بالا و پایین

چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۶:۰۶

تجربه ثابت کرده٬ اونایی که از نعمت بالا (ریخت و قیافه) محروم هستن٬ از نعمت پایین (…) مایه می‌ذارن٬ و هر چه این مایه گذاشتن از پایین٬ بیشتر باشه٬ به‌همون اندازه کسرنعمت بالا نمایان می‌شه.

پی‌نوشت: این مایه گذاشتن از پایین٬ می‌تونه تو نوشته‌های وبلاگ‌هاشون هم متبلور بشه!


 

ترک سیگار

سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۵:۰۵

□ چرا سیگارُ ترک کردی؟
■ جیبم واسه پاکت سیگار جا نداشت!


 

ضربان

یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷ @ ۲۲:۴۴

صدای ضربان مرگ
بر شیشه‌ی عمر
تیک
تاک


 

هنوراو یایند

شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۶:۵۸

تا به‌حال نقشه‌ی دنیا را دیده‌ای؟
چپ‌هایی که راست‌نشین بودند
راست‌هایی که چپ‌نشین بودند
نمادهای دنیای وارونه‌اند

هنوراو یایند


 

من ِ تو

شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۰:۵۱

من ِ تو
با رفتنت
مُرد


 

یک ثانیه

پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۶:۲۳

و تو چه می‌دانی
یک ثانیه که می‌گذرد
چه‌قــــــدر پیر می‌شوی
به سپیدی موهای من نگاه کن!


 

رفتار حرفه‌ای٬ پاسخ‌گویی و مذاکره

چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۲:۰۶

اصل ماجرا:

بنا به‌درخواست‌های کاربران وردپرس در انجمن وردپرس فارسی٬ تصمیم گرفتیم برنامه‌ای بنویسیم که مطالب و نظرات وبلاگ‌های قدیمی کاربران‌مون رو از بلاگفا استخراج کنه و در قالب یه فایل XML به کاربر بده٬ تا کاربر بتونه این فایل رو به وردپرس درون‌ریزی کنه و مطالبش قدیمیش رو انتقال بده. بعد از عمومی شدن این امکان٬ بلاگفا جلوی قالبی که ما استفاده می‌کردیم رو گرفت٬ که این امر موجب اعتراض‌های برخی وبلاگ‌نویس‌ها به اقدام بلاگفا شد٬ وبلاگ‌نویسانی که هیچ‌کدوم جزو تیم برنامه‌نویسی وردپرس فارسی نبودن و اظهارات اون‌ها به‌هیچ‌وجه از جانب تیم وردپرس فارسی محسوب نمی‌شد. بعد از این اعتراضات٬ مدیر بلاگفا در نوشته‌ای در وبلاگش درصدد پاسخ دادن یه این اعتراضات براومد٬ حال این نوشته٬ واکنش رسمی تیم برنامه‌نویسی وردپرس فارسی به اظهارات مدیر بلاگفاست که در زیر می‌خونین.

شایعات٬ باید‌ها و نبایدها:

متاسفانه توی این جریان باز هم شاهد بودیم که عده‌ای با تندروی و منحرف کردن موضوع و بدون این‌که با بنده (به‌عنوان یکی از اعضای تیم برنامه‌نویسی وردپرس فارسی) صحبتی کنن شروع به نظریه‌پردازی و تحلیل مسئله از دید خودشون کردن که باعث شد یک جَو غیرمنطقی علیه بلاگفا راه‌اندازی بشه که خود من کاملن باهاش مخالفم.

آیا ما کسب اجازه نکردیم از بلاگفا؟

در ابتدا باید بگم که من قبل از انتشار اولین نگارش برنامه به‌مدیر بلاگفا ایمیل زدم و در این مورد از ایشون سوالی پرسیدم که هیچ جوابی دریافت نکردم٬ بعد از مسدود شدن نگارش اول برنامه هم دوباره به‌ایشون ایمیل زدم و باز هم جوابی دریافت نکردم. با دیدن این عملکرد من فکر کردم که بلاگفا هیچ علاقه‌ای به مذاکره در این مورد نداره و احتمالن براش مهم نیست! (من حتا ایمیلی مبنی بر نارضایتی بلاگفا از این موضوع هم دریافت نکردم)
شاید اگر مدیر بلاگفا جواب ایمیل بنده رو می‌داد٬ من هدف خودم رو از نوشتن این برنامه شرح می‌دادم و مشکلات اخیر به‌وجود نمی‌اومد.
البته من برای کسب اجازه ایمیل نزده بودم٬ بلکه سوالی در مورد روند این امر داشتم٬ که اگر مدیر بلاگفا همون موقع جواب ما رو می‌داد و نظرش رو به‌ما می‌گفت که این کار رو انجام ندیم٬ مطمئنن دست نگه می‌داشتیم.
درسته که بلاگفا جواب ایمیل‌های ما رو نداد٬ اما با این حال ما از اینکه شرایط بدین‌گونه شده و ماجرا به این سمت رفته و از اختیار ما خارج شده٬ خیلی متاسفیم.

هدف از ایجاد این امکان چی بود؟

هدف اصلی من برای نوشتن این برنامه٬ وبلاگ‌نویسانی بودن که قبلن روی بلاگفا می‌نوشتن و الان به وردپرس نقل‌مکان کردن و تمایل دارن بایگانی نوشته‌ها و نظرات وبلاگشون که روی بلاگفا هست رو هم در مکان فعلیشون داشته باشن. (حتمن می‌دونین که وردپرس بر روی دامنه‌ی شخصی هم قابل نصب هست٬ و تیم وردپرس فارسی اصلن ارائه‌دهنده سرویس وبلاگ‌نویسی نیست که مدیر بلاگفا مدام صحبت از انتقال مطالب از بلاگفا به وردپرس فارسی می‌کنن!)

در واقع هدف من هرگز ترغیب ملت برای مهاجرت از بلاگفا به وردپرس نبوده و نیست. بلکه قصدم فقط خدمت به جامعه‌ی وردپرس فارسی بود.

آیا ما از این برنامه استفاده تبلیغاتی - تجاری می‌کنیم؟

این‌کار برخلاف تصور مدیر بلاگفا هیچ منفعتی برای من یا تیم وردپرس فارسی نداره؛ این‌که چند نفر روی بلاگفا بنویسن و چند نفر روی وردپرس هیچ ارتباطی به ما نداره و واقعن نمی‌دونم ایشون چطور فکر کردن این کار یه عمل تبلیغاتی-تجاری محسوب می‌شه؛ واقعن تبلیغات برای کی؟ و برای چی؟ این‌کار چرا و چگونه به‌نفع ماست؟ کدام فعالیت تجاری؟ از کدام خزانه؟

فعالیت تیم وردپرس فارسی کاملن شفاف هست و ما تابه‌امروز هیچ‌گونه فعالیت تجاری توی پرونده‌ی خودمون نداشتیم و هیچ برنامه‌ای هم برای انجام فعالیت‌های تجاری در آینده نداریم٬ ما عضو جامعه‌ی آزادی نرم‌افزار هستیم و در ازای خدمات خودمون هیچ چشم‌داشتی نداریم. (احتمالن این امر برای افرادی که با OpenSource آشنایی کافی ندارن کمی غیرقابل‌درک باشه)

به‌نظر من این اتهامات بی‌اساسی که از جانب مدیر بلاگفا٬ (یعنی تبلیغاتی و تجاری بودن کار ما) به ما وارد شده٬ به اندازه‌ی همون اتهاماتی که به‌خود ایشون زده می‌شه (گاهی در خدمت رژیم و گاهی در خدمت صهیونیسم)٬ زشت هستند. به‌نظرم اگه آدم خودش از اتهام بی‌پایه و اساس گله‌مند هست٬ بهتره که بدون مطالعه‌ی لازم و بدون مدرک به‌دیگران تهمت نزنه. (آنچه برای خود نمی‌پسندی٬ برای دیگران نیز مپسند)

رفتار حرفه‌ای؛ اول تفکر سپس سخن‌وری:

همچنین متوجه این قسمت از صحبت‌های مدیربلاگفا نشدم که فرموده بودن: «سایتی که هنوز یک هفته فعالیت نداشته و خدماتش مورد ارزیابی واقعی قرار نگرفته است مدعی انتقال نرم افزاری اطلاعات کاربران بلاگفا به سایت خود به عنوان تنها امکان قابل توجه می شود»

کدوم سایت هنوز یک هفته فعالیت نداشته؟
سایت وردپرس فارسی از تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۶ ٬ وردپرس از تاریخ ۶ آوریل ۲۰۰۳ و وردپرس‌دات‌کام از تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵ فعالیت خودشون رو شروع کردن٬ من این وسط هیچ سایتی نمی‌بینم که یک هفته از فعالیتش نگذشته باشه!

اطلاعات به کجا منتقل می‌شوند؟

نکته‌ی بعدی اونجاست که ما هیچ‌گونه اطلاعاتی رو از بلاگفا به «سایت خود» انتقال نمی‌دیم٬ اصلن اطلاعات کاربران بلاگفا به چه‌درد ما می‌خوره؟ ما اطلاعات کاربران بلاگفا رو در قالب یک فایل XML به‌خودشون تحویل می‌دیم تا توی وردپرس درون‌ریزی کنن. پس این وسط هیچ انتقالی بین بلاگفا و سایت دیگری به‌صورت مستقیم انجام نمی‌شه٬ بلکه ما نقش یک «برنامه‌ی سوم‌شخص» رو بازی می‌کنیم تا کاربران بلاگفا بتونن از وبلاگ قدیمی خودشون خروجی تهیه کنن.

در ضمن این «تنها امکان قابل‌توجه» وردپرس فارسی نیست٬ خدمت اصلی تیم وردپرس فارسی٬ بومی‌سازی وردپرس برای فارسی‌زبانان دنیاست٬ گویا مدیر بلاگفا دچار این اشتباه شدن که تیم وردپرس فارسی خودش ارائه‌دهنده سرویس وبلاگ‌نویسی هست و رقیبی برای بلاگفا محسوب می‌شه در حالی که خدمات ما و بلاگفا اصلن از یک جنس نیست که بشه با هم مقایسه‌شون کرد و اون‌ها رو رقیب هم دونست.

واقعن مدیر بلاگفا از این موضوعات بی‌اطلاع بوده؟!

در مورد مسائل فنی:

فلیکر٬ فیس‌بوک و…: در مورد فیس‌بوک و فلیکر هم که مثال‌های زده شده به‌نظر من قیاس مع‌الفارق هست٬ چون فیس‌بوک و گوگل بر روی «اطلاعات شخصی» کاربران با هم مشکل پیدا کرده بودن٬ همچنین فلیکر دسترسی مستقیم سایت‌های مشابه رو به‌منظور صرفه‌جویی در پهنای‌باند و مشکلات کپی‌رایت مسدود کرده٬ اما جلوی برنامه‌های سوم‌شخص رو برای خروجی گرفتن از حساب‌های کاربری نگرفت. به‌نظر من بهتره از فرافکنی‌ها کم کنیم و مثال‌هایی بزنیم که به‌موضوع مورد بحث ارتباط داشته باشه.

خدمات رایگان و ارائه API : همچنین در مورد API یا Application Programming Interface هم ایشون فرموده بودن «برخی سایت‌ها برای مصارف غیرتجاری و کاربران عادی‌شون API ارائه می‌دن» ٬ در حالی که اگه به عبارت بالا نگاهی به‌اندازیم٬ به‌وضوح می‌تونیم به کاربرد API که در واقع برای برنامه‌نویسان هست پی ببریم. همچنین بازهم مجبورم ذکر کنم که تیم وردپرس فارسی هیچ‌گونه فعالیت تجاری (یا تبلیغاتی) نداره.

امکان انتقال به‌وسیله‌ی RSS : ایشون همچنین از وجود امکان انتقال مطالب در بلاگفا به‌وسیله‌ی RSS گفته بودن٬ اما اینو نگفتن که به‌وسیله‌ی RSS ٬ نظرات وبلاگ منتقل نمی‌شن٬ همچنین برای وبلاگی که ۲۰۰ مطلب رو می‌خواد انتقال بده٬ ۲۰ بار باید فرآیند انتقال تکرار بشه تا مطالب بدون کامنت‌ها منتقل بشن که روند بسیار زمان‌بر و خسته‌کننده‌ای هست.

قالب پیش‌فرض و تجاوز به‌حریم کاربران: در مورد انتقال به‌وسیله‌ی قالب پیش‌فرض که امکان کپی گرفتن از مطالب رو فراهم می‌کنه هم باید بگم٬ ما قالب پیش‌فرض رو به‌صورت معمولی استفاده نمی‌کنیم٬ بلکه کاربر باید یکسری تنظیمات خاص رو انجام بده تا بتونه از امکان انتقال استفاده کنه. (مطمئنن هیچ کاربری تاریخ وبلاگش رو با قالب پیش‌فرض در حالت عادی به‌صورت میلادی ۲۰۰۸/۰۳/۰۵ تنظیم نمی‌کنه)٬ بهتره یکم منطقی باشیم.
البته من هم معتقدم اگه بلاگفا نگارش اول برنامه رو مسدود نمی‌کرد هم کار ما و هم کاربران خیلی ساده‌تر بود.

راهکارها:

۱- ما حاضریم با بلاگفا مذاکره کنیم تا بر سر یک روش مشخص برای انتقال مطالب کاربرانی که قبلن از بلاگفا رفته‌اند به‌توافق برسیم٬ به‌گونه‌ای که به‌منافع طرفین آسیبی وارد نشه.
۲- بلاگفا می‌تونه مثل تمام سیستم‌های معتبر دنیا با گزینش یک ساختار خاص خود٬ امکان برون‌بری/درون‌ریزی اطلاعات رو به کاربرانش بده.

توی دنیای حرفه‌ای بودن بهتره رعایت کنیم که٬ فقط با توجه به اظهارات رسمی طرف مقابل واکنش نشون بدیم٬ نه با توجه به حرف‌هایی که هیچ ربطی به طرف مقابل‌مون نداره و از جانب هوادارن و دیگر افراد زده می‌شه.

من این مطلب رو برای روشن‌شدن افکار عمومی و در پاسخ به این مطلب از مدیر بلاگفا و این مصاحبه نوشتم.

سخن آخر:

لازمه بر این نکته تاکید کنم که ما دشمن بلاگفا نیستیم و علی‌رغم اون‌چه برخی افراد ممکنه القاء کرده باشن، خودمون را دوست و همکار بچه‌های تیم بلاگفا و همین‌طور ده‌ها هزار کاربر بلاگفا می‌دونیم.

عمیقن امیدوار هستیم مسائل پیش‌اومده، تجربه‌ای بشه برای همه‌ی طرفین ماجرا؛ به سود کاربران وب فارسی. چرا که مهمترین دغدغه‌‌ی همه‌ی ما چیزی نیست جز بهتر کردن تجربه‌ی وبلاگی کاربران فارسی، چه اون‌هایی که از بلاگفا استفاده می‌کنن و چه سایر کاربران.‬

ما تمامی تلاش خودمون رو برای نشر باکیفیت محتوای فارسی در وب به‌کار گرفتیم و برای تمامی وبلاگ‌نویسان و تولیدکننده‌گان محتوای فارسی در وب٬ در هر جایی که هستن و از هر سرویسی استفاده می‌کنن٬ مخصوصن کاربران محترم سایت بلاگفا٬ آرزوی موفقیت و شادکامی داریم.

تشکر ویژه: از دوست خوبم مهندس مانی منجمی که نگارش اول برنامه رو با کمک هم نوشتیم و به‌دلیل در دسترس نبودنش مجبور شدم نگارش دوم رو به‌تنهایی بنویسم.


 

التماس

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۹:۱۰

تو التماس می‌کنی
برای شفا

و من گریه می‌کنم
برای تو

به‌امید کدامین شفا ملتمسی؟
مادربزرگ


 

شریک

یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۲:۵۵

هرگز
خوشی‌هایت را
با کسی که
سختی‌هایت را
شریک نشد
شریک مشو
هرگز


 

آبی

پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۲:۳۲

انعکاس ِ چشم‌های توست
آبی ِ آسمان


 

دل باختن

سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ @ ۲۰:۳۷

به‌نگاهی دل باختن
تا
دل باختن به نگاهی

زمین
تا
آسمان
فرق دارند

می‌فهمی؟


 

مُرده‌ی دوست‌داشتنی

دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۹:۰۰

امروز ۱۴ مرداد روز مرگ حسین پناهی (ره)٬ یکی از شعرای محبوب منه٬ مردی که خودش گفته بود بعد از مرگش همه اونو می‌شناسن. شاید اگر حسین پناهی نبود٬ این کوتاه‌نویسی‌های من هم هرگز به‌وجود نمی‌اومدن. یکی از شعرهاشو که خیلی دوس دارم می‌ذارم تا با هم لذت ببریم از کلام این مرده‌ی دوست‌داشتنی:

بی‌راهه رفته بودم
آن شب!
دستم را گرفته بود و می‌کشید
زین پس
همه‌ی عمر را
بی‌راهه خواهم رفت!


 

لحظه

دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۸:۵۲

لحظه‌ای
به‌طول یک عمر
زنده‌گی


 

الـکل

یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۰:۲۱

تو جشن نامزدیش٬ داشتم گریه می‌کردم…
دستمو گرفت٬ خودش بود!
پرسید: «چیزی شده؟»
گفتم: «نه٬ مستم!»

و او خوب می‌دانست
که من
لب به الکل
نمی‌زنم…


 

بی‌تفاوت نه٬ ناآگاه!

شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۲:۳۹

«بی‌تفاوتی» یعنی چه؟

«بی‌تفاوت بودن» در مواقعی کاربرد داره که فردی [یا جامعه‌ای] نسبت به چیزی آگاه باشه و به‌صورت تعمدی خودش رو به ناآگاهی بزنه و واکنشی در برابر اون انجام نده. برای مثال آقای تاج‌زاده نمونه‌ی بارز یه آدم بی‌تفاوت نسبت به ظلم هست. (برای اطلاع بیشتر از بی‌مسئولیتی آقای تاج‌زاده نسبت به جامعه این مطلب را مطالعه کنید.)

آیا جامعه‌ی ما بی‌تفاوته؟

جامعه‌ی ما اصلن جامعه‌ی آگاهی نیست که بخواد نسبت به اون «آگاهی»٬ بی‌تفاوت باشه٬ بلکه جامعه ناآگاه هست و از جامعه‌ی ناآگاه هم نباید انتظار واکنش داشت٬ چون اصلن کنشی رو درک نمی‌کنه که بخواد واکنش نشون بده. تا وقتی جریان‌هایی از داخل و خارج [هر کدوم به نوعی] تمام تلاششون رو می‌کنن که مردم رو ناآگاه بار بیارن نباید انتظاری بیشتر از این داشت.

مردم ما نشون دادن هرجایی که آگاه بشن می‌تونن واکنش مناسب رو نشون بدن و تصمیمات درستی بگیرن٬ مثال معاصر اون می‌تونه دوم خرداد باشه. [هر چند بعدها معلوم شد که دوم خرداد هم سرابی بیش نبوده!]

در مورد این موضوع می‌شه ساعت‌ها بحث کرد اما متاسفانه من حوصله‌ی زیاد حرف زدن ندارم.

در همین زمینه:
چقدر باید نگران بی‌تفاوتی در جامعه باشیم؟ - بر ساحل سلامت


 

چشم‌هایت

جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ @ ۰۳:۱۳

جزییات ِ چشم‌هایت
کلیات ِ زنده‌گی ِ من است


 

حصار

شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۲:۲۵

در حصار دیوارهای اتاق
و خیال تو
اسیرم
اسیر


 

اشک زن

پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۷:۰۵

■ مرد از توی اتاق بیرون اومد و گفت: من تصمیمم رو گرفتم٬ می‌رم و دیگه برنمی‌گردم.

مرد به زن نگاه می‌کنه٬ زن داره اشک می‌ریزه…

■ مرد گفت: بی‌خودی گریه نکن٬ من با این چیزا دیگه خر نمی‌شم٬ این کارات دیگه قدیمی شده.

□ زن گفت: نه گریه نمی‌کنم٬ داشتم پیاز رنده می‌کردم.

■ مرد گفت: بهانه از این احمقانه‌تر پیدا نکردی؟ همه‌تون عین هم می‌مونین٬ بدبخت‌ها بدون مردها نمی‌تونین زنده‌گی کنین.

مرد رفت… زن پیازهای رنده شده رو از توی بشقاب ریخت توی قابلمه.


 

قفس

چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ @ ۱۴:۲۸

پر می‌زند دلش
برای قفس
پرنده‌ی گشـاد


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - منتقد - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - سرزمین آفتاب - سرزمین رویایی - پاپيون - كوچه - فارس تک - گفتار - داریوش کبیر - کلاغ سیاه - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - حنیف مزروعی - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - انوش - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - آی آدم‌ها - امشاسپند - مارمولک - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - زیر خط IT - من و دورانم - امروز ما - لحظه - سفسطه‌های زندگي - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - اشعه ایکس - موهوم‌ترین ثانیه‌ها - عصیان - تلایه - نیما دارابی - شاش - صبحونه - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - متولد ماه گـُه - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور -