تقدیم به هموطنان عزیزم در بم

پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۳ @ ۰۰:۴۷

سال پیش همین روزا یادتونه ؟ تقریبا همه حال و روزشون مثل هم بود ، واقعا دردناک بود ولی اتفاقی که برای من دردناک تر از خود زلزله بود روزی افتاد که رفتم از بازار یه گونی برنج خریدم وقتی توی خونه بازش کردم خشکم زد ! توی گونی ۲۰ تا هزاری بود با یه تیکه کاغذ که روش نوشته بود تقدیم به هموطنان عزیزم در بم !!!

برچسب‌ها

مرجع فارسی توابع وردپرس برای طراحان وب

سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۳ @ ۰۲:۵۱

سلام ، یه چند روزی نبودم داشتم یه مقاله همچین طویل مینوشتم در مورد وردپرس تا بروبچ بتونن راحت تر با این سیستم مشتی کار کنن و همچنین قالبهای فارسی بیشتری براش ساخته بشه ! روی این مقاله حدود ۴ روز وقت گذاشتم.

در این مقاله ما فرض رو بر این میگیریم که شما میدونید وردپرس چیه و با اصلاحات عادی طراحی وب آشنایی دارید ( اگه هم آشنایی ندارید با هم آشناتون میکنم ! ) ، هدف اصلی این مقاله ساده تر کردن کار طراحان برای ساختن قالب برای وردپرسه ، من تقریبا تمامی توابع مورد نیاز برای طراحی رو در اینجا توضیح دادم…

پی‌نوشت : مقاله رو با اضافه کردن چند مثال برای توابعی که احتیاج به مثال داشتن ، کامل‌تر کردم ;)
[ادامه‌ی مطلب...]

متکدیان توجه

جمعه ۴ دی ۱۳۸۳ @ ۰۶:۳۹

با دو جور پسر تو دانشگاه خیلی حال میکنم و احساس میکنم یه چیز بارزی دارن ، دسته اول اونایی هستن که دخترا رو کلا نادیده میگیرن و خودشونو اس یه دختر نمیکنن !
دسته دوم هم پسرایی هستن که خدا واسه این آفریدشون که آویزون دخترا باشن ، یعنی کلا واسه همین میان دانشگاه که توجه جنس مخالف رو به خودشون جلب کنن !
با شخصیت ، اعتماد به نفس و مردانگی دسته اول بیش ازحد حال میکنم و با مضحک ، مزخرف ، بی‌شخصیت و نامرد بودن دسته دوم هم همینطور !
در مورد دسته‌ی اول زیاد نمیشه حرف زد ، چون حرف ندارن ! :) اما در مورد دسته‌ی دوم جا برای صحبت زیاده !
دسته دوم افرادی هستن که :
- براحتی از رفقای پسر خودشون میبرن تا بتونن مخ یه دختر رو بدست بیارن !
- حاضرن شخصیتشون خرد بشه اما رابطشون با دختره خراب نشه ! ( البته اگه چیزی به اسم شخصیت داشته باشن !!! )
- خودشونو با تمام قدرت جــــر میدن تا بتونن به دختره نزدیک بشن !
- رفیقای خودشونو جلوی دختره ضایع میکنن تا دختره نیشش تا بناگوش باز بشه و اینا هم کلی خرذوق بشن ! ( فکرشو نمیکنن که بعد از بند آخر که رفاقتش با دختره به انتهای پر التهابش رسید دوباره محتاخ همین رفیقی میشن که ضایعش کردن ! )
- ادای آدمای لارج رو در میارن تا دختره فکر کنه اینا خیلی دست و دل بازن ، واسه دختره غذا میخرن ، کرایه‌ی تاکسی دربست خانومو حساب میکنن در حالیکه حاضر نیست کرایه‌ی ۵۰ تومنیه رفیقشونو که ۱۰۰ بار کرایه‌شونو حساب کرده ، حساب کنن !
- وسط مهمترین کلاس تخصصیشون بخاطر خانوم بلند مبکنن میرن بیرون تا خانومو تا دم در دانشگاه بدرقه کنن در حالیکه میدونن این برای چهارمین باره که دارن غیبت میخورن و این یعنی حذف واحد !
- در حالیکه درخواست اکثر همکلاسیهاشونو واسه جزوه دادن رد میکنن ، با یک سوت جزوه رو چهاردستی تقدیم میکنن به خانوم !
- …
- بالاخره یه فرصتی گیر میارن و جایی با دختره تنها میشن.
- نهایت عشقشون با پنج دقیقه‌ی پر التهاب تموم میشه !
- از نظر من با گداهای خیابونی هیچ فرقی ندارن با این تفاوت که گداهای خیابونی پول از آدم گدایی میکنن ، اینا توجه و جلب نظر !
- حالم از همه‌شون به هم میخوره !
- از صمیم قلب براشون آرزوی موفقیت میکنم تا از اینی که هستن لجن‌تر بشن تا حدی که نتونن خودشونو نجات بدن !
- براشون متاسفم !

هرگز دوست ندارم با اینجور آدما رابطه داشته باشم. البته من خودم رو جزو دسته‌ی اول نمیدونم ، اما سعی میکنم جزو دسته‌ی دوم نباشم !

پی نوشت : خداوندا ، خوارم کن ، اما مردم آزارم مکن !!!

خانه‌ی پاکان

جمعه ۴ دی ۱۳۸۳ @ ۰۲:۵۵
آنان که بسر در طلب کعبه دویدند
چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند
رفتند در آن خانه که بینند خدا را
بسیار بجستند خدا را و ندیدند
چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف
ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند
کای خانه پرستان ، چه پرستید گل و سنگ ؟
آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند !

کعبه

تخصصی

جمعه ۴ دی ۱۳۸۳ @ ۰۱:۰۶

یکمی دندون رو جیگر بزارین ، تخصصی‌ها هم شروع میشن ! کم کم ! از ساده به متوسط :) ( من پیشرفته نیستم ! )

پروانه‌ای

چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۳ @ ۰۵:۰۹

- گفتم : خیلی دوستت دارم
- گفتی : خفه شو !
- گفتم : برات میمیرم
- گفتی خفه شو !
- گفتم : با نگاهت به من زندگی میبخشی
- گفتی : خفه شو !
- گفتم : میخوام باهات ازدواج کنم !
- گفتی : جدی میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- گفتم : خفه شو !!!!!!!!!!!!!

تغییرات جزئی

سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۳ @ ۱۵:۳۹

یه سری تغییرات توی css و قسمت Blogrolling دادم ! یه Ctrl+F5 رو استاد کنین لطفا‌ !
یه مشکل جزئی هم با فایرفوکس داشتم که به سلامتی حل شد و گوش شیطون کر الان بلاگ توی IE ، Mozilla و FireFox بخوبی دیده میشه ، اگه دوباره چپ نکنن بامون !
فعلا…

زمستون

سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۳ @ ۰۳:۵۷
  • اجاق خونه میسوزه و سرده ، ببین سرما چه کرده !!!
  • قرار شد تو این پست بیشتر در مورد خودم حرف بزنم ،‌از اینکه چه کارم از کجا میام و از این حرفا…
  • توی این بلاگ میخوام خودم باشم ، بدون نقاب ، در مورد همه چی هم حرف میزنم از رنگ جوراب همکلاسیم گرفته تا برنامه‌نویسی و… ولی کلا از css ، php ، نفوذگری و امنیت شبکه بیشتر خوشم میاد.
  • از حافظ هم خیلی خوشم میاد !‌ ( چه ربطی داشت ؟ )
  • توی وبلاگستان هم با جنرال نویسیه محسن ، پژمان و کیوان بیش از حد حال میکنم ، خیلی دوست دارم منم بتونم اونطوری بنویسم !
  • دلیل اینکه این سایت رو ۱ روزه طراحی کردم این بود که میخواستم حتما تولد بلاگم مصادف با شب یلدا باشه تا هیچ وقت یادم نره ! D:
  • نمیدونم دیروز ( یا پریروز ) این برنامه‌ی طنز کمربندها رو ببندیم رو دیدید یا نه ؟! با اونجاش که مربیه بازیکن رو با کتک انداخت بیرون خیلی حال کردم ، دقیقا داشت ادای مسئول تیم ملی فوتسال رو در میاورد که با سیلی بازیکن رو انداخت تو رختکن :o
  • راستی اینو باید زودتر میگفتم ، مبارک باشه !‌ انشاالله به پای هم پیر بشین !
  • جوجه هاتونو شمردین یا نه ؟ ‌من چند بار شمردم هی فرار میکردن اعصابم خراب شد همه رو دادم به آشپزباشی برام یه جوجه کباب دبش درست کنه !
  • هر ایرادی که توی سایت دیدین بهم زود بگین نزارین همینطوری بمونه ، چون سایت با عجله طراحی شده مطمئنا ایرادهای زیادی داره ،‌ خوشحال میشم کمکم کنین !
  • شب یلداتون مبارک !
  • الکی الکی زمستون هم اومد ،‌حتما بعدش هم الکی الکی عید میاد و ما یه سال پیرتر میشیم !

من از پایان میترسیدم و آغاز کردم!

دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ @ ۲۳:۳۵

سلام

بالاخره ما هم تونستیم یه جایی واسه خودمون دست و پا کنیم ، ساعات آخره پائیزه و شب یلدا در پیش! اگه میبینین اینجا اینقدر بیریخته واسه اینه که تو ۱ روز طراحیش کردم اینقدر هم با عجله بود که نفهمیدم چجوری سر و ته‌شو به هم اوردم! بزودی یه حالی بش میدم :)

راستی ، آخره پائیزه ، بلند شین برین جوجه هاتونو بشمارین!

فعلا این پست رو نقدن داشته باشید تا توی پست بعدی که توی زمستون میدم بیشتر در مورد خودم مینویسم!


نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

از دیگران

ما نمی‌توانیم با خشونت مخالفت کنیم٬ مگر آن‌که عملاً از آن امتناع ورزیم؛ ما سلاحی جز «حقیقت» و «ایمان» نداریم.

لخ والسا

درباره‌ی نگارنده

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیخته‌ست] خوشم نمیاد.
هرگز از این نمی‌ترسم که نوشته‌های الانم با گذشته‌ها تناقض داشته باشه٬ آدم‌ها عوض می‌شن٬ اگه تناقضی توی نوشته‌هام دیدین٬ نوشته‌ی جدیدتر رو طرز فکر فعلی‌م بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟

تماس

Gonahkarblog روی Gmail

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - شب تار - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - راز سر به‌مهر - خواب بزرگ - پاپيون - شوالیه‌ای با شنل سرمه‌ای نقش‌شده با نشان طلاکوب شیر - فارس تک - داریوش کبیر - بلاگ‌نوشت - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - کودن با استعداد - امشاسپند - زاپاس - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - itLine - امروز ما - لحظه - میم‌نون - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - شیدا - سی و یک اسفند - روزها - تلایه - نیما دارابی - دست‌نوشته‌های یک دردگرفته - متتی - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - آشوک - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور - دخترو - مشتاقی - نودهشتیا -