شُوْخی

سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۵ @ ۲۰:۳۳
بیَو که وابا یک یه عهدی بُوندیم biav ke vaba yak ye ahdi bovandim
حالا که مونو تو چی خین یَکیم بیاو hala ke mono to chi khine yakim biav
نَوا بنشینیم٬ مو که اوریستُم nava beneshinim, mo ke everistom
حالا که مونو تو سِتینه یکیم گوو
ستینم یکیم گوو
hala ke mono to setine yakim gavoo
setin yakim gavoo
تو وا که چی افتو دی خوت بدرایی to va ke chi aftav di khot bederaii
که شو نورسته دوارته به شُوخی ke shav naveriste dovarte be shovkhi
ستینه دلُم نه٬ ستینه وجودم setine delom na, setine vojoodom
بشون که نزهنیم همه زنو یه دَو دی
همه زنو یه دَو دی
beshoon ke nazahmim hame zenoo ye dav di,
hame zenoo ye dav di

ترجمه:

بیا که با هم عهدی ببندیم
بیا حالا که من و تو چو خون یکدیگریم
نباید بنشینیم٬ من که برخواهم خواست
حالا که من و تو ستون یکدیگریم برادر
ستون یکدیگریم برادر…
تو باید همچون آفتاب خودنمایی کنی
که شب برای شبیخون بلند نشود
ستون دلم نه٬ ستون وجودم
حرکت کن که دوباره همه‌گی درمانده نشویم
همه از نو یک بار دیگر [حرکت کنیم]…

نام آهنگ: شُوْخی (شبیخون)
آلبوم: بَراَفتُو
خواننده: حضرت استاد مسعود بختیاری
دریافت آهنگ: حجم ۱ مگابایت
کلیک کنید

برچسب‌ها

بدون عنوان

دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۵ @ ۱۴:۳۲

خیلی وقته حوصله‌ی نوشتن ندارم٬ اینم اولین پستمه که آنلاین می‌نویسم!
تقریبن از اواخر بهار انگیزه‌ای برا نوشتن نداشتم٬ دیگه انگار واسم نوشتن اهمیتی نداره٬ البته نه فقط نوشتن٬ خیلی چیزا واسم بی‌اهمیت شدن٬ تا کی بی‌خودی دور خودمون بدویم و چیزایی رو که می‌دونیم به همدیگه بگیم.
تصور من از وبلاگ نوشتن چیز دیگه‌ای بود٬ اوایل فکر می‌کردم وبلاگ کم‌تاثیره٬ الان به این نتیجه رسیدم که وبلاگ بی‌تاثیره!
اما چه کنیم از سر عادت می‌نویسیم که نوشته باشیم٬ درست رسیدم به این حرف خودم!
این پست رو هم همینطوری گذاشتم که گذاشته باشم! واسه همین هم پینگ نکردم.


نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

ما نمی‌توانیم با خشونت مخالفت کنیم٬ مگر آن‌که عملاً از آن امتناع ورزیم؛ ما سلاحی جز «حقیقت» و «ایمان» نداریم.

لخ والسا

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -