سکوت

سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ @ ۱۴:۴۳

[معذرت می‌خواهم٬ امروز٬ چندم ِ تیر است؟]


 

گوگل جستجوی علم را بر ما حرام کرد!

یکشنبه ۹ تیر ۱۳۸۷ @ ۰۰:۱۳

الیوم استعمال و تفتیش هرگونه کد و علم بای نحو کان برای شما ایرانیان حرام و در حکم محاربه با امپراتوری آمریکاست.


 

روشنفکرنما

سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ @ ۲۰:۴۱

گفت: «می‌دونی گناهکار! من خسته شدم از دست این ملت٬ اینا خیلی عقبن٬ حرف منو نمی‌فهمن٬ من دارم بین اینا زجر می‌کشم٬ اینقد دلم می‌خواد مثه خودشون باشم٬ چیکار کنم که مثه عوام باشم؟»

گفتم: «خودت باش»


 

خوزستان زنده‌به‌گور شد

پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ @ ۱۲:۵۹

از دیروز (طبق روال چند ماه گذشته) هوای خوزستان غبارآلود بود٬ و ذرات گرد و غبار توی هوا پراکنده بودن٬ اما امروز هوا خیلی افتضاح شده و درواقع مقدار کمی هوا بین ذرات گرد و غبار پراکنده هست! و هر نفسی که فرو می‌رود کوتاه‌کننده‌ی حیات هست و شکنجه‌ی ذات.

اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست.

این ذرات گرد و غبار با خودشون اورانیوم [استفاده شده در تسلیحات آمریکا] رو از عراق برای ما سوغات میارن که باعث به‌وجود اومدن مشکلات بهداشتی مثله افزایش سرطان٬ نازایی و ناقص‌زایی بانوان٬ مشکلات تنفسی حاد و… می‌شه٬ علاوه بر این٬ این ذرات گرد و غبار به‌دلیل گذر از مناطق جنگی حاوی مواد شیمیایی دوران جنگ هم هستن٬ همین چندروز پیش یکی از آشناهامون حالش بد شد و وقتی به بیمارستان مراجعه کرد دکترا بهش گفتن که بر اثر موادی که توی گرد و غبار چند ماهه‌ی اخیر وجود داشته شیمیایی شده و مثل یه جانباز شیمیایی باید تحت درمان‌های خاص قرار بگیره. دقت کنین که الان حدود ۲۰ سال از پایان جنگ می‌گذره و هنوز خاک اون مناطق تثبیت نشده!

اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست.

توی این چند روز اورژانس‌های اهواز مملو از افرادی بود که به‌دلیل همین گردوغبار مسموم شده بودن٬ بیشتر این افراد رو هم کودکان خردسال تشکیل می‌دادن.

اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست.


یکی از عکس‌های ناسا از فاجعه‌ی زیست محیطی اخیر

دلیل تمام این بدبختی‌ها و مشکلات هم نبود کمربند سبز در خوزستان هست٬ طرحی که چندین و چندسال هست که با وجود داشتن ردیف بودجه هنوز اجرایی نشده!
از گوشه و کنار دلایلی واسه اجرایی نشدن این طرح شنیده می‌شه که واقعن مسخره هستن٬ مثل نبود امنیت در استان و سواستفاده از مراتع جنگلی برای چال کردن اجساد(!) و… که اگه یه انسان عاقل فجایع به‌وجود اومده بر اثر این گرد و خاک رو با دلایل جلوگیری از اجرا شدن کمربند سبز مقایسه کنه می‌فهمه که این دلایل فقط مزخرفاتی هست که بعضیا می‌خوان به خورد ملت بدن تا اعتراضی صورت نگیره٬ باید دید این بودجه‌ی اختصاص یافته برای این امر کجاها خرج شده و به‌جیب مبارک کیا ریخته شده که مرگ و زنده‌گی چندین میلیون خوزستانی رو بازیچه‌ی منافع خودشون کردن.

ما خوزستانی‌ها در حال زنده‌به‌گور شدن هستیم.

