نوشتههای این بلاگ کپیراست داره!
تنهایی٬ شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد٬ و من مدتها تنها بودم٬ با آنکه تو را میخواستم.
توضیح: قالب شعر متعلق به سهراب سپهری عزیز است.
تنهایی٬ شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد٬ و من مدتها تنها بودم٬ با آنکه تو را میخواستم.
توضیح: قالب شعر متعلق به سهراب سپهری عزیز است.
دخترش پرسید
«مامان٬ بابا کجاست؟»
همسرش گفت
«سفر»
دخترک پرسید
«کِی میاد پس؟»
و مادر٬
سرد شد
لبش لرزید
و اشک…
به یاد: همهی پدران محبوس؛ چه میان دیوارها و میلهها٬ چه خاک.
شب بود
و تو
با تمام وجود
«الله اکبر» میگفتی
شب بود
و تو
خدای خود را میخواندی
تا بگویی
خدایی هست هنوز
و خداجویی٬
که او را بخواند
شب بود
«الله» را که گفتی
ناگهان
به «الله» پیوستی
شب است
گلوله
از خداجویان٬
بیزار است.
به یاد: شهید مصطفی غنیان و الله اکبر ِ ناتمامش.
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.