نوشتههای این بلاگ کپیراست داره!
بهتره از این به بعد بهجای Feed از برگردان فارسیش یعنی «خوراک» استفاده کنیم.
دلایل:
۱. Feed در زبان انگلیسی دقیقن معنی خوراک میده٬ یعنی اگه به یه نفر انگلیسیزبان که نمیدونه اینترنت و وبلاگ و اینا چیه بگیم ٬Feed فورن ذهنش به سمت خوراک و غذا و این چیزا میره٬دقیقن مثه اینکه به یه نفر فارسیزبون که نمیدونه «خوراک» چیه بگیم خوراک!
۲. من ایمان دارم که feed هنوز توی کاربران اینترنت ما جا نیفتاده! صد البته منظور من تمامی کاربران اینترنت هستن و نه خوانندههای وبلاگهای تخصصی٬ پس از نظر جاافتادهگی مشکلی نداریم و بهتره از جاافتادن یه کلمهی بیگانه تو زبونمون جلوگیری کنیم.
۳. پسر مریخی توی انجمن وردپرس فارسی مختصر توضیحی نوشته که حجت رو تمام میکنه:
Feed در هر شکل و مفهومی به معنای یه چیز آماده به کار میره. یعنی چیزی که آماده شده باشه و داده باشن دست شما که میل بفرمایید! بدون هیچ زحمتی. مثلا در مورد غذا به معنای غذایی به کار میره که شما زحمتی توی بهدستآوردنش نکشیده باشید. برای مثال حتماً شنیدید که میگن فلان چیز «گلابیه»! گلابی چیزیه که خوردنش خیلی راحته. حالا Feed هم همینطوره. یعنی اطلاعاتی که شما برای بدستآوردنشون مجبور نیستید وارد سایتهای متخلف بشید و زحمت زیادی بکشید. بلکه برای شما آماده شده.
قضیهی خوراک هم همینه. شاید شنیده باشید میگن: «فلانچیز خوراکه» یا «خوراک خودمه». دقیقا همون مفهوم رو میرسونه. یعنی مثل آبخوردن آسونه.
۴. مثلن از این به بعد به FeedBurner هم میگیم خوراکپز!
پینوشت:
Feed Reader = خوراکخوان
چرا خوراکخوان؟ چون «خوان» علاوه بر اینکه بر «خواندن» دلالت داره٬ در فارسی به معنی «سفره» هم هست٬ «خوراکخوان» یعنی سفرهای که در اون خوراکهای خوشمزهای واسه شما آماده شده تا شما میل کنین :)
مرتبط:
خوراک — ویکیپدیای فارسی
۷ بازتاب
۱۸ نظر
موافقم.من از اين به بعد سعي ميكنم از واژه خوراك استفاده كنم.بايد ببينيم واكنش خوانندهها چيه.آيا ميپذيرند يا نه.احتمالا اوايل يك كم مسخره ميكنند اما اميدوارم كم كم جا بيافته
سر این کلمات چه خون ها که ریخته نشد :دی