«بیتفاوتی» یعنی چه؟
«بیتفاوت بودن» در مواقعی کاربرد داره که فردی [یا جامعهای] نسبت به چیزی آگاه باشه و بهصورت تعمدی خودش رو به ناآگاهی بزنه و واکنشی در برابر اون انجام نده. برای مثال آقای تاجزاده نمونهی بارز یه آدم بیتفاوت نسبت به ظلم هست. (برای اطلاع بیشتر از بیمسئولیتی آقای تاجزاده نسبت به جامعه این مطلب را مطالعه کنید.)
جامعهی ما اصلن جامعهی آگاهی نیست که بخواد نسبت به اون «آگاهی»٬ بیتفاوت باشه٬ بلکه جامعه ناآگاه هست و از جامعهی ناآگاه هم نباید انتظار واکنش داشت٬ چون اصلن کنشی رو درک نمیکنه که بخواد واکنش نشون بده. تا وقتی جریانهایی از داخل و خارج [هر کدوم به نوعی] تمام تلاششون رو میکنن که مردم رو ناآگاه بار بیارن نباید انتظاری بیشتر از این داشت.
مردم ما نشون دادن هرجایی که آگاه بشن میتونن واکنش مناسب رو نشون بدن و تصمیمات درستی بگیرن٬ مثال معاصر اون میتونه دوم خرداد باشه. [هر چند بعدها معلوم شد که دوم خرداد هم سرابی بیش نبوده!]
در مورد این موضوع میشه ساعتها بحث کرد اما متاسفانه من حوصلهی زیاد حرف زدن ندارم.
در همین زمینه:
چقدر باید نگران بیتفاوتی در جامعه باشیم؟ – بر ساحل سلامت
۵ بازتاب
۵ نظر
...اما متاسفانه من حوصلهی زیاد حرف زدن ندارم...
به نظرم تو زیاد حوصله ی حرف زدن نداری برادر .
درد نان و خواب نا آرام باعث این ناآگاهیه! به قول یکی:" باشد که شاد و پاک و آزادباشم...!"
سلام.
تئوریه ظرف خیار شور و شنیدی ؟؟؟
می خوام برات تعریفش کنم. ( اما بین خودمون نه تو )
خوشحالم که از دست از کوته نوشته ها کشیدی!
مجبوري بي تفاوت باشي ديگه.مگه ميذارن واكنش نشون بدي؟ تو همين اينترنت يه بار خواستن مارو به دادگاه بكشونن! فقط بخاطر اينكه نظرمو در باره ي يك سازمان دادم.....