مورچه ، من تمام می‌شوم

شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴ @ ۲۳:۵۰
  • میخوریم به سلامتی مورچه ، نه واسه اینکه از دیوار راست بالا میره ،‌واسه اینکه تک‌خوری تو مرامش نیست !
  • طبق تحقیقات من اساس کومونیسم از زندگی مورچه‌ها سرچشمه گرفته است !
  • بعضیا میگن “دوست نداریم برای کسی تموم بشیم !” ؛ اما من دوست دارم خیلی زود تموم بشم تا افراده بیشتری از همنشینی با من لذت ببرن و چه بهتر که واسه اونا هم زودتر تموم بشم… چون اون که منو تموم شده فرض میکنه به نقطه‌ای رسیده که افکارم رو درک نمیکنه پس بهتره منو ترک کنه تا من فرد دیگه‌ای رو امتحان کنم شاید هم‌صحبت رویاهامو پیدا کنم… آرزو بر جوانان عیب نیست !!!
  • راستی بازی فولاد - استقلال اهواز چرا برگزار نشد ؟ ;) (به گفته‌ی تلویزیون اهواز که آرامه آرام بود پس چرا بازی رو برگزار نکردین ؟!!!)
  • من هم معتقدم بستن کامنت‌ها برای همه‌ی پست‌ها کاری کاملن غیر وبلاگی محسوب میشه (که از ناصرخان بعید بود همچین کاری) ، تا اونجا که من میدونم این WX-Blog سیستم خیلی خفیه ! (چون توی ساختنش از بعضی کدهای وردپرس الگو گرفته شده) و امکان کامنت‌های مدیریت شده رو داره ، یعنی فقط با تایید خود نویسنده کامنت نشون داده بشه (مثه هودر) که این عقلانی‌ترین راه به‌نظر میرسه :) فکر نمی‌کنم روزی نیم ساعت وقت گذاشتن برای خونه‌ای که آدم با هزار بدبختی ساختش خیلی زیاد باشه ! (فقط نیم ساعت !)
  • خداییش حال میکنین دموکراسی رو تو عراق ؟ یه کرد رییس‌جمهور کشوری که حدود سه چهارمش عربن و اکثرن هم شیعه ! نخست وزیر هم که شیعه و رییس مجلس هم سونی مذهب ! خداییش مثه شطرنجه ، کلی حال کردم.
  • [ یکی از رفقا نقل کرده که... ]
    - Hello ! How are you ?
    - Just fine , thanks , and you ?
    - چاکرتیم ، مخلصیم !
    - :o
  • تا وقتی میدونی سر کلاسم و نمیتونم جواب بدم هر ۱۰ دقیقه یه بار زنگ و Miss Call میزنی اما تا میام بیرون دیگه خبری نیست… تا روز بعد که دوباره میرم سر کلاس !
  • …دانشگاه… خونه… پای پنتیوم ۲… یه ذره از خزعبلاتی که توی ذهنم میگذره رو روی کاغذ بالا میارم… تخت‌خواب… فردا صبح زنگ موبایل… فحش خوار و مادر به سازنده‌ی موبایل به‌خاطر اینکه مجبورم بیدار بشم با زنگش… دانشگاه… خونه… پای پنتیوم ۲… این بود زندگی یک حیوان انسان‌نمای گناهکار !
  • گفتی از عشقم هذر نکن ، چه خوب کردم که کردم !
  • چرا من نمیتونم راک یا متال رو تحمل کنم ؟!
  • دوباره اهواز گرم شد و قطع شدن‌های مکرر برق هم شروع شد.. من نمیدونم این همه سد و کوفت و زهرمار تو خوزستان و سر راه این کارون بدبخت هست ،‌چرا هیچیش به ما نمیرسه ؟ چرا همش به آذربایجان و… صادر میشه ؟! مگه ما آدم نیستیم… آخه تا کی ؟
  • به نظر شما این آقا چند سالشه ؟
  • مصاحبه‌ی اسد با رضا شکراللهی «خوابگرد»
  • قطره‌چکان لحظات ، عمرم را به پای شمعدانی عشقت می‌چکاند ولی افسوس که نور بی‌صداقتی این شمعدانی را برای همیشه خشکانیده.
  • دوستان اگه منبعی چیزی در مورد رپ یا هیپ هاپ دارن که واقعن به‌درد می‌خوره لطفن معرفی کنن ، بیشتر جنبه‌ی تحقیقاتیش مدنظرمه ، خواهشمندم اگه میخواین چیزی معرفی کنین سایت wallpaper نباشه :)
  • ایی آرزو موند به دلفم که اینجا دو خط به لهجه‌ی جنوبیه خودفم بنویسفم ، حیف که وقتفشه ندارفم ، اما مو بیدی نیستفم که با ایی بادا بلرزفم ، آخرش مو باید حتمن حداقل یه پست کامل به لهجه‌ی خودفم بدفم ؛ حال میکنی وفلفک ؟ :)

