بازی یلدا یا بهانه‌ای برای نوشتن!

دوشنبه ۴ دی ۱۳۸۵ @ ۰۱:۳۸

والا شک داشتم که بنویسم یا ننویسم! اما وقتی دیدم تعداد دعواتیا یکمی نامتعارف شد و می‌تونم بهانه‌ای واسه نوشتن بیارم اومدم ۵ مورد که فکر کنم شما در مورد من نمی‌دونین رو بنویسم! رفقایی هم که لطف داشتن و دعوتم کردن این برادران بودند: راه من، داریوش کبیر، کارپه دیم، پاپیون و جمهورِ خودمون.

در مورد این بازی هم اینجا بخونید که چی به چیه (اگه نمی‌دونید البته!)؛ اینم اصل مطلب:

۱- به خدا و زندگی پس از مرگ به‌شدت اعتقاد دارم و اونو توی تموم مسایل زندگیم حس می‌کنم (دمی دیگر، بر پشت باد، و زنی دیگر مرا خواهد زایید…)

۲- بچه که بودیم یکی از تفریحاتمون گرفتن پشت وانت‌های در حال حرکت بود تا کمی سواری کنیم! (تو اصطلاح خودمون به این کار می‌گفتیم «چلب» کردن!!)، یه روز که به یکی از این وانتای شاسی‌بلند چلب کرده بودم رانندهه فهمید و پاشو گذاشت روی گاز تا من بترسم و نتونم بپرم پایین، اما من احمق‌تر این حرفا بودم، همین که رسیدم سر نبش کوچه‌ی مدرسه‌مون مثل همیشه با خیال راحت پریدم پایین، پریدن همان و کبود شدن پاها و خونی شدن دست‌ها هم همان! تازه مدرسه که رسیدم ناظم گفت چرا دستات خونیه؟ گفتم چلب کرده بودم، اونم به‌جای اینکه ببره دستامو بشوره یا حداقل دلداریم بده گرفت یه کتک مفصل منو زد با شلنگ!! تا دفعه‌ی بعد آدم بشم و چلب نکنم، اما خب من که آدم نبودم! برگشتن هم تا رسیدن به نبش خونه‌مون چلب کردم به وانت سبزی‌فروش!!

۳- تا حالا دوست‌دختر نداشتم و ندارم، حوصله‌ی دختربازی رو بعد از سال اول دبیرستان از دست دادم، از عشق‌بازی‌ها و لاس زدن‌های پشت تلفن حالم به‌هم می‌خوره!

۴- از نظر شخصیتی، من آدم شادی نیستم واسه همین، همیشه غم توی چشمام داره کمین، کلن عصبی‌ام و زود از کوره در میرم، حوصله‌م خیلی زود سر می‌ره، پایه‌ی جک گفتن و شنیدن هستم! حدود یک سالی می‌شه که از الفاظ و رفتارم نژادپرستی رو حذف کردم!

۵- تا حالا مشروب نخوردم و نمی‌خورم، اما قلیون تا دلت بخواد فاز می‌ده بهم، سیگار هم سالی یه بار تو هوای بارونی و سرد می‌چسبه و لاغیر!

حالا ۵ نفری که می‌خوام بازی رو ادامه بدن: هویت، مانی، لربلاگ، من بچه ملا ۲۵ سال دارم و آرداویراف.

سعی کردم کسایی رو دعوت کنم که تکراری نباشن!

برچسب‌ها

نفی عدم وجود!

پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵ @ ۲۳:۴۹

۲ سال نوشتم برای نفی عدم وجود، سال سوم رو هم شروع می‌کنیم به همون هدف!

پی‌نوشت: شب یلدا، شب تولد اینجاست!

تقارن ملکوتی

پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵ @ ۰۲:۵۲

تقارن شب یلدا و شب جمعه بر همه‌ی هموطنان خجسته باد!

پی‌نوشت: شب دراز است و قلندر بیدار!!!

بدون عنوان (۶)

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۵ @ ۲۰:۰۹

امروز
روحم وسیع بود
به وسعت شهر
استخوانت از سرما نسوخت؟

برچسب‌ها

استفاده ابزاری از تعصب قومی

دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۵ @ ۰۰:۵۶

ساعاتی پیش اخبار ساعت ۱۱ خوزستان مصاحبه‌هایی رو با عشایر بختیاری نشون می‌داد که در کل منظورش این بود که مردم بیاین توی انتخابات شرکت کنین!

اما چند نکته جالب توجه توی این گزارش بود که لازم دیدم ذکر کنم:

۱- همه‌ی کساییکه به عنوان عشایر نشون می‌داد با لباس کامل محلی (چوخه، شلوار دبیت، کلاه) بودن، در صورتیکه اونایی که اطلاعات مختصری از عشایر بختیاری دارن می‌دونن که دیگه حتا توی عشایر هم مردم همیشه لباس کامل تنشون نمی‌کنن، فقط شلوار دبیت هست که همیشه استفاده می‌شه و چوخه بیشتر برای مراسم شادمانی یا سوگواری برای رسمیت بخشیدن به مراسم استفاده می‌شه!

