اصلاحطلب یعنی:
- من از شرایط موجود ناراضیام و میخوام شرایط بهتر بشه.
- اعتقاد دارم بهتر شدنه شرایط باید با اصلاح تدریجی دوطرفه [مردم و حکومت] باشه.
- با انقلاب [از هر نوع]٬ تغییر حکومت و براندازی [نرم٬ سخت و...]٬ کاملن مخالفم.
مستقل یعنی:
- وابسته به احزاب یا سازمانهایی که لقب اصلاحطلب رو یدک میکشن نیستم.
- لازمهی اصلاحطلب بودن رو «داشتن اندیشهی اصلاحطلبانه» میدونم٬ نه عضویت توی احزاب یا سازمانهای سیاسی خاص.
- زیر پرچم کسی سینه نمیزنم و کارهای اشتباه دیگران رو توجیه نمیکنم.
- خیلی از بهاصطلاح اصلاحطلبان فعلی رو اصلن بهعنوان اصلاحطلب قبول ندارم.
مجموع اینا میشه اصلاحطلب مستقل.
۱ بازتاب
۱۲ نظر
عجب!
شاید با تفکر شما مخالف باشم ولی ممنون که سوال بنده رو جواب دادید . به ما هم یه سر بزنید خوشحال میشیم .
سقف اصلاح طلبي چيه؟ يعني اصلاحات چقد بايد باشه به نظرت؟ ممكنه دامنه تغييرات يك بام و دو هوات كنه! اين رو هم در نظر بگير! ميگي نميخوام براندازي كنم ولي ممكنه ميزان تغييرات موردنظرت باعث براندازي بشه! هر چيزي بايد تعريف و شفاف باشه! اينجاست كه آدما با هم فرق ميكنه و گرنه حتي اون كسي كه ما رو بزغاله خطاب ميكنه با اون كسي كه ميره زندان با من و تو همه ما دنبال اصلاحيم! اصلاح به چه منظور؟ اصلاحات ديني؟ سياسي؟ فرهنگي؟ همه زمينهها اصلاحات بايد تعريف باشه؟
بايد شفاف بدوني چي ميخواي؟ آيا بقيه هم همين رو ميخوان؟ بايد بدوني آخر سر بعد از مصرف دارو چه عواقبي داره!
مشخص كن! / قربانت / مرتضي
اما منظور من از اصلاحات بیشتر اصلاح اجتماعی-فرهنگی هست.
سوالی که پرسیدی «سقف اصلاحات کجاست؟» در واقع مرز بین اصلاحطلب واقعی و اصلاحطلب ظاهری رو مشخص میکنه.
البته من قصد داشتم جواب این سوال رو توی یه پست جداگونه بدم که چون وقت تدوینش رو نداشتم مجبور شدم همینجا بهاختصار توضیح بدم٬ امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم :)
ببین ماهیت اصلاحات -به طور مفهومی و کلی، منظورم جریان دوم خرداد نیست- مگر انجام یک سری تغییرات در ظاهر، ظرفیت درست کردن باطن رو نداره. شاید بشه گفت اصلاحات یک طور ماست مالی کردن ظواهره.
البته این برداشت شما از روحیهی رادیکال و انقلابیتون خبر میده که حوصلهی کار اصولی و تدریجی رو ندارین٬ مثل خیلیا که بدون کار مطالعاتی و کارشناسی و فقط با دستور میخوان همهچیز رو حل کنن! (میدونین که منظورم کیه؟)
اصلاح طلب مستقل يعنی: وقتی برچسب سياسی اصلاحطلب ديگر نان و آب ندارد، پس سياست درايتداری ميزنيم و يک برچسب مثبت هم بهش وصل ميکند تا نانم در روغن باشد ...
خوب شد یه تعریف واسمون پیدا شد!!!
مرسی:ی
لایک!
۱. باطن امور چرا، قابل اصلاح است. اما فعلا دوست دارم جواب شما را با تامل بیشتری بدهم؛ انشاءالله یکی، دو روز دیگر هماینجا.
۲. (شاید این سوال بهتان بربخورد. پیشاپیش معذرت) شما همیشه عادت دارید تا به کسانی که نظرشان باب میلتان نیست، برچسب "سطحی، رادیکال، انقلابی! بیحوصله، احمدینژاد صفت!" بزنید؟ از کجا به این نتیجهی جالب در مورد من رسیدید؟
۲. شما خودتون فرمودین که اصلاحات «انجام یک سری تغییرات در ظاهر، بدون ظرفیت درست کردن باطن» و «ماستمالی کردن» ظواهر هست٬ خب اگه اسم این برداشت سطحی نیست پس چیه؟!
در مورد اون چیزایی که در مورد روحیهی رادیکال و انقلابی هم گفتم معذرت میخوام٬ شما رو با یکی دیگه از دوستام که طرفداره سرسخت احمدینژاد هست اشتباه گرفتم!
سوال قبلی رو درست مطرح نکردم! من بیشتر میخواستم ببینم چارچوب فکری تو یا اون اصلاحاتی منظورته چه جوریه و چه هزینههایی داره!
میگی نمیخوام براندازی کنم؛ حالا اگه دامنه اصلاحاتی که مد نظر داری بیشتر از اون چیزی باشه که ساختار فعلی تحمل کنه چی؟ اونوقت قصد براندازی نداری؟ آیا معتقدی هنوز هم میشه از درون ساختار رو اصلاح کرد؟ کاری آقای خاتمی نتونست و خود بنده شک دارم کس دیگهی هم بتونه! من هم زمانی معتقد بودم که نظام رو میشه اصلاح کرد و هزینه ی که جامعه برای اصلاح امور میپردازه خیلی کمتر از یک انقلاب و ساختن همه چی از نو هستش ولی حقیقتش رو بخوای بخاطر اینکه دگراندیشی توی این مملکت تا زمانی که این نظام هستش جرم خواهد بود فکر نکنم با کمتر از انقلاب دیگه بشه مملکت رو ساخت!
هنوز خیلی حرف دارم! / قربانت / مرتضی
در مورد اصلاح از درون نظام من هنوز امیدوارم٬ چون معتقدم اصلاحات یهطرزفکره٬ و نه یه منش سیاسیه قائم بهشخص و در انحصار سازمان یا حزبی خاص.
درمورد انقلاب هم عرض کنم که موضوع بههمین سادهگی نیست٬ علاوه بر اینکه من نفس انقلاب توی ایران رو یه امر بیفایده میدونم٬ خوده انقلاب کردن ممکنه صدمات جبرانناپذیری رو به جامعه وارد کنه٬ ما بعد از همین انقلابی اسلامی که کردیم نزدیک بود خوزستان رو از دست بدیم [در اثر جنگ تحمیلی] و اگه اعراب خوزستان کمی حس تجزیهطلبی داشتن تحقق این امر برای عراق بسیار آسون بود!٬ و حالا توی این شرایط که جریانهایی دارن تجزیهطلبی رو بهشدت توی مملکت ما [بهخصوص توی آذربایجان و خوزستان] گسترش میدن٬ میشه تصور کرد که با یه انقلاب دیگه چه خطراتی ممکنه تمامیت ارضی مملکتمون رو تهدید کنه.
الان ميتونم بگم كه واقعاً از آشنايي باهات خوشحالم! هر چند در ديدگاهمون تفاوتهاي زيادي هست كه بخاطر انسان بودنمون طبيعيه؛ اميدوارم هميشه منطق گفتگو حكمفرما باشه!
اين هم براي تو :
http://www.flickr.com/photos/bahmani/2435315025
قربانت / مرتضي
آنکه معترض نیست ، معترض نیست و منتظر معترض نیست"شریعتی"
هرچند من از طرفداران آقای احمدی نژاد هستم .. ولی نوع سخن شما ، به نظر بنده خیلی زیبا و فکورانه است
با امید موفقیت شما