Ee arezoo mond be delom ke inja do khat be lahjeye jonoobie khodom benevisom , heyf ke vaghteshe nadarom , ama mo bidi nistom ke ba ee bada belarzom , akharesh mo bayad hatman ye poste kamel be lahjeye khodom bedom ; hal mikoni volek ? :)


 

اینترنت بی اینترنت

دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۴ @ ۱۸:۱۷
  • خیلی جالبه… خیلی خیلی جالبه ! اینترنت اهواز کاملن قطع شده ! چه ISP چه ICP فرقی نداره ! چند روز اول فقط ISPها قطع شده بودن اما بعد از دو روز ICPها هم تعطیل شدن !!! الان هم فقط بعضی کافی‌نت‌ها به اینترنت وصلن که با اشتراک تهران وصل شدن و ساعتی ۳۰۰۰ تومن یا بیشتر میگیرن ! تف !!!
  • حتمن میگین پس تو چجوری داری اینجا مینویسی وقتی همه‌جا اینترنت قطع شده !؟ خب IQها منم با اکانت تهران کانکت شدم دیگه :) (خیلی احمقم ؟! میدونستم !)
  • تو این مدتی که چیزی ننوشتم نشستم خیلی فکر (؟!) کردم ، دیدم افکارم خیلی نژادپرستانست باید حتمن یه تجدیدنظری توشون بکنم ! اما هنوز هم با تجزیه شدنه خوزستان مخالفم… چون اگه اینجوریه باید کردستان ، ترکستان (آذربایجان) ، ترکنمستان ، بلوچستان ، لرستان ، بختیارستان (بختیاری‌ها !) و… هم جدا بشن و کشور ما بدتر از شوروی میترکه ! یه حکومت درست حسابی با دادن حقوق دموکراتیک این قومیت‌ها میتونه اونا رو کلی راضی کنه از اینکه زیر پرچم اون حکومت زندگی میکنن :)
  • دوست ندارم اونقدر بهم فکر کنی که صدای خرد شدن دنده‌هام رو زیر چرخ‌دنده‌ی افکارت بشنوم ، بس کن !
  • حدود ۷ ، ۸ ساعت سرور اینجا گـ*زپیچ شده بود و سایت در دسترس نبود که با ساپورت باحال یکی از بچه‌ها به خیر و خوشی رفع شد مشکلش :) (پیش میاد دیگه)
  • هیچ کس لیاقت اشک‌های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی‌شود ! «گابریل گارسیا مارکز»
  • فکر آزارت ، آزارم میده !
  • اسد خیلی وقته شروع کرده به مصاحبه کردن با بروبچه‌های بلاگر که خیلی جالبه :) مصاحبه با : عبدالقادر بلوچ «بلوچ» ، ف.م.سخن ۱ ۲ ۳ «ف.م.سخن» ، ناصر خالدیان «نقطه ته خط» ، مسعود برجیان «پیام ایرانیان» ، پرستو دوکوهی «زن‌نوشت» ، فرناز سیفی «امشاسپندان» ؛ اگه کامنتای مصاحبه با پرستو و فرناز رو بخونید با تمام وجود این پست روزبه رو درک میکنین !
  • لامصب یه سری نظامی اومدن اهواز (که میگن از بچه‌های سپاه قدس هستن) همه هیکلا XL همینجوری که نگاش میکنی پشمات میریزه از ترس ، چه برسه بخوای باهاش کل‌کل و دعوا هم بکنی که دیگه هیچ… من یه شب طرفای ساعت ۱۱ که داشتم میرفتم بیمارستان سینا تو جاده‌ی کوت‌عبدالله اینا رو دیدم ، گرخیدم !!!
  • حالا هی من میگم از وردپرس استفاده کنین ، هی شما میگین : خب این که فارسی نشده… قالب فارسی براش نیومده و از این حرفا ، اینم پارسی شدش ! ببینم دیگه چه بهونه‌ای میخواین بیارین ، اینم یکی از تواب که از ام‌تی (لعنت‌الله) به وردپرس (ع) گرویده ! زحمت پارسی کردنشو علی ستاری عزیز کشیده :)
  • به استاد معادلات دیفرانسیل ربطی نداره که من چرا تو انتخابات شرکت نمیکنم !! مردک میاد میگه : تو چرا شرکت نمیکنی ؟! ممکنه مهرهای توی شناسنامتون روی نمره‌ی پایان ترمتون تاثیر داشته باشه ؛ خب داشته باشه به بیضه‌ام (خیلی مودبانه سعی کردم بگم به تـ*مم)
  • تو تاکسی داشتم میرفتم مرکز شهر ، راننده شروع کرد به صحبت کردن در مورد عربا (با لهجه‌ی غلیظظظ عربی) یه دفعه جو گرفتش شروع کرد به داد زدن و اینا رسیدیم سر پل کیانپارس-عامری دیدم دست کرد زیر صندلیش یه کلت در اورد ، گفت : من اگه پام بیفته همه رو می‌کشم ! بعدش کلت اورد جلوی صورتم رو به بیرون و از تو پنجره‌ی سمت من یه شلیک هم به بیرون کرد !!! البته کسی نبود روی پل اون طرفا که چیزیش بشه ، منو میگی چیزام افتاده بودن کف پام ! گفتم آقا ممنون پیاده میشم ، همون وسط پل دویدم رفتم تو باند مخالف و داد زدم دربست !

 

سرود ای ایران به‌جای سر زد از افق

پنجشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۴ @ ۱۹:۴۷

همین الان توی اخباره ۲۰:۳۰ که انگار دعوا داره وقتی خبر میخونه ، دیدم که توی مراسم اهدای مدال قهرمانی به هادی ساعی ، سـروده سـر زد از افـق رو پخش نـــکـــردن و به‌جـاش سـروده ای ایـران رو پخش کردن :)

هنوز لینکی در این رابطه پیدا نکردم… اگه جایی دیدم حتمن این پایین میزارمش !

پی‌نوشت : مثل اینکه موقعی که مسئول ایرانی رفته نوار سرود سر زد از افق رو بده به برگزار کنندگانه مسابقه اونا گفتن لازم نکرده… خودمون داریم ! البته اونا ای ایران رو داشتن ، نه سر زد از افق رو… اینجوری بوده دیگه… تقصیره آمریکای جهان‌خوار و اسرائیل غاصبه این توطئه!
ای موسا قصاب (موشه کتساف) ! ای بی‌ناموس ! تو اگه آدام بودی که توی دهن اون شارون میزدی نه اینکه ای ایران پخش کنی ، پس من به تو میگم که برو بمیر ای غاصب !!


 

مسیح و چند چیز دیگر

شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۴ @ ۰۱:۲۶
  • تو این چند روزی که نتونستم چیزی بنویسم اتفاقای جالبی افتاد… دوست دارم اون چیزی رو که واقعن توی ذهنم میگذره بگم اما حیف که نمی‌گذارند !
  • اخراج یک خبرنگار از مجلس واقعن شاهکاری بس شگرف و قابل تامل بود که نمیشه به‌سادگی از کنارش گذشت ، خب حالا ملت فهمیدن شماها چقدر عیدی میگیرین ، آسمون به زمین اومد ؟!… البته دوستان گفتنی‌ها رو گفتند و ما فقط مجبوریم لینک بدیم.
    مسیح علی‌نژادم، نه دزد، نه طناز، نه بی‌نزاکت و نه معیوب! - مسیح (معصومه) علی‌نژاد
    از محفل نابغه ها، هر روز بری تازه ما را بمباران می کند ! - امشاسپندان
    آفرین بر مسیح - الپر
    خوشم اومد از شجاعتت !
  • یه موضوع دیگه این دروغهای سیزده (یا همون اول آوریل فرنگیا) که خیلی یخ بود. ای بمیری علی تمدن با اون شوخیه بی‌مزت ! یخ کنی ! یا مثلن هودر که یه طوری وانمود کرد که اومده تهران.. خب تو اگه بیای تهران که تیکه بزرگت گوشته حاجی ! حالا موضوع جالبتر اینه که بعدش هی مدرک و دلیل و برهان اورد که بخدا به پیر به پیغمبر من تهران نبودم ، خب مرده حسابی مگه مجبوری دروغ بگی الکی که بعدش هی بخوای دلیل بیاری… کارش از عکس رد کرده.. یه فایل تصویری گذاشت واسه مدرک که من تو تهران نبودم.. آدم واقعن شک میکنه به عقلش :))
  • موضوع دیگه جناب کورش ضیابری بود که باعث بسی جاروجنجال شد :)) تا اونجایی که من وب‌گردی کردم و یادمه کوروش جان توی همه‌ی بلاگای کامپیوتری گفته که “این بلاگ بهترین بلاگیه که من تاحالا دیدم” ؛ البته منظور از این بلاگ همون بلاگی بود که توش کامنت میذاشت ، خودم به شخصه بلاگای زیادی رو دیدم که شجره‌نامه‌ی خانوادگیه کوروش توی کامنت دونیشون وجود داشت یا تعداد جوایزی که از اول دبستان به کوروش داده بودن یا مدارکی که گرفته و… حالا از شوخی که بگذریم به‌نظرم کوروش هرچقدر هم که از نظر نویسندگی (یا مثلن خبرنگاری) پیشرفت کرده باشه ولی هنوز رسوم بلاگ‌شهر رو بلد نیست و هنوز نمیدونه کی و کجا کامنت بذاره و در کل هنوز اخلاقش خیلی بچه‌گونه‌ست ! البته اون حرفش که میگه به ورزشکارا خیلی اهمیت میدن رو قبول دارم ، چون اکثر ورزشکارای ما آدمهایی با سواد خیلی پایین هستن که تا یکمی بهشون توجه میکنن دور بر میدارن :)
    بیشتر در همین رابطه : علی تمدن ، امشاسپندان ، تارنوشت ، پارسا صائبی
  • راستی فکر نمیکنین ریخت و قیافه‌ی اینجا دیگه تکراری شده ؟ (البته ، تن آدمی عزیز است به پفسته آدمیت ، نه همین قالبه زیباست نشان آدمیت !)
  • یه مدته زیادی بود این بلاگ‌رولینگمونو همونجوری رها کرده بودیم که پس از مدتی یه دستی به سر و روش کشیدیم ، اگه کسی لینک داده و من هنوز نفهمیدم تو کامنتا یا توی PM بگه تا لینکشو اضافه کنم :)
  • این پست کیوان هم واقعن عالی بود حتمن بخونیدش. ( خوندن کامنتاش هم خالی از لطف نیست )
  • فرناز کار جالبی رو شروع کرده و داره گرایشهای مختلف فمنیستی رو معرفی میکنه ، این واقعن خیلی عالیه چون دیگه هر ابلهی که اومد شروع کرد فحش دادن به مردا ، نمیتونه خودشو فمنیست معرفی کنه. همینطوریه که ملت اینقدر با فمنیسم چپ افتادن ، از بس به‌قول فرناز فمنیست‌نما (بر وزن همون تماشاگرنمای خودمون) زیاد شده. ( لیبرال فمنیست - رادیکال فمنیست )
    حاشیه : بزارین منم چندتایی معرفی کنم :
    فالانژ فمنیست : یعنی فمنیستایی که با هم میریزین رو یه مرد بدبخت و تا جا داره میزننش
    مجذور فمنیست : کسایی که مردا رو موجوداتی پَست و اضافه میدونن و شعارشون جهانه بدون مرده
    فایتینگ فمنیست : دخترای عضو گروه‌های فشار فمنیستی که کارشون سرکوب مردا و مخالفان فمنیسمه ،‌اینا با اون فالانژ فمنیستا رابطه‌ی نزدیکی دارن
    ابله فمنیست : اینا هیچی بارشون فقط بلدن فحش بدن به مردا ، چون مثلن دوست پسرشونو نتونستن خر کنن تا براشون پراید بخره !
    سادیست فمنیست : اینا هم فقط بلدن چیزایی بگن که حرص مردا رو در بیارن
    دیگه بقیشو میزارم به عهده‌ی خودتون :دی (هوی شوخی کردم ، جدی نگیرین)
  • سینه‌چاک هم رادیوی اینترنتی راه انداخته که کاره جالبیه… البته صداش انگار از توی آبمیوه‌گیری میاد ! (بابا میدونم خودش اینکارو کرده ، دیگه اینقدرا هم یول نیستیم)
  • مردی را میشناسم که حتا کلید در خونه‌ی خودشو هم نداره ، یعنی کلید و اینا همه دست زنشه و وقتی زنه میره بیرون و مرده میاد میبینه کسی خونه نیست مجبوره بره بالای پشت‌بوم بشینه تا زنه احمقش بیاد ؛ درسته که زن نباید زیر سلطه‌ی شوهرش باشه و باید از خودش اختیار داشته باشه اما دیگه این مدلیشو باید کفشت ! البته حق اون مرد ابله هم هست که یه ذره از خودش عرضه نشون نداده ، همون حقته ! (بسوز !)
  • این صبحانه هم یه مدت Down شده بود اما وقتی میرفتی هر چند ثانیه‌ای یه بار رفرش میشد تا تعداد ویزیتش نیاد پایین ، ای هودره کلک !
  • یارو ریش بزی میذاره ، گرگه میاد میخورش.
    یارو مست میکنه ، شنگول میشه ، گرگه میاد میخورش.
    گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول میگه : “منم ، منم ، مادرتون ، درو وا کنین” یارو درو وا میکنه میگه بابا از اینجا رفتن برو پی کارت.
    یارو میره تظاهرات میبینه شلوغه ، برمیگرده.
    اصفهانیه X میخوره ، تو تاکسی میشینه کرایه‌ی دو نفرو حساب میکنه.
    از این به بعد سعی میکنم هر چی جوک بی‌مزه بچه‌ها برام میفرستن بزارم اینجا ، با جوک بی‌ربط و بی‌مزه خیلی حال میکنم (البته حال شرعی ، نه حال خلاف شرع)
  • این گزارشای آنلاین هم بدجوری پهنای باند رو میخوره :(
  • رادیوی اینترنتی راه بندازم ؟ این پادکست خیلی داره وسوسم میکنه !
  • بایددوباره برم چیز.. بلابه‌نسبت شما دانشگا !

زیاد نشد واسه امروز ؟ بسه دیگه :)

پی‌نوشت : بعضیا فکر کردن چون در مورد فمنیستا نوشتم دخترم :)) اشتباه میکنی حاجی !


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.