۲- روی دوش همه‌ی مردایی که نشون می‌داد یه تفنگ برنو بود!! دروغه آقا دروغه! به‌خدا دیگه هیچ بنی‌بشری حتا توی عشایر، روزای عادی که داره توی محوطه‌ی ایل (مال) راه می‌ره تنفگ رو دوشش نمی‌زاره! الان بیشتر تفنگ رو وقتی استفاده می‌کنن که می‌خوان شب به‌جایی برن برای محافظت در برابر حیوونای وحشی، نه دیگه توی روز روشن برنو بزارن رو دوششون عین دیوونه‌ها جلوی چادر رژه برن!

۳- خانم‌هایی که باهاشون مصاحبه می‌شد صورت سفید و لهجه‌ی فارسی تهرانی (!) داشتن، در صورتی که زنای عشایری چون همش باید زیر آفتاب کار کنن و پوستشون با سرما و گرما و هزار جور مکافات دیگه در تماسه معمولن صورت‌هایی آفتاب‌سوخته دارن. لهجه‌شون هم تهرانی نیست!!

۴- مطرح شد که ایل همیشه جمع می‌شه و یکی رو به عنوان بزرگ انتخاب می‌کنه و توی همه‌ی امور باهاش مشورت می‌کنه، اما بدونین بزرگ ایل خود به‌خود معلومه و هیچ‌وقت مردم نمی‌شینن یکی رو انتخاب کنن، معمولن فردی که از نظر سنی از همه بزرگتره رو به‌عنوان ریش‌سفید یا خان یا… مردم قبول دارن، تازه اگه مثلن بین دو نفر هم‌سن برای ریش‌سفید بودن اختلاف‌نظر بود نهایتن ۵،۶ نفر از مردای بزرگ ایل می‌شینن و یکی رو انتخاب می‌کنن و مردم عادی هیچ‌نقشی توی این انتخاب ندارن و دیگه برای انتخابش نیازی به رای‌گیری و ستاد برگزاری انتخابات و رای تجدیدنظر و… نیست!!!

۵- چند نفر از افرادی که باهاشون مصاحبه شد چفیه دور گردنشون بود! جل‌الخالق!! عشایر و چفیه و چوخه و کلاه و شلوار دبیت!!!!؟

۶- آخر این گزارش موسیقی محلی پخش شد! ای خدا هنوز یادمون نرفته تو دهه‌ی ۶۰ چه عروسی‌هایی رو به خاطر همین موسیقی کاملن محلی ریختن و خراب کردن! چه‌قدر این تُشمال‌های* بدبخت رو آواره کردن و ساز و دهلشون رو شیکستن و پاره کردن… حالا چی‌شده که یهو تُشمال اینقدر محبوب شده که توی اخبار هم ازش استفاده می‌شه؟!

همیشه موقع انتخابات یا مواقع دیگه‌ای که نیاز به حضور بیشتر مردم هست شاهد اینجور برنامه‌ها برای تحریک احساسات قومی مردم و در واقع استفاده ابزاری از تعصبات قومی هستیم.

حالا باید ببینیم برای تحریک اعراب خوزستان برای شرکت توی انتخابات از چه راهی وارد می‌شن! در صورتی‌که حدود ۹۰٪ اعرابی که کاندید شده بودن رو در صلاحیت کردن!
جالب اینجاست که تموم اعضای حال حاضر شورای شهر اهواز که همه‌گی عرب بودن رو هم رد صلاحیت کردن!! (البته به‌جز دو نفری که اصلن کاندید نشدن واسه این دوره)

*به نوازندگان موسیقی محلی بختیاری تُشمال می‌گن، موسیقی محلی بختیاری رو با دو ساز سرنا (یا کرنا) + دهل می‌نوازن.

پی‌نوشت: دوستی توی نظرات به موضوع جالبی اشاره کرد که من یادم رفته بود، زنای بختیاری موهای خودشون رو می‌بافن و از کنار روسری‌شون بیرون می‌ندازن، تا اونجاییکه من دیدم بختیاری تنها قومیه که اصالتن به زن‌ها این اجازه رو می‌ده از موهاشون به‌عنوان یه زینت استفاده کنن!
به همین خاطر همیشه توی مصاحبه‌هایی که با زن‌های بختیاری میشه مجبورن که نوع پوشش سرشون رو عوض کنن و به‌قول معروف یا حجاب کامل جلوی دوربین بیان!

برچسب‌ها

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

ما نمی‌توانیم با خشونت مخالفت کنیم٬ مگر آن‌که عملاً از آن امتناع ورزیم؛ ما سلاحی جز «حقیقت» و «ایمان» نداریم.

لخ والسا

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -