قالب بهار

چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ @ ۲۳:۲۲

از سر بیکاری نشستم قالب Almost Spring رو رفع ایراد و فارسی کردم، اسمشو هم گذاشتم «بهار»!

دانلود

یک چهارشنبه‌سوری، بدون درگیری!

چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ @ ۰۱:۰۴

طبق عادت معمول مراسم‌های بزن‌بکوب که هیچ‌کس تو محله‌ی خودش نمی‌مونه و برای ریختن کرم یک‌ساله و ارشاد کردن به محله‌های دیگه میره (با توجه به تهدیدات جریان‌های تجزیه‌طلب بی‌شرف) و با داشتن هسته‌هایی با قدرت هسته‌ای و حواله کردن تهدیدات به اونا، بلند شدیم رفتیم یکی از محله‌های دیگه، مثل پارسال نبود، خیابون اصلی رو تقریبن نیروی انتظامی کنترل می‌کرد و اجازه‌ی اغتشاش نمی‌داد، به بسیج هم اجازه‌ی دخالت رو نمی‌داد و تو چند مورد بسیجیا رو بازداشت هم کردن!!

توی یکی از خیابونا جمعیت زیادی ایستاده بودن و از خودشون ترقه و بمب دست‌ساز در وکردن! نیروی انتظامی هم فقط نظاره‌گر بود، بعد از یه‌مدت صدای دلنواز ضرب و تمپو حالتی عرفانی به فضا داد و جمعیت با حرکات موزون اعم از بلرزون و قر دادن و بعدن هم تکنو و هیپ‌هاپ(!) فضا رو خیلی عرفانی‌تر کردن!

خلاصه بعد از کمی بالا پایین پریدن و لرزوندنه پایین و بالا دیگه نیروی انتظامی خیلی محترمانه درخواست کرد که لطفن متفرق بشین (چون ساعت ۱۲ شده بود) و ملت هم خیلی آروم متفرق شدن و نه کسی باتوم خورد، نه گاز اشک‌آوری پرت شد!

به این میگن کنترل اوضاع! واقعن جا داره از نیروی انتظامی یه تشکر ویژه بکنم.

هیچ خبری هم از انفجار بمب صوتی یا تصویری نشد، حداقل اونجایی که ما بودیم اتفاقی نیفتاد، جاهای دیگه هم من چیزی نشنیدم، امیدوارم اتفاق ناگواری واسه کسی نیفتاده باشه.

من همین الان رسیدم خونه، خلاصه جای شما خالی!

برچسب‌ها,

پیش به‌سوی وب۲

سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۹:۵۸
دسته‌بندی نشده

یه سری تغییراتی که تو قالب به‌وجود اوردم:

  • لینکه اضافه کردن به Del.icio.us، Digg و… برای پست‌ها
  • برچسب (Tag) برای پست‌ها و صفحات بلاگ
  • استفاده از Del.icio.us برای مدیریت لینکدونی
  • استفاده‌ی بهینه از آژاکس در کامنت‌ها
  • جدا کردن دنبالک‌ها و کامنت‌ها از هم!*
  • Cache کردن بلاگرولینگ و لینکدونی برای بالا بردن سرعت لود شدن بلاگ
  • نشان دادن دسته‌بندی‌ها به‌عنوان برچسب و بلوک برچسب‌ها با سایز متغیر (وابسته به تعداد پست‌ها) برای هر برچسب
  • حذف تقویم

* در مورد جدا کردن دنبالک و کامنت یه توضیحی بدم که متوجه شین چی به چیه!
توی وردپرس کامنت و دنبالک (Trackback) از هم جدا نیستن، یعنی دنبالک‌ها همینطوری بین کامنتا نشون داده می‌شن و جزو نظرات به‌حساب میان، من نشستم خودمو جر دادم یه کد نوشتم تا اولن دنبالک‌ها رو از نظرات جدا کنم، بعدش تعداد نظرات و دنبالک‌ها ربطی به هم نداشته باشه! (خو ایی دومی که گفتی ایی یعنی چه؟) یعنی یه سری پلاگین واسه وردپرس بود از قبل که دنبالک رو از نظرات جدا می‌کرد اما تعداد دنبالک‌ها روی تعداد نظرات حساب می‌شد مثلن اگه پست یه دونه دنبالک و دو تا نظر داشت کللن می‌نوشت سه نظر! حالا با این کدی که نوشتم (واسه همون مثال قبلی) می‌نویسه یه دنبالک و دو نظر. (یعنی کاملن جدا شدن از هم!)

خودمم گیج شدم الان که چی نوشتم، اگه نگرفتید چی شده ایراد از فرستنده‌س به گیرنده‌های خود دس نزنید!!!

مرا به خانه‌ام ببر

شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴ @ ۰۰:۰۵

حالم خیلی خوبه، به خودم تلقین می‌کنم، ما تو کشورمون هیچ مشکلی نداریم، به خودم تلقین می‌کنم، پروندمون نرفته شورای امنیت، به خودم تلقین می‌کنم، تبعیض‌نژادی اینجا وجود نداره، به خودم تلقین می‌کنم، من عقده‌ای نیستم، به خودم تلقین می‌کنم، ما عقده‌ای نیستیم، به خودم تلقین می‌کنم، ما مردم شادی هستیم، به خودم تلقین… نمی‌تونم تلقین کنم، سعی می‌کنم… نمی‌شه!، به‌خدا من هم جوونم و پرانرژی، به خودم تلقین می‌کنم. تلقین می‌کنم که تلقین می‌کنم!!!

مدیا پلیر رو باز می‌کنم و آهنگ می‌زارم، یه سری آهنگ رو به‌صورت تصادفی انتخاب می‌کنم ، شهرام شبپره میاد، همش که نمیشه داریوش و سیاوش قمیشی گوش بدم خسته شدم، تا حالا هزاربار فکر خودکشی به‌سرم زده، شبا همش خواب می‌بینم یکی رو مثله می‌کنم بعدشم خودمو می‌کشم…

«توی هر شهر غریبی با تو میشه موندنی شد، قصه‌ی هزار و یک شب میشه بود و خوندنی شد، مشق عشقای قدیمو با تو میشه خط‌خطی کرد، با تو شاه قصه‌ها رو میشه یه گدای پا پتی کرد…» اینا رو شهرام شبپره می‌گه، آیا همچین کسی می‌شه که وجود داشته باشه؟ من که ندیدم، اگه پیدا بشه حاضرم خودمو جلوی پاش قربونی کنم، شاید اونی که هر شب مثله می‌کنم خودم باشم، نمی‌دونم… آخه قیافش خیلی شبیه خودمه!

«غم دنیا رو بیخیال، غصه‌ی فردا رو بیخیال، بزن بالا نوش جونت امشبه رو بابا بیخیال، کلاس ملاسو بیخیال، لیسانس میسانسو بیخیال، بیا وسط قرش بده، ما آس و پاسیم بیخیال…» اینا رو افشین می‌خوند… چقدر اون تیکه‌ای که برادرش با یه همچین چیزی شروع می‌کنه رو دوس دارم «ایوویت فونونس پاییشید، ایکلیت فونوتس پاییشید، لاییکشنتای پاییهید…» فکر کنم ورس سومش باشه.

بچه‌ها میگن آلمانی می‌خونه، از ریتمش معلومه چرت و پرت می‌خونه، اما خب واسه رقصیدن خیلی خوبه، آهنگو میارم عقب و صدا رو می‌برم تا آخر، شیشه‌های اتاقم شروع می‌کنه به لرزیدن، به یه ورم! چقد مراعات همسایه‌ها رو بکنم، بلند میشم وسط اتاق شروع می‌کنم به رقصیدن، فکرمو آزاد می‌کنم و دور خودم تاب می‌خورم… چه حس قشنگیه، دقیقن دنیا رو یه ورم حساب نمی‌کنم، بچرخ تا بچرخیم، تو حال و هوای خودمم که یهو آهنگ تموم میشه، انگار از آسمون هفتم با مخ می‌کوبنم به زمین، آهنگ بعدی شروع میشه، چقدر ریتمش آشناست، اصلن هم واسه رقصیدن خوب نیست یه چیزی مثل ریتم زنجیرزنی عاشورا، فکرم کار نمی‌کنه که بیاد بیارم کدوم آهنگه، صبر می‌کنم تا خوندنش شروع بشه ببینم کیه، حس خیلی بدی دارم، شروع شو دیگه لعنتی… شروع میشه

