سرما خوردم!

جمعه ۴ آذر ۱۳۸۴ @ ۱۷:۴۳

خیلی بدم میاد از حس و حال سرما خوردگی، بدترین مدلش هم اونه که پنج‌شنبه عصر متوجه بشی که مطب دکترا دیگه باز نیستن و فرداش هم جمعست!
تازه وختی حتا یه قرص سرماخوردگی یا یه دونه کپسول آموکسی‌سیلین هم تو خونه نباشه دیگه اونجات آتیش می‌گیره!!!

پی‌نوشت: دیگه واسه هر پست چرت و پرتی که آدم نباید پینگ کنه!!

پی‌نوشت دو: البته با چیزی که تو پی‌نوشت یک گفتم من هیچ‌وخ نباید پینگ کنم :))

قلیون

پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸۴ @ ۰۱:۲۵

روزا پول در می‌آریم، شبا به فکر خرجش
قلیون می‌چوقیم صبح تا شب، نیستیم به‌فکر ترکش!
.
.
.
بین نژادپرستا سالم موندن مرد می‌خواد
از روح زخمی من صدای ناله‌ای سرد میاد [ادامه‌ی مطلب...]

برچسب‌ها

ایران کجایی؟!

یکشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۴ @ ۰۳:۳۶
Where is Iran?!

دیده بودم قبلن نمیزاشتن افراد داخل ایران خرید اینترنتی کنن با مسترکارت و این چیزا اما این دیگه واسم جدید بود که اسم ایران حتا تو لیست کشورا نباشه!!

این لیستی که می‌بینین ما رو به یه ورش هم حساب نکرده مربوط به سرویس آمارگیری جناب گوگل هست که موقع ثبت‌نام باید پر کنی!

عجیبن غریبا!

مرگ بر استکبار جهانی!!!

برچسب‌ها

حرف و عمل

چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۴ @ ۱۲:۴۹

رابطه حرف و عمل بعضیا مثه دو تا خط موازیه که هیچ‌وخ به هم نمی‌رسن!

پی‌نوشت: البته وختی یارو مرد حرف و عملش یکی میشه، چون نه حرف می‌زنه نه عمل می‌کنه!

ثبات بیش از حد

شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴ @ ۰۲:۲۳

آقا افتضاح بود این بازی تیم ملی! خداوکیلی دیگه ترکیب تیم ملی ما رو مربی «بزآباد جنوبی» هم می‌دونه، آخه ما که اینقد استعداد داریم تو فوتبالمون چرا باید همش از یه ترکیب خاص استفاده کنیم؟!
چرا از استقلال که کمترین گل خورده رو توی لیگ داشته و دو تا مدافع جوون و محکم داره (صادقی و قربانی) توی تیم ملی دفاع ثابت نداریم؟
چرا رجب‌زاده باید از دقیقه ۸۷ به بازی بیاد؟ کسی که به عقیده‌ی خیلی از کارشناسا بهترین بازیکن لیگ بوده تا این هفته.
حالا حتمن باید دایی بازی کنه؟ بابا دایی یکی از بزرگترین بازیکنان طول تاریخ فوتبال ایران محسوب میشه، درست!، اما دلیل نمیشه که تا وختی میخواد بمیره فیکسه تیم ملی باشه، ما این همه مهاجم خوب داریم، برهانی، عنایتی، هاشمیان، سیاوش اکبرپور، رسول خطیبی، فریدون فضلی و… چرا حق جوونا رو میخورین از اون طرف هم خون میکنین تو دل هوادارای بیچاره؟!
برانکو واقعن با بازی امروزه تیمش به معنای واقعی رید!! آخه این همه یه‌دندگی واسه چی؟
خداوکیلی فریدون زندی چرا بازی می‌کنه؟ این بشر چه کار مفیدی تاحالا واسه تیم ملی انجام داده؟ (به‌جز اون یه گلی کاشته‌ای که چند وقت پیش زد)
حالا چون خارج بازی می‌کنه حتمن باید فیکس باشه؟ این تو باشگاه خودش هم فیکس نیست!
تیم ملی ما داره افت می‌کنه، این سه تا باختی که اورده زنگ خطریه واسه ما که فکر کردیم وختی تیم رف جام‌جهانی دیگه کار تمومه! خدا کنه بلایی که سر عربستان اومد تو جام گذشته سر ما نیاد!!!

برچسب‌ها

برافتو

سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴ @ ۰۴:۲۷
بــِوین حالا bevin hala
دست به یَک دادِن dast be yak daden
جون سی یَک دادِن joon si yak daden
چَنده آسونه chande asoone
بــِوین حالا bevin hala
وختی با یَک بوویم vakhti ba yak booym
رُوندنه دِشمِن rondane deshmen
چَنده آسونه chande asoone
دیــِه شَو ِ تار diye shave taar
سی دیدن صُو si didane sov
تی به رَه مَنِشین ti be rah maneshin
ای‌بَرت خَو eebaret khav
حالا ا‌تَری hala etari
دی نگو نَتَرُم di nago natarom
خُت وُری بــِدِرَو khot vori bederav
بیاو چی اَفتو biav chi aftav

برای خواندن ترجمه و گوش دادن به این ترانه به ادامه‌ی مطلب مراجعه کنید. [ادامه‌ی مطلب...]

برچسب‌ها

شدیدن آبیته

شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۴ @ ۱۸:۰۵

با عرض سلام، خسته نباشید و تسلیت خدمت تمام لنگی‌های عزیز!

با اینکه بازی زیاد فاز نداد اما نتیجه‌ش بدجور چسبید!

استقلال ۱ – ۰ پرسپولیس

برچسب‌ها

جنگ داخلی

پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۴ @ ۰۲:۰۵

چند ماه قبل بود با خودم تضاد فکری شدیدی پیدا کرده بودم، دیگه از رفتار خیلیا از جمله خودم خسته شده بودم، از دروغایی که می‌گفتم، از حرفایی که پشت سر ملت می‌زدم و توی روشون خفه‌خون می‌گرفتم، ترس از افشا شدن حرفایی که پشت سر بقیه زدم و فشار روحی و عذاب وجدان باعث شد با خودم عهد کنم تا زنده‌م دیگه پشت سر کسی حرف نزنم یا اگه هم چیزی می‌گم جلوی روش هم همونو بتونم تکرار کنم.

از اون موقع تا به‌حال این روند و پیش گرفتم و خیلی هم موثر بوده، دیگه اصلن استرسی ندارم واسه حرف زدن و انتقاد کردن از بقیه، شاید خیلی از رفیقامو سر همین روراستی از دست دادم (و شاید از دست خواهم داد) اما من هنوز پای عهدی که با خودم بستم وایسادم!
درسته، شاید توی برخورد اول، یکمی ناراحت بشه طرف مقابل از اینکه بدون رودرواسی عیبشو بهش می‌گم و حتا ممکنه باهام قطع رابطه کنه، اما مطمئنن ارزش روراست بودن رو زمانی میفهمه که دیگران پشت سرش عیباشو بگن و روبروش خوبیاشو!
من دقیقن برعکس این عمل می‌کنم یعنی عیب افرادو روبروشون میگم، اینجوری دیگه وجدانم راحته، تازه پایه‌ی دوستی‌هامم محکم‌تره چون اگه از طرف من حرفی رو پیش رفیقام نقل کنن که واقعیت نداشته باشه دیگه اونا قبول نمی‌کنن، چون میگن «این که بدترین چیزا رو تو چشمون نگا میکنه بهمون میگه دیگه دلیلی نداره بره پشت سرمون حرف بزنه»؛ و واقعن هم دیگه رودرواسی نمی‌کنم با کسی اگه از چیزی خوشم نیاد مستقیمن میگم و به یه‌جاییمم نیست که طرف در مورد من چی فکر می‌کنه!

یکی دیگه از تصمیماتم این بود که دروغ نگم! (خاک بر سرت واقعن، بعد از این همه عمر تازه تصمیم گرفتی دروغ نگی؟!) این یکی واقعن سخته، یعنی منی که توی جامعه‌ای بزرگ شدم که ۹۵٪ حرف مردمش آمیخته با دروغه چطوری می‌تونم دروغ نگم؟!
خیلی تمرین می‌کردم اما نمی‌شد، واقعن خیلی سخت بود اما غیرممکن نبود، الان یه مدتیه راست گفتن واسم عادی شده و دروغ گفتن واسم غیرعادی! بلخره تونستم یکمی به اون چیزی که از خودم توی ذهنم ساخته بودم نزدیک بشم، یه مدته وختی دروغ میگم دقیقن صدای وجدانمو (مثه صدای وجدان «شیر فرهاد») می‌شنوم، حال و روز عجیبی پیدا کردم. اما باز هم امکان دروغ گفتن هست و بعضی وختا از دستم در میره و کاریش نمیشه کرد، چون هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش!! (:دی)

حالا یه عیب بزرگی که من دارم اینه که زیاد فحش می‌دم، یعنی از ۶ کلمه‌ای که از دهنم میاد بیرون ۵تاش «فحش بدبد»ه! این یکی رو هرکاری کردم نتونستم به‌صورت کامل ترکش کنم، فعلن به‌صورت کنترل‌شده در اومده یعنی جلوی کساییکه نمی‌شناسم خودمو کنترل می‌کنم که چرت و پرت نگم! البته خودمم اشتیاق زیادی ندارم که این عادت حسنه رو به‌صورت کامل ترک کنم، همین حالت کنترل‌شدش واسم ایده‌آله، چون همیشه از کسایی که بیخودی افه‌ی با ادب بودن میان بدم میومده!

زندگی واسه من یه جنگه، فعلن جنگه من، جنگه داخلیه! فعلن باید خودمو بسازم بعدش به فکر محیط اطراف بیافتم، ایراد خیلی از ماها اینه که حرفایی رو می‌زنیم که خودمون بهشون اعتقاد نداریم ولی واسه دیگران تجویزشون می‌کنیم! یعنی قبل از اینکه خودمونو بسازسم می‌خوایم فردین بازی در بیاریم و به دیگران کمک کنیم. به‌قوله معروف «چاه مکن بهر کسی، اول خودت بعدن کسی»

این پست رو حمل بر خودستایی نزارین، من خودم دارم میگم که دروغ‌گو بودم (و الانم آثارش به‌جا مونده) دو رو بودم، بد دهن بودم (و هستم) اما دارم ترک می‌کنم، خواهشن
ضدحال نزنین :))

امیدوارم توی این جنگه داخلی شهید نشم!


نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

ما نمی‌توانیم با خشونت مخالفت کنیم٬ مگر آن‌که عملاً از آن امتناع ورزیم؛ ما سلاحی جز «حقیقت» و «ایمان» نداریم.

لخ والسا

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -