خستگی

دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۴ @ ۰۰:۱۲
  • آقا، جون هرکی دوس دارین اینقد به من در مورد اسم و فامیل و شجره‌نامه‌ی خانوادگی‌م گیر ندین، امروز مجبور شدم سر همین قضیه به یکی از دوستام دروغ بگم، الان عذاب وجدان گرفتم، آقایی که خودت می‌دونی کی هستی، شرمنده، به‌خدا تقصیر خودته که سه‌پیچ می‌کنی، ببخشید. (به قول خودت مگه چه تحفه‌ای هستم)
    من اگه بخوام بقیه اسم و اینا رو بدونن خب تو همین بلاگ فکستنی می‌گم دیگه.
  • چند وقته سست پام با وجود خستگی
    از فشار زندگی رسیدم به نئشگی
    شب و روزم خراب به جرم دل‌بستگی
    خدا منو ببر زودتر از این زندگی
    خسته شدم دیگه از خفت و بندگی
    حرفام داره فقط بار شرمندگی
    (با نگاهی به ترانه‌ی تغییر از داریا)
  • این‌روزا بیشتر از قبل توی مسنجر با لهجه‌ی جنوبی صحبت می‌کنم، البته به لطف بلاگرای خوزستانی، مخصوصن آقا سعید که هرچی بم بگه همون کاملن درسته!!! (مَی نه کا ؟!) :دی
  • تا حالا هیپ‌هاپ کردی گوش نداده بودیم که به لطف آقا ناصر اونم تونستیم گوش بدیم.
  • کسی نمی‌دونه نوشی کارش به کجا کشیده؟
  • این لیست خوزستانیا رو هم دریابید، اگه کسی جا مونده خودشو برسونه! (البته به‌جز بعضیا که نمیخوان کسی بدونه خوزستانی‌ان :دی)
  • تو شهر پر شده از پلاکارهای قوه‌ی قضاییه در مورد اخلال‌گران اقتصادی، به مردم گوشزد کردن که پول دادن به همچین افرادی تضمیین نداره و… احتمالن تا چندوقت دیگه کامل جمع میکنن کار و کاسبیه سیدها رو. آخرش هم نفهمیدیم این همه پول رو از کجا میارن؟!؟
  • هنوز کارنامه‌ی ترم بهمن رو ندادن اما از چیزایی که اعلام شده بود به‌نظر می‌رسه همچین نمرانی داشته باشم این ترم: ۲۰، ۱۸، ۱۷، ۱۵.۵، ۱۵، ۱۳.۵، ۹
  • اینم یه روبوت خوزستانی به اسم روبونفت (سایت - بلاگ)، چیز جالبیه.
  • لازم به ذکره که مَسلیمون* (Masseleymoon) شهر خومونه!
  • اینجا احتمالن تا یه ماه دیگه آپدیت نمیشه، خودمم کمتر تو یاهو پیدام میشه (می‌دونم الان همه‌تون کلی حال کردین که از دست همچین موجود پلیدی راحت می‌شین!)
  • *= مسلیمون، تلفظ محلی مسجدسلیمان، شهری که اولین چاه نفت خاورمیانه رو زدن.


 

گرما، شرجی، نوش جون

سه شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۴ @ ۱۴:۵۸
هوای اهواز در حال حاضر

هوای تهران در حال حاضر

تهرانیا خیلی از گرمای هوا تو این روزا مینالن، چقد تلویزیون رو این گرمای بی‌سابقه‌ی حداکثر ۴۰ درجه زوم کرده !!! اون‌وقت ما اینجا داریم تا ۵۳ درجه گرما می‌خوریم و شرجی، ادارات هم که عمرن تعطیل نمیشن چون هواشناسی به هیچ‌وجه نمی‌گه اینجا ۵۱ درجه شده مثلن!

تازه بعد از صد سال یه سه چار تا اتوبوس کولردار گذاشتن اینجا واسه خالی نبودن عریضه که بگن ما هم اتوبوس کولردار داریم، در صورتی که اینجا باید همه‌ی وسایل نقلیه کولردار باشن، حالا این همه گرما یه طرف، شرجی هم گوزه بالا گوز شده این وسط، با ۳۰٪ رطوبت حالتون میاد سر جاش! تازه وقتی ساعت ۸ صبح تو شرجی که سگ هم نمی‌ره بیرون شما میرین دانشگاه و استاده بی***** نمیاد قیافتون دیدنی میشه!


 

نوشی بدون جوجه‌هایش

سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۴ @ ۱۷:۵۵
  • توی ده شلمرود، نوشی تک و تنها بود…

    نه قانون و نه قاضی، نه وکیل و نه شاکی، هیشکی باهاش رفیق نبود :(

  • نوشی بدون جوجه‌هایش خیلی غمگین شده، هوی مردک جوجه‌ها رو برگردون!!
  • تنها کاری که از دستمون بر میاد فقط لینک دادن و به انتظار نشستنه.

پی‌نوشت: برای قرار دادن لوگو در وبلاگتان از کد زیر استفاده کنید (لوگو توسط جمعی از بلاگرها تهیه شده، دقیقن نمیدونم کاره کیه)

<a href="http://nooshi.ir"><img border="0" src="http://i7.photobucket.com/albums/y264/noqte/Nooshi.jpg" alt="حمایت مدنی، حقوقی و عاطفی از نوشی و جوجه‌هایش" /></a>


 

یار دبستانی من

شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۴ @ ۰۴:۴۷

یار دبستانی من، با من همراه و منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه‌ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی‌فرهنگیه ما، هرزه تمومه علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش

دست من و تو، باید این پرده‌ها رو پاره کنه
کی می‌تونه جز من و تو، درد مارو چاره کنه؟

یـــــــــــــــــــــار دبستانی من…

امروز، شنبه، ۱۸ تیر ماه، ۱۳۸۴، است.


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.