«باز بوی باورم خاکستریست، صفحه‌های دفترم خاکستریست، پیش از اینها حال دیگر، هرچه می‌گفتند باور داشتم… نه فقط حرفی از آهن مانده‌ست، شمع بیت‌المال روشن مانده است… دست‌ها را باز در شب‌های سرد، هــــــــا کنید ای کودکان دوره‌گرد، مژدگانی ای خیابان‌خواب‌ها، می‌رسد ته‌مانده‌ی بشقاب‌ها… در صفوف ایستاده بر نماز، ابن‌ملجم‌ها فراوانند باز… سر به لاک خویش بردید ای دریغ، نان به نرخ روز خوردید ای دریغ… گیر خواهد کرد روزی، روزی‌ات در گلوی مال مردم‌خوار‌ها…»

عصار بود… حس می‌کنم ضربه مغزی شدم، نمی‌تونم حرکت کنم، تو آینه خودمو نگاه می‌کنم، اشکام کی جاری شدن که خودم نفهمیدم، چه احساس بدیه که روحت بشه غمگین، نای بلند شدن ندارم، زیر لب زمزمه می‌کنم «گیر خواهد کرد روزی، شادی‌ام در گلوی مال‌مردم‌خوارها… گیر خواهد کرد روزی شادی‌ام…»

برچسب‌ها

حق مسلم

چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۵:۲۱

برابریِ کامل حق مسلم زن!

برچسب‌ها

پیغام‌گیر

سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۸:۴۴

با سلام، من الان جلسه دارم نمی‌تونم تلفونتو جواب بدم… (۱۳۰ کیلوبایت)

اینو حتمن بگیرین گوشش کنین، حرف نداره! من که دل‌درد گرفتم از بس خندیدم!

تبعیض‌نژادی در بختیاری

دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ @ ۰۰:۳۳

از اونجایی که می‌گن «یه سوزن به‌خودت بزن، یه جوالدوز به دیگران» تصمیم گرفتم نمونه‌ای از تبعیض‌نژادی رو که توی قوم خودم (بختیاری) رواج داره بیان کنم.

شاید شما هم نوازندگان قوم بختیاری رو دیده باشین که با ساز و دهل خودشون در مجالس عروسی و عزا حضور دارن و مجلس رو به اصطلاح گرم می‌کنن!

ما بختیاریا به این افراد می‌گیم تُوشمال(Toshmaal)، جالبه بدونین توشمالا همشون از یه طایفه هستند که به اسم خودشون نامگذاری شده یعنی «طایفه‌ی توشمال»

هر طایفه‌ای توی بختیاری توشمال مخصوص به‌خودش رو داره، یعنی چند نفر از «طایفه‌ی توشمال» همیشه همراه اون طایفه هستن تا توی مراسم مختلف موسیقی رو اجرا کنن!

محمدرضا دادگر (شاعر بختیاری معاصر) تو مقدمه‌ی دفتر شعرش به‌نام «خین گل» می‌نویسه:
«اما توشمال‌ها، این شادی‌آفرینان محروم از امتیازات ایل -که نه کسی با آنها وصلت می‌کند و نه شریک شام و ناهارشان می‌شود- نقش به‌سزایی در سینه به سینه گرداندن اشعار و ادبیات حماسی داشته و دارند.»

بله درست فهمیدین، قسمت تاسف‌برانگیز این داستان اینه که، یه قانون نانوشته هست که هیچکس با توشما‌ل وصلت نمی‌کنه، هیشکی سر سفره‌ی توشمال نمی‌شینه و اونا فقط می‌تونن توی خودشون وصلت کنن! یعنی ایل فقط از اونا استفاده‌ی ابزاری می‌کنه و طایفه‌ی پَست‌تر به‌حساب میان!!!

اصلن توشمال بودن یه جور ننگ محسوب می‌شد. البته الان به‌دلیل شهرنشینی و رقیق شدن خیلی از اون تعصبات بی‌جا دیگه چنین چیزایی رو کم میشه تو شهرها پیدا کرد اما توی عشایر و اکثر روستاها این رسم کثیف هنوز پایداره و این تبعیض بی‌رحمانه همچنان ادامه داره!

ما می‌تونیم تبعیض‌نژادی رو نابود کنیم، اولین گام پاکسازی خویشته.

وبلاگ موردنظر در دسترس نمی‌باشد

یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۴ @ ۱۰:۱۲

یه چند روزی به‌دلیل تحریم آمریکا و بسته شدن سرور، بلاگ در دسترس نبود که با تلاش شبانه‌روزی سربازان گمنام پشتیبانی هاستینگ سرور دوباره رو‌به‌راه شد! همین!


نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

به کجا؟

باشد
از تنهایی‌ام بیرون می‌زنم
اما به کجا؟

آدونیس

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -