نوشتههای این بلاگ کپیراست داره!
هفتمین سیگار را
باســن به باســن
روشن میکنم
کفتارها
زوزهی انتظار میکشند
هفتمین سیگار را
باســن به باســن
روشن میکنم
کفتارها
زوزهی انتظار میکشند
داشتم دیوان شعر «نسیم شمال» رو میخوندم که مربوط به دوران مشروطهست٬ شعرهای خیلی جالبی داشت٬ اکثر شعرها به زبان عامیانه سروده شدن و محتوای اجتماعی-سیاسی دارن. قسمتهایی از یکی از اشعار بلندش رو انتخاب کردم تا شما هم تو این کسبفیض سهیم باشین:
ای قلم چو شهسواران خویش را جولان مده
گر که جولان میدهی در صفحهی تهران مده
ور به تهران میدهی در پیش این و آن مده
هر چه میبینی بزن بر طاق نیسان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
ای قلم تا میتوانی در قلمدان صبر کن
یوسفآسا سالها در کنج زندان صبر کن
همچو یعقوب حزین در بیتالاحزان صبر کن
کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
ای قلم پنداشتی هنگامهی دانشوریست؟
دورهی علم آمده هرکَس به عرفان مشتریست؟
تو نفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخریست!
خر همان است و عوض گردیده پالان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
ای قلم گویا نمیبینی که با صد ولوله
آه مظلومان فکنده در ثریا غلغله
از زمین تا آسمان یک آه باشد فاصله
الحذر از آه جانسوز فقیران ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
ای قلم با این فلاکت حرف حق منویس هیچ
طعنه بر گردکلفتِ کلّهشق منویس هیچ
کارها گردیده بینظم و نسق منویس هیچ
دم مزن از مجلس اشراف و اعیان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
مدتی از حقنویسی دست بردار ای رفیق
بارها گفتم که دست از مست بردار ای رفیق
از خورشها هر چه میلت هست بردار ای رفیق
دم مزن از چایی و قلیان و سیگار ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
ایها الشاعر تو هم از شعر گقتن لال باش
شعر یعنی چه؟ برو حمّال شو٬ رمّال باش
چشمبندی کن میان معرکه٬ نقال باش
حقهبازی کن تو هم مانند رندان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
این زمستان سخت میگیرد فلک بر ما بله
هر شبی صدصد گدا میمیرد از سرما بله
اغنیا یخ میخورند از شدت گرما بله
بیذغال و خاکه جمعی لخت و عریان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
یومی از ایام با ملاحسین شوشتری
در دکان زرگری رفتم پی انگشتری
دستهدسته هی گدا دیدم بهجای مشتری
پر شد از کور و کچل بازار و دکان ای قلم
نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم
شاعر: سید اشرفالدین حسینی گیلانی [متخلص به نسیم شمال]
الان نیمهی اول بازی ایران-ازبکستان در چارچوبه جام ملتهای آسیا با نتیجهی ۱-۰ به نفع ازبکستان تموم شد.
این بازی هم مثه بقیهی بازیهای خارج از وطن که از صداوسیمای وطنی پخش میشه٬ پر بود از سانسورهای اعصابخوردکن!
هنگامی که دوربین تماشاچیان بدحجاب(!!) حاضر در استادیوم رو نشون میده یهو تصویر قطع میشه و صحنههای آهستهی قبلی به نمایش درمیان. بهطوریکه صحنهی آهستهی تک گل این نیمه حدود ۱۵ بار نشون داده شد! البته ما به این مدل سانسور عادت کردیم و زیاد مشکلی نیست.
نکتهی جالبی که تو نیمهی اول نظر منو جلب کرد موقعی بود که حدود دقیقهی ۳۸-۴۰ بازی٬ آندرانیک تیموریان بازیکن مسیحی تیم ملی برای زدن یه توپ بین دفاع و دروازبان تیم ازبکستان خیز برداشت و روی مدافع ازبک خطایی رو مرتکب شد و خودش هم روی زمین افتاد٬ در حین بلند شدن تیموریان از زمین دوربین روی بالاتنهی این بازیکن زوم کرده بود٬ همینکه تیموریان دستش رو به سمت پیشونیش برد و بعد دستش رو به سمت سینه و شونههاش آورد یهو در کمال تعجب دیدیم تصویر قطع شد و صحنهی آهستهی گل به نمایش در اومد!
و اینگونه بود که تصویر صلیب کشیدن یک بازیکن تیم ملی سانسور شد.
امروز در سالگرد ۱۸ تیر٬ جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) در بزرگداشت ۱۸ تیر و در اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی پلیتکنیک در برابر دانشگاه پلیتکنیک تحصن آرام کرده بودن که ساعت ۷:۳۰ صبح٬ نیروهای انتظامی و لباس شخصیها بهشون حمله کردن و اونا رو طبق معمول به مکان نامعلومی منتقل کردن.
همچنین ساعت ۱۱ صبح٬ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر مرکزی سازمان دانشآموختهگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) کلیهی افراد حاضر در دفتر مرکزی رو بازداشت کردن.
امام حسین (ع) فرمودند: «اگر دین ندارید٬ آزاده باشید»
و بهقول دکتر شـریعتی: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیاند»
امیدوارم دانشجویان بیگناهی که دربند هستن٬ هرچه سریعتر آزاد بشن.
خوندن مطالب زیر (از وبلاگ نوپای پارادوکس) رو هم توصیه میکنم:
و ۱۸ تیر روز متفاوتی شده بود
زدید! شکستید! بردید! قرآن را چرا سوزاندید؟
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.