگل پلاس ادغام کنه؛ خب تا این‌جا رو داشته باشین تا یه توضیحاتی در مورد گودر و پلاس بدم.

گودر یک خوراک‌خوان (RSS Reader) تحت وب هست و فلسفه‌ی وجودش هم پیگیری خوراک سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف هست و بقیه‌ی چیزهایی که حول این محور شکل گرفته در واقع حاشیه هستن.

گوگل پلاس یک شبکه‌ی اجتماعی هست که با تمام سرویس‌های گوگل داره ادغام می‌شه و امکانات اجتماعی که توی پلاس هست، از تمام امکانات اجتماعی سرویس‌های دیگه‌ی گوگل بیشتره چون پلاس دقیقن با هدف شبکه‌ی اجتماعی بودن ساخته شده و فلسفه‌ی وجودی‌ش همین هست.

خب برگردیم سر بحث اصلی، بعد از ادغام گودر و پلاس چه اتفاقی قراره بیفته؟
۱- گودر تعطیل نمی‌شه، بلکه به عنوان یک سرویس خوراک‌خوان آنلاین همچون گذشته به کار خودش ادامه می‌ده. (نمی‌دونم کدوم احمقی این شایعه رو ساخته که گودر داره تعطیل می‌شه)
۲- ما هنوز هم می‌تونیم مثل سابق مطالب رو به اشتراک بذاریم. اما تنها تفاوت این هست که مطالب به اشتراک‌گذاشته‌ی ما توی پلاس نشون داده می‌شن و تمام نظرات و بحث‌ها هم توی پلاس شکل خواهد گرفت. (لازمه باز هم به نقش اون احمق اشاره کنم؟)
۳- ما هنوز هم می‌تونیم یادداشت (note) بنویسیم، اما نه توی گودر! بلکه توی پلاس که مخصوص این کارهاست. مخاطبین ما هم توی همون پلاس لایک‌ها و نظراتشون رو خواهند داد.
۴- ما مطالب رو با حلقه‌های مشخص‌شده‌ای به اشتراک می‌ذاریم (که این خیلی هم خوبه!)، برای مثال ما یک سری دوست‌هایی داریم که اهل فوتبال هستن و یک عده دیگه که اهل هنر هستن و با فوتبال حال نمی‌کنن، از این به بعد ما مطلب دعوای فردوسی‌پور و قلعه‌نویی رو با حلقه‌ی فوتبالی‌ها به اشتراک می‌ذاریم و برای دوستای هنری‌مون مزاحمت ایجاد نمی‌کنیم و مطلبی درباره‌ی تئاتر رو با حلقه‌ی هنرمندان به اشتراک می‌ذاریم. اگه دوستی داریم که هم اهل فوتبال هست و هم اهل هنر، می‌تونیم توی هر دو تا حلقه قرارش بدیم تا چیزی رو از دست نده.
۵- ظاهر گودر با بقیه‌ی سرویس‌های گوگل هماهنگ می‌شه، که تغییر مهمی نیست.
۶- روی این مورد مطمئن نیستم ولی گمان می‌کنم لایک زدن مطالب سایت‌هایی که توی گودر می‌خونیم مثل سابق برقرار باشه و وقتی کسی یک مطلب رو توی گودر لایک می‌زنه، توی پلاسش می‌نویسه که فلانی این مطلب رو لایک زد. البته اینو حدس می‌زنم و مستندی در این مورد نخوندم هنوز.

ما باید چیکار کنیم؟
چیزی که از خورشید روشن‌تر هست اینه که ما نمی‌تونیم جلوی تغییرات گودر رو بگیریم چون این تغییرات توی تمام سرویس‌های گوگل داره اعمال می‌شه و کلیه‌ی امکانات اجتماعی سرویس‌های گوگل داره با پلاس ادغام می‌شه.
هرچند گوگل اعلام کرده که می‌تونیم از همه‌ی چیزهایی که توی گودر داریم یک خروجی بگیریم و برای خودمون نگه داریم اما تنها نکته‌ی مبهم و قابل بحثی که توی این تغییرات به‌وجود میاد مبحث «ارتباطات گودری» هست، یعنی این روابط دوستی که توی گودر وجود داره چطوری قراره به پلاس منتقل بشه، اصلن منتقل می‌شن یا نه؟!

به نظرم به جای این‌که کمپین راه بندازیم که «از فیسبوک می‌خواهیم به‌خاطر تعطیلی گودر لوگوی خود را ۴۰ روز سیاه کند»، باید کاملن هدفمند و متحد از گوگل بخوایم که این ارتباطات گودری رو واسه‌مون حفظ کنه و با همین روابط به پلاس منتقل بشیم و همه‌ی رفقای گودری رو توی حلقه‌ای به نام دوستان گودری (Reader Subscriptions) قرار بده. این‌طوری هیچ‌چیز از دست نمی‌ره و برای گوگل هم از نظر تکنیکی عملی هست و زحمت زیادی نداره.

این مطلب رو توی گودر دست به‌دست کنین و جماعتی را از نگرانی برهانید.

برچسب‌ها,

خواهرم، سمیه

شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۱

خواهرم، سمیه
آنان که خرامیدن قلم
لرزه بر اندامشان می‌افکند
در قامتی نیستند
که لکه‌دار کنند
جامه‌ی کرامت انسان را

برچسب‌ها

برای علی فرزات

سه شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۰ @ ۱۱:۴۰

چه باید گفت؟
به آنان که
از قلم وما یسطرون می‌هراسند.

چه باید گفت علی؟
به آنان که
انگشتانت را شکستند
تا به تصویر نکشی
پایه‌های شکسته‌ی حکومت‌شان را.

هنرمند بر حکومت است، نه با حکومت
و تو
هنرمندی
و خار چشم اقتدارگرایانِ سرزمین‌ات
هم‌چون «آیات القرمزی»، در منامه
و «هیلا صدیقی»، در تهران

اینک
بندِ دلِ ما و
بندبندِ انگشتان شماست،
اما به قلم سوگند
که بنیانِ ظلم
از خانه‌ی عنکبوت سست‌تر است.

پانوشت:
۱) علی فرزات، کاریکاتوریست سوری که لباس شخصی‌های حکومت سوریه او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و انگشت‌هایش را شکستند تا نتواند به کارش ادامه دهد.
۲) آیات القرمزی، شاعر جوان مخالف حکومت بحرین که به دلیل خواندن یک قصیده در میدان مروارید در جریان اعتراضات مردم بحرین به زندان افتاد و مورد شکنجه قرار گرفت، وی پس از اخذ اعترافات تلویزیونی و عذرخواهی اجباری از دیکتاتور بحرین آزاد شد.
۳) هیلا صدیقی، شاعر جوان ایرانی که به دلیل سرودن اشعار اعتراضی به ۴ ماه حبس تعزیری (۵ سال تعلیقی) محکوم شد.
۴) گیومه‌ی درون متن، نقل‌قولی‌ست از مهدی اخوان ثالث، شاعر معاصر.

همدردی

جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ @ ۱۷:۱۹

فقرا
گرسنه‌اند.

یک ماه در سال
برای همدردی
نمی‌خوریم و نمی‌آشامیم
البته در خیابان هم
کسی حق ندارد
بخورد و بیاشامد

یازده ماه در سال
بدون همدردی
در خیابان
همه می‌توانند
بخورند و بیاشامند

فقرا
گرسنه‌اند
هنوز.

برچسب‌ها, ,

فاعتبروا یا أولی الأبصار

پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ @ ۰۲:۳۲

حسنی مبارک، دیکتاتور پیشین مصر در قفسی در دادگاه.

سی سال سواستفاده از قدرت و ظلم، به یک لحظه این‌گونه در قفس خوار شدن می‌ارزید آقای مبارک؟

فاعتبروا یا أولی الأبصار.

نان

یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ @ ۱۷:۳۲

عادت می‌کنیم
به اعتصاب غذای ناخواسته
وقتی…

بابا
نان
ندارد.

اولِ مِی، روز جهانی کارگر مبارک باد.

پاسخ

یکشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۰ @ ۱۶:۲۵

پاسخ ِ «کجاست؟»
باتوم بود

و پاسخ ِ «چرا؟»
گلوله

از من مپرس
«چگونه؟»

حریة حریة

چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹ @ ۱۵:۳۴

«حریة حریة» گفتن تونسی‌ها می‌شه «انتفاضه»، «آزادی آزادی» گفتن ایرانی‌ها می‌شه «فتنه». مملکته داریم؟!

تقویم ناطق

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ @ ۰۲:۴۱

تقویم‌ها و کاغذها
از آن ِ شما

ما خود
تقویم ِ ناطقیم


نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

به کجا؟

باشد
از تنهایی‌ام بیرون می‌زنم
اما به کجا؟

آدونیس

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -