تازه شروع کردم بهدرس خوندن٬ هنوز درست تو روال کار نیفتادم٬ بلخره بعد از ۳-۴ سال بیخبری از درس و مشق بخوای بیای دوباره شروع کنی٬ یکمی سخته!
نداشتن برنامهی منظم هم بزرگترین خلاء فعلی زندهگیم هست٬ یعنی بعضی روزا رو وختی به شب میرسونم میبینم واقعن هیچ کار مفیدی انجام ندادم توی اون روز٬ بهتر بگم «هیچ مطلق»! و من از این حالت متنفرم٬ یه پروژه تجاری دارم که ۳ ماهه هی دارم عقبش میندازم٬ بدون هیچ دلیل خاصی٬ فقط چون حسش نیست! این خودش کم بود٬ درس هم جدیدن اومده! دیگه وردپرس فارسی و این وبلاگ و بقیهی **کلکبازیهامو فاکتور گرفتم و بیخیالش شدم که اوضاع اینه! حالا فکر کن اونارو هم بخوام بیارم وسط که دیگه واویلا٬ سگ صاحابه خودشو نمیشناسه اون موقع.
به گذشته که نگاه میکنم٬ میبینم در طول زندهگیم مدام در حال ریـدن بودم! به حال هم که نگاه میکنم میبینم کارام جوریه که اگه در آینده بهش نگاه کنم٬ میبینم ریـدم!
کلافه و خستهم٬ خیلی!
اما تصمیم جدی گرفتم خودم رو از این وضعیت بیخاصیتی خلاص کنم٬ تا ببینیم خروجی چی میشه.



۵ نظر
جالبه منم تازه چن روزه تو اين فكرم و البته سه روزه شروع كردم اما نه بي وقفه ، با وقفه زياد ... من شبا ميخونم تا خوابم نبرده . اگه به راه حل خوبي رسيدي يه ندا بده خوشحال ميشم
نمیدونم چرا همه ما این جوری هستیم!
هنوز نوبت درس خوندنم نرسیده، منم وضعیت مشابهی دارم، اگه طرحی چیزی :D پیدا کردی خبر بده !!!
این حالت به تمامی طرفداران تیم استقلال دست داده و باعث شده تیمتون هم مرتب در همان حال ..... باشد :)
آره والا منم همین جو ۴ سالی میشه که درس رو گذاشتیم کنار و درگیر سربازی هستم هنوز که نرفتم ولی میخوام یه جورایی بپیچونمش و درسم رو ادامه بدم آخه خیلی گیج و بی برنامه شدم من که حس هیچ کاری رو ندارم فقط نمیدونم چرا شب و روز داره هی میاد و میره ؟ کلافه شدم انگار که ۴ سال توی زندان بودم / همش کار کردم حالا دریغ از ۱۰۰۰۰۰ تومان پول / دریغ از جوانی و تفریح و دختر بازی / دریغ از درس / دریغ از سربازی / که چی بشه ؟ هرچه زودتر میخوام شروع کنم . خلاصه حرف دلم رو زدی گناهکار جون ای ولله
بیا با هم شروع کنیم این سخره نوردی زندگی رو ایمیل بزن قرار بزاریم :D
lol