تو بگو
من
چگونه شعر بگویم
وقتی آهنها
فریاد میکشند
و رگها
گریه میکنند
تو بگو
من
چگونه عشق بورزم
وقتی عشق
در کوچهها از ترس
بر خود میلرزد
و میگریزد
تو بگو
من
چگونه اشک نریزم
برای تهران٬
که چشمهی اشکم
روان بود
برای غزه
وقتی در آتش میسوخت
تو بگو
من
چگونه زندهگی کنم
وقتی زندهگی
از روزنهای چندمیلیمتری
با خواهرم
وداع کرد
تو بگو
من
سکوت میکنم.
تو بگو
شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۸ @ ۱۲:۰۳
نظرات بسته شدن!
تمامی حقوق متعلق به وبلاگ گناهکار (www.Gonahkar.com) است.
بازنشر چاپی نوشتهها بدون اجازهی نویسنده ممنوع میباشد.
لینک دائم: http://gonahkar.com/archives/1388/05/24/you-tell-me/
بازنشر چاپی نوشتهها بدون اجازهی نویسنده ممنوع میباشد.
لینک دائم: http://gonahkar.com/archives/1388/05/24/you-tell-me/
دربارهی نگارنده
مباحث مورد علاقهم بیشتر تو مایههای جامعهشناسی و فرهنگ هست. از سیاست [چون با دروغ آمیختهست] خوشم نمیاد.هرگز از این نمیترسم که نوشتههای الانم با گذشتهها تناقض داشته باشه٬ آدمها عوض میشن٬ اگه تناقضی توی نوشتههام دیدین٬ نوشتهی جدیدتر رو طرز فکر فعلیم بدونبن.
در مورد اینکه چرا گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم: چرا گناهکار؟
تماس
Gonahkarblog روی Gmailجستجو
بایگانی
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.
۷ نظر
بسیار عالی بود . آفرین
تو بگو.من سكوت ميكنم.
تو قشنگر ميگويي و قشنگتر گريه ميكني و قشنگتر زنده اي
خيلي زيباست
خيلي
واقعا اینقدر قشنگ گفتی که منم دوست دارم سکوت کنم عالی بود
تو بگو
اين طبع لطيف از كجا!؟
اه اه حالم بد شد ادم هم انقدر لطیف اه اه اه......................
خیلی با احساس و قشنگ بود از خوندن اشعرت لذت بردم