آقای خامنه‌ای من اعلام خطر می‌کنم٬ اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست!
آقای احمدی‌نژاد من اعلام خطر می‌کنم٬ اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست!
ای تشخیص مصلحت٬ ای هیات دولت٬ ای استاندار٬ ای سازمان محیط زیست٬ ای مجلس٬ ای امنیت ملی٬ ای مقامات کشوری٬ ای مقامات لشکری٬ ای آقایان٬ من اعلام خطر می‌کنم٬ اینجا هوا برای نفس کشیدن نیست!

مردم ِ بدبخت ِ ثروتمند‌ترین استان ایران در حال زجرکُش شدن هستن٬ ما هوا برای نفس کشیدن نداریم.

ما خواستار اجرای طرح کمربند سبز به‌صورت ضربتی هستیم تا از وقوع یک فاجعه‌ی انسانی جلوگیری به‌عمل بیاد.

آیا فریادرسی هست؟

مرتبط:
تا فاجعه‌ی انسانی در خوزستان فاصله‌ای نمانده است
مردم خوزستان: ما هوا نداریم٬ پول نفت نخواستیم! - تاریخ و جغرافیا
امنیت، قاتل شهروندان خوزستان - مهدی محسنی
گرد و غبار در اهواز - سی و یک اسفند
کمک، اینجا چهار میلیون نفر هوا برای تنفس ندارند - زیرخط آی‌تی
ما انسانیم، هوا می‌خواهیم - کامیار ندیمی
خوزستان در خطر است! - نسخه‌ی هفدهم
چهلمین حمله‌ی توفان‌های شن به خاکریز دلیران خوزستانی! - محمد درویش

گرد و غبار در بندر خرمشهر - عکس‌های خبرگزاری فارس
خوزستان پنجشنبه تعطیل شد - خبرگزاری خوزنیوز
غبار سرخ خوزستان را فرا گرفت - خبرگزاری خوزنیوز
گرد و خاک شدید زندگی مردم خوزستان را مختل کرد - خبرگزاری خوزنیوز
سلامت چهار میلیون خوزستانی در خطر - خبرگزاری خوزنیوز
به دلیل شرایط بد هوا در خوزستان ، پروازهای فرودگاه اهواز لغو شد - خبرگزاری فارس
حمله شن‌های عربستان و آسمان قرمز کویت و آبادان - بازتاب


 

دموکراسی

سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ @ ۱۴:۲۵

دموکراسی٬ حتا اگر [به‌زعم بنیادگرایان] دیکتاتوری اکثریت باشد٬ مطمئناً از دیکتاتوری اقلیت بهتر است.


 

خودسوزی

جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷ @ ۲۰:۰۴

یه نفر بود که می‌گفت اگه اخراجی‌ها از تلویزیون پخش بشه خودسوزی می‌کنه٬ خب٬ اخراجی‌ها که پخش شد٬ نفهمیدیم آخر خودشو سوزوند یا نه؟


 

آدم‌فروش‌ها به بهشت نمی‌روند

پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۷ @ ۰۸:۲۴

لیست ۵۰ نفره‌ی تهران که منتشر شد٬ خیلیا حسابه کار اومد دستشون٬ علی‌الخصوص قدرت‌طلبانِ اصلاح‌طلب‌نمایی که توی این مدت٬ هرجوری که تونستن به‌بقیه‌ی اصلاح‌طلب‌ها (مخصوصن مشارکت و مجاهدین انقلاب) ضربه زدن و دم‌و‌دقیقه با خبرگزاری‌های معلوم‌الحال مصاحبه کردن و چندین بار حرف‌های دبیرکل حزبشون (م.ک) تیتر اول روزنامه‌ی معروف اصولگرایان شد!

بله جناب م.ک٬ وقتی سرلیست شما توی ۵۰ نفر نیست٬ یعنی مردم اصلن لیست شما رو قبول ندارن. حالا بی‌خودی می‌خواین این شکست مفتضحانه رو به‌بهانه‌ی دراومدن چندنفر از لیست ائتلاف یاران خاتمی (که متاسفانه توی لیست شما هم بودن) پنهان کنین ولی کور خوندین!
میزان توجه مردم به یه لیست٬ از تعداد رای سرلیستش معلوم می‌شه٬ همون‌طور که مجید انصاری (سرلیست یاران خاتمی)٬ از بقیه‌ی یاران خاتمی بیشتر رای اورد.

بقیه‌ی افرادی هم که بین لیست شما و یاران خاتمی مشترک بودن٬ فقط به‌خاطر حضورشون توی لیست یاران خاتمی رای آوردن٬ گواه این حرف هم اینه که هیچ‌کدوم از افرادی که فقط توی لیست شما بودن (و توی لیست یاران خاتمی نبودن) رای نیوردن. اینارو گفتم که فکر نکنی مردم رو می‌شه به‌راحتی پیچوند!

اگه واسه ریاست‌جمهوری کاندید بشی خیلی پررویی. حاضرم به احمدی‌نژاد رای بدم٬ اما به تو نه!

پی‌نوشت: این مطلب رو زمان انتخابات نوشته بودم اما فرصت نشد همون موقع منتشرش کنم.


 

اهواز٬ شهر بی‌اصلاح‌طلب!

چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ @ ۱۸:۱۳

خیلی مسخره‌ست!

من می‌خواستم توی این انتخابات شرکت کنم اما اهواز اصلن کاندیدای اصلاح‌طلب نداره!
البته اعتماد ملی و کارگزاران چند نفری رو معرفی کردن٬ اما خب من هیچ‌کدوم از این دو تا حزب رو به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم که بخوام برم بهشون رای بدم.

مثلن یکی از کاندیدهایی که کارگزاران معرفی کرده٬ توی لیست جبهه متحد اصولگرا هم هست! تو خود حدیث مفصل بخوان…

خلاصه اینکه امسال هم کمافی‌السابق در انتخابات شرکت نمی‌کنم.

پی‌نوشت: البته از بقیه دوستانی که ائتلاف اصلاح‌طلبان (یاران خاتمی) توی شهرشون لیست داده٬ تقاضا دارم که به یاران خاتمی رای بدن٬ چون هرچی باشه کاچی به از هیچی!


 

انگل‌های سیاسی

دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۶ @ ۱۹:۰۷

نقد کردنِ فاکتور شام در ستاد هاشمی
دخـتر‌‌بازی در ستاد معین
این است روزگار انگل‌های سیاسی جامعه‌ی ایران

تا ببینیم واسه انتخابات(؟!) مجلس کجا رو پاتوق می‌کنن…


 

اشغال‌شده توسط ایران؟

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۶ @ ۰۰:۳۰

تصاویر زیر متعلق به سرویس نقشه‌ی زمین گوگل (Google Earth) هستند که در آنها جزایر سه‌گانه‌ی ایرانی٬ «اشغال‌شده توسط ایران» ذکر شده‌اند.


 

مدیران و سازمان‌های میانی به چه درد می‌خورن؟!

جمعه ۶ مهر ۱۳۸۶ @ ۱۶:۲۴

الان داشتم اخبار نگاه می‌کردم دیدم هیات دولت دوباره برنامه گذاشته که مردم مستقیمن برن پیششون و مشکلاتشون رو با اونا در میون بذارن٬ حالا من موندم که مدیران میانی این وسط چه‌کارن؟ یعنی اگه قراره مردم مشکلاتشون رو برن به وزیر بگن تا حل بشه٬ پس این همه سازمان و ارگان زیرمجموعه‌ی دولت به‌چه درد می‌خوره؟ خب یهو همه‌رو منحل کنه بره دیگه!

راستی این قفل در اتاق من خراب شده٬ اینو باید الان برم به وزیر مسکن و شهرسازی بگم یا وزیر صنعت؟


 

آقای تاج‌زاده٬ از چه نشسته‌ای؟

پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ @ ۲۰:۲۸

در روزهای اخیر شایعه‌ی محکومیت «سید مصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در محافل خبری جاروجنجال زیادی به‌پا کرده٬ صرف‌نظر از اینکه شایعه‌ی مذکور به‌چه علت به‌وجود اومده و محکومیت آقای تاج‌زاده برحق هست یا نه٬ نکته‌ی خیلی مهمی در واکنش آقای تاج‌زاده به این شایعه نهفته‌ست که نمی‌شه به‌ساده‌گی از کنارش گذشت٬ ایشون در مصاحبه با آفتاب گفتن:

اگر در این زمینه برای من پرونده تشکیل دهند تصمیم دارم آن را به پروژه‌ای علیه تبعیض قضایی تبدیل کنم.

وی اظهار داشت: من بنا دارم در کنار افشای تبعیض‌های قضایی یا به زبان رسا تر “آپارتاید قضایی” با کمک مردم و…

بله همون‌طور که ملاحظه می‌کنین آقای تاج‌زاده تهدید کردن که اگه برای ایشون پرونده‌ای تشکیل بشه٬ علیه تبعیض قضایی افشاگری می‌کنه. اما نکته اینجاست که اگه آقای تاج‌زاده از تبعیض قضایی آگاه بوده چرا قبل از این دست به افشاگری نزده؟ چرا الان که پای خودش قراره به دادستانی باز بشه از تبعیض‌های قضایی حرف می‌زنه؟ یعنی اگه این شایعه پخش نمی‌شد آقای تاج‌زاده هم هیچ حرفی از تبعیض قضایی نمی‌زد؟

آیا این عمل زدن مهر تایید بر حرف‌هایی نیست که در زمان تحصن مجلس ششم زده می‌شد در رابطه با این‌که اصلاح‌طلبان فقط وقتی پای منافع خودشون در میون باشه دست به افشاگری و تحصن و… می‌زنن؟

آقای تاج‌زاده٬ آیا نشنیده‌اید «مسلمان نیست آن‌که صدای دادخواهی مظلومی را بشنود و برنخیزد»؟ نشنیده‌اید «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیتة»؟ شما در مقابل جامعه‌ی خود مسئولید که از تبعیضات و فسادهایی که از آن‌ها اطلاع دارید پرده بردارید و از افرادی که حقشون در این (به قول شما) تبعیض قضایی پایمال شده دفاع کنید.

آقای تاج‌زاده از چه نشسته‌ای؟ بسم‌الله!


 

دکتر پنجه‌طلا

شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۲:۰۴

- دکتر پنجه‌طلا یعنی چی؟

– یعنی باید پنجه‌هاشو پر از طلا کنی تا مریض رو ویزیت کنه!


 

نه شرقی٬ نه غربی

پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۸:۲۲

فرهنگ
در شرق

صنعت
در غرب

ایران
نه شرقی
نه غربی


 

به عنوان یک بختیاری به یعقوب یادعلی افتخار می‌کنم

یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۴:۴۶

آقای یعقوب یادعلی٬ داستان‌نویس٬ اسفند ماه سال گذشته به جرم توهین به قوم لر در داستان‌هایش دو ماه بازداشت و در اردیبهشت ماه امسال آزاد شده بود. اول شهریور ماه هم دادگاه محاکمه‌ش به‌صورت غیرحضوری برگزار شد.

گویا یادعلی تو یکی از داستان‌هاش به‌نام «آداب بی‌قراری» که سال ۸۳ چاپ شده و به چاپ دوم هم رسیده٬ از زن لری روایت می‌کنه که با فردی به‌جز شوهرش روابطی خاص داره! و از نظر آقایونه شاکی پرونده٬ این «توهین به قوم لر» محسوب می‌شه.

به نقل از بی‌بی‌سی فارسی:

یادعلی در مورد علت به وجود آمدن این وضعیت می گوید: “چند نفر از همکاران من در صدا و سیمای یاسوج به دلایل شخصی بخشی از این کتاب‌های مرا کپی گرفتند و اول در اداره و سپس در شهر پخش کردند، آن هم با این ادعا که من در نوشته‌هایم به یک قومیت و البته به شخصیت زن ایلیاتی توهین کرده‌ام. به همین خاطر نهادهای مربوطه نسبت به این موضوع حساس شدند و بعد از چند جلسه بازجویی یک قرار بازداشت موقت دوماهه برای من صادر شد.”

خب تقریبن روشن شد که این موضوع بر اساس مشکلات و خصومت‌های شخصی پیش اومده اما جدای از این٬ دو تا بحث هست که باید مطرح کنم.

بحث اول؛ بر همه واضحه که داستان٬ زاده‌ی تخیل هست و با مقاله و روزنامه (و در کل مستندات) فرق داره و هر چیزی توی داستان وجود داشت صرفن دال بر واقعیتش نیست.

بحث دوم؛ آیا لرها معصوم هستن؟ یعنی لرها هیچ کار خلاف قانون و شرع رو تابه‌حال انجام ندادن؟ آیا در طول تاریخ هیچ زن لری نبوده که به همسرش خیانت کنه؟

متاسفانه تو کشور ما نویسنده‌ها٬ فیلم‌سازها و.. جرات ندارن یه «شخصیت بد» رو در یک جایگاه اجتماعی معلوم قرار بدن٬ توی یه فیلم یه پزشک خائن از آب در میاد٬ جامعه پزشکی کشور ۶۰تا اعتراض‌نامه می‌نویسه٬ یه وکیل جاسوس بیگانه نشون داده می‌شه٬ کانون وکلا شروع به تکذیب می‌کنه و می‌خواد پدر فیلم‌ساز رو دربیاره و…
حالا هم که نوبت به داستان‌نویس‌ها رسیده! آخه این چه وضعیه؟! ملت حتا تخیلشون رو هم باید سانسور کنن؟ یا داستان‌هاشونو در مورد ناکجاآباد بنویسن؟ بابا اینا داستانه٬ فیلمه٬ واقعیت نیست! چرا درک نمی‌کنین؟!

من خودم یه لر بختیاری هستم و نه تنها با یادعلی و داستان‌هایش هیچ مشکلی ندارم٬ بلکه به اون افتخار هم می‌کنم٬ مگه ما توی کل جمعیت لر کشور چندتا داستان‌نویس در سطح یادعلی داریم که اینطوری باهاش برخورد می‌کنیم؟
کتاب «آداب بی ‌قراری» برنده جایزه بهترین رمان از بنیاد گلشیری و همچنین جایزه یلدا شده.

مرتبط:
نامه سرگشاده نویسندگان در اعتراض به پیگرد یادعلی
یعقوب یادعلی را فراموش نکنیم
داراب افسر بختیاری و یعقوب یادعلی - آزادنویس
صیغه محرمیت برای موجودات مریخی - خورشید خانم
از خوابگرد یک - دو
یادعلی: معترضان آثار مرا نخوانده‌اند
برگزاری اولین جلسه دادگاه یعقوب یادعلی


 

اعتصاب برای جلوگیری از حاکمیت استبداد در بالاترین

جمعه ۲ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۱:۰۷

تا توی یه جامعه (مجازی یا حقیقی)٬ اعتراضی (هرچند آرام و ساده) صورت نگیره٬ مسئولینه اون جامعه (در اینجا٬ بالاترین) فکر می‌کنن هر کاری که دارن انجام می‌دن درسته و خودبه‌خود به سمت استبداد می‌رن٬ طوری که بعد از یه مدت اگه کسی به‌کارشون ایرادی به‌حق هم گرفت٬ با توجه به تجربیاته گذشته‌شون و اینکه کسی قبلن بهشون اعتراض نمی‌کرده٬ فکر می‌کنن فرد معترض مشکل داره و تلاش می‌کنن تا اونو هرچه سریع‌تر ساکت کنن٬ و این روند ادامه پیدا می‌کنه تا به استبداد مطلق منتهی می‌شه.

برای مقابله با این امر و گریز از حاکمیت استبداد در بالاترین٬ یه اعتراض (اعتصاب) خیلی ساده ترتیب داده شده که به سمع و نظرتون می‌رسه:

۱. از مدیران بالاترین می خواهیم که وقت بیشتری را به توسعه ی بالاترین و بررسی و اجرا کردن پیشنهادات کاربران اختصاص دهند.
۲. ضمن مخالفت با هرگونه انحراف از قوانین سایت و تایید آن قسمت از نظرات مدیران سایت که مخالف باندبازی و تقلب در بالاترین هستند لحن مدیران بالاترین را در مخاطب قراردادن کاربران در آخرین پست وبلاگ بالاترین مناسب نمی دانیم . کاربران بالاترین داوطلبانه در جهت توسعه و پیشرفت این سایت فعالیت می کنند ولی انتظار دارند به نظرات آنها توجه شده و قبل از اتخاذ تصمیماتی که مستقیما با نحوه فعالیت آنها در سایت در ارتباط است نظرات آنها مورد توجه قرار گرفته و در صورت امکان نظرخواهی شودکاربرانی که با این دو بند موافق هستند ضمن اعلام اینکه از قطع فعالیت خود در سایت هر چند به صورت کوتاه مدت اکراه دارند ولی به دلیل بی توجهی مدیران سایت :
از ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه ۲ شهریور ۸۶ به مدت ۲۴ ساعت ( تا ساعت ۱۲ ظهر شنبه ) از ارسال لینک، رای دادن و کامنت گذاشتن در بالاترین خودداری می کنند.امیدواریم این عمل نمادین باعث جلب توجه مدیران سایت به خواسته های کاربران شده و بالاترینی «با» و «برای» کاربران داشته باشیم (منبع)

پی‌نوشت: من خودم با این تریپی که نظرات لینک‌ها بعد از ۴ روز بسته می‌شه مخالفم٬ اصلن بالاترین به‌خاطر همین قسمته نظراتشه که اینقدر خوب رشد کرده٬ شاید یه لینک ۲ روز بعد از ارسالش به صفحه اول بیاد و بحث‌ها روش شروع بشه٬ چرا باید قسمت نظراتش به‌خاطر خرابکاری یه عده‌ی خاص که توی لینکا چت می‌کنن بسته بشه؟ پس اون گزارش تخلف واسه چیه؟ بهتر نبود این تصمیمات طبق رسم دموکراسی در بالاترین به رای‌گیری گذاشته می‌شد؟

در همین زمینه: زرشک طلایی روابط عمومی به بالاترین


 

امروز ۱۴ مرداد است

یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ @ ۱۶:۵۷

ما بدهکاریم،
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند
معذرت میخواهم چندم مرداد است؟
و نگفتیم.
چون‌که مرداد،
گورعشق گل خونرنگ دل ما بوده است!

امروز ۱۴ مرداد٬ «روز همبسته‌گی وبلاگ‌نویسان با دانشجویان دربند» نام گرفته است.

امروز ۱۴ مرداد٬ صد و یکمین سالگرد انقلاب مشروطه در ایران است.

امروز ۱۴ مرداد٬ سالروز وفات حسین پناهی است.

پانوشت: شعر از مرحوم حسین پناهی از طریق پوتین.


 

نیستی آزاد در ایران ِ ویران ای قلم

دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۸:۲۶

داشتم دیوان شعر «نسیم شمال» رو می‌خوندم که مربوط به دوران مشروطه‌ست٬ شعرهای خیلی جالبی داشت٬ اکثر شعرها به زبان عامیانه سروده شدن و محتوای اجتماعی-سیاسی دارن. قسمت‌هایی از یکی از اشعار بلندش رو انتخاب کردم تا شما هم تو این کسب‌فیض سهیم باشین:

ای قلم چو شهسواران خویش را جولان مده
گر که جولان می‌دهی در صفحه‌ی تهران مده
ور به تهران می‌دهی در پیش این و آن مده
هر چه می‌بینی بزن بر طاق نیسان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم تا می‌توانی در قلمدان صبر کن
یوسف‌آسا سال‌ها در کنج زندان صبر کن
هم‌چو یعقوب حزین در بیت‌الاحزان صبر کن
کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم پنداشتی هنگامه‌ی دانشوری‌ست؟
دوره‌ی علم آمده هرکَس به عرفان مشتری‌ست؟
تو نفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخری‌ست!
خر همان است و عوض گردیده پالان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم گویا نمی‌بینی که با صد ول‌وله
آه مظلومان فکنده در ثریا غلغله
از زمین تا آسمان یک آه باشد فاصله
الحذر از آه جانسوز فقیران ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم با این فلاکت حرف حق منویس هیچ
طعنه بر گرد‌کلفتِ کلّه‌شق منویس هیچ
کارها گردیده بی‌نظم و نسق منویس هیچ
دم مزن از مجلس اشراف و اعیان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

مدتی از حق‌نویسی دست بردار ای رفیق
بارها گفتم که دست از مست بردار ای رفیق
از خورش‌ها هر چه میلت هست بردار ای رفیق
دم مزن از چایی و قلیان و سیگار ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ایها الشاعر تو هم از شعر گقتن لال باش
شعر یعنی چه؟ برو حمّال شو٬ رمّال باش
چشم‌بندی کن میان معرکه٬ نقال باش
حقه‌بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

این زمستان سخت می‌گیرد فلک بر ما بله
هر شبی صدصد گدا می‌میرد از سرما بله
اغنیا یخ می‌خورند از شدت گرما بله
بی‌ذغال و خاکه جمعی لخت و عریان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

یومی از ایام با ملاحسین شوشتری
در دکان زرگری رفتم پی انگشتری
دسته‌دسته هی گدا دیدم به‌جای مشتری
پر شد از کور و کچل بازار و دکان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

شاعر: سید اشرف‌الدین حسینی گیلانی [متخلص به نسیم شمال]


 

باز هم ۱۸ تیر

دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۷:۵۹

امروز در سالگرد ۱۸ تیر٬ جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) در بزرگداشت ۱۸ تیر و در اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی پلی‌تکنیک در برابر دانشگاه پلی‌تکنیک تحصن آرام کرده بودن که ساعت ۷:۳۰ صبح٬ نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها بهشون حمله کردن و اونا رو طبق معمول به مکان نامعلومی منتقل کردن.

همچنین ساعت ۱۱ صبح٬ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر مرکزی سازمان دانش‌آموخته‌گان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) کلیه‌ی افراد حاضر در دفتر مرکزی رو بازداشت کردن.

امام حسین (ع) فرمودند: «اگر دین ندارید٬ آزاده باشید»

و به‌قول دکتر شـریعتی: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند»

امیدوارم دانشجویان بی‌گناهی که دربند هستن٬ هرچه سریع‌تر آزاد بشن.

خوندن مطالب زیر (از وبلاگ نوپای پارادوکس) رو هم توصیه می‌کنم:
و ۱۸ تیر روز متفاوتی شده بود
زدید! شکستید! بردید! قرآن را چرا سوزاندید؟


 

اتمام انرژی در بالاترین؛ مرگ تا اطلاع ثانوی!

چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۶ @ ۲۲:۳۲

سیستم انرژیه بالاترین علاوه‌بر خوبی‌های بسیاری که داره مثه ممانعت از تقلب در رای دادن و اسپم کردن لینک‌ها و… یه ضعف خیلی بدی هم داره که بعضی مواقع بدجوری آدمو اذیت می‌کنه!

انرژی در بالاترین دقیقن به معنی حق حیات هست٬ یعنی وقتی شما انرژی‌تون تموم بشه در واقع مُردین و هیچ‌کاری نمی‌تونین انجام بدین و بهتره بالاترین رو ترک کنین تا موقعی که دوباره انرژی‌تون پُر بشه! این یه ضعف بزرگه به نظر من که در نهایت به بالاترین ضربه می‌زنه.

در محیطی مثه بالاترین٬ که بیشتر به‌خاطر بحث‌ها و تبادل‌نظرهای زیر لینکاش محبوب شده٬ حرف زدن مثه نفس کشیدن می‌مونه و وقتی شما نتونین حرف بزنین یعنی به رحمته ایزدی پیوستین!

به‌نظر من٬ اینکه کاربر با تموم شدنه انرژیش نمی‌تونه لینک بفرسته و رای بده خیلی خوبه٬ ولی اینکه آدم بدون انرژی حتا حرف هم نمی‌تونه بزنه یه شکنجه‌ست!!٬ چون شما می‌بینین اطرافتون چه اتفاقاتی داره می‌افته اما کوچکترین عکس‌العملی نمی‌تونین نشون بدین!

برای مثال زیر ِ این لینکه من بحثی در مورد لینک و چگونه‌گی فرستادنش در گرفت که چون من انرژیم تموم شده بود حتا کوچکترین دفاعی از خودم نمی‌تونستم بکنم و بعضی از دوستان هر چی از دهنشون در اومد بارِ ما کردن!

خلاصه اینکه امیدوارم این محدودیت هم برداشته بشه تا کاربران بالاترین بیش از پیش بتونن به بحث و تبادل‌افکار بپردازن.


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.