آقای یعقوب یادعلی٬ داستاننویس٬ اسفند ماه سال گذشته به جرم توهین به قوم لر در داستانهایش دو ماه بازداشت و در اردیبهشت ماه امسال آزاد شده بود. اول شهریور ماه هم دادگاه محاکمهش بهصورت غیرحضوری برگزار شد.
گویا یادعلی تو یکی از داستانهاش بهنام «آداب بیقراری» که سال ۸۳ چاپ شده و به چاپ دوم هم رسیده٬ از زن لری روایت میکنه که با فردی بهجز شوهرش روابطی خاص داره! و از نظر آقایونه شاکی پرونده٬ این «توهین به قوم لر» محسوب میشه.
به نقل از بیبیسی فارسی:
یادعلی در مورد علت به وجود آمدن این وضعیت می گوید: “چند نفر از همکاران من در صدا و سیمای یاسوج به دلایل شخصی بخشی از این کتابهای مرا کپی گرفتند و اول در اداره و سپس در شهر پخش کردند، آن هم با این ادعا که من در نوشتههایم به یک قومیت و البته به شخصیت زن ایلیاتی توهین کردهام. به همین خاطر نهادهای مربوطه نسبت به این موضوع حساس شدند و بعد از چند جلسه بازجویی یک قرار بازداشت موقت دوماهه برای من صادر شد.”
خب تقریبن روشن شد که این موضوع بر اساس مشکلات و خصومتهای شخصی پیش اومده اما جدای از این٬ دو تا بحث هست که باید مطرح کنم.
بحث اول؛ بر همه واضحه که داستان٬ زادهی تخیل هست و با مقاله و روزنامه (و در کل مستندات) فرق داره و هر چیزی توی داستان وجود داشت صرفن دال بر واقعیتش نیست.
بحث دوم؛ آیا لرها معصوم هستن؟ یعنی لرها هیچ کار خلاف قانون و شرع رو تابهحال انجام ندادن؟ آیا در طول تاریخ هیچ زن لری نبوده که به همسرش خیانت کنه؟
متاسفانه تو کشور ما نویسندهها٬ فیلمسازها و.. جرات ندارن یه «شخصیت بد» رو در یک جایگاه اجتماعی معلوم قرار بدن٬ توی یه فیلم یه پزشک خائن از آب در میاد٬ جامعه پزشکی کشور ۶۰تا اعتراضنامه مینویسه٬ یه وکیل جاسوس بیگانه نشون داده میشه٬ کانون وکلا شروع به تکذیب میکنه و میخواد پدر فیلمساز رو دربیاره و…
حالا هم که نوبت به داستاننویسها رسیده! آخه این چه وضعیه؟! ملت حتا تخیلشون رو هم باید سانسور کنن؟ یا داستانهاشونو در مورد ناکجاآباد بنویسن؟ بابا اینا داستانه٬ فیلمه٬ واقعیت نیست! چرا درک نمیکنین؟!
من خودم یه لر بختیاری هستم و نه تنها با یادعلی و داستانهایش هیچ مشکلی ندارم٬ بلکه به اون افتخار هم میکنم٬ مگه ما توی کل جمعیت لر کشور چندتا داستاننویس در سطح یادعلی داریم که اینطوری باهاش برخورد میکنیم؟
کتاب «آداب بی قراری» برنده جایزه بهترین رمان از بنیاد گلشیری و همچنین جایزه یلدا شده.
مرتبط:
نامه سرگشاده نویسندگان در اعتراض به پیگرد یادعلی
یعقوب یادعلی را فراموش نکنیم
داراب افسر بختیاری و یعقوب یادعلی – آزادنویس
صیغه محرمیت برای موجودات مریخی – خورشید خانم
از خوابگرد یک – دو
یادعلی: معترضان آثار مرا نخواندهاند
برگزاری اولین جلسه دادگاه یعقوب یادعلی
از اونجایی که میگن «یه سوزن بهخودت بزن، یه جوالدوز به دیگران» تصمیم گرفتم نمونهای از