نوشتههای این بلاگ کپیراست داره!
همراهی نیست
وقتی راهی نیست
من
وقتی یتیم شدم
که گلوله
به سینهی مادرم در غزه
بوسه زد
زمانی که پدرم
در قلب تمدن
بهجرم سیاه بودن
در اتاق گاز
با مرگ همنفس شد
همان زمان که مادرم
بهجرم مسلمان بودن
در بمبئی سوزانده شد
و پدرم با استقامتی سه سوالی
در همین حوالی
بهپای چوبهی دار رفت
آری
من فرزند ِ یتیم ِ همهی زنان و مردانی هستم
که مظلومانه شهید شدند
بهراحتی میگوییم «دوره ناصرالدین شاه» و میگذریم٬ در حالی که در همین عبارته سه کلمهای٬ ۵۰ سال بدبختیه مردم نهفته است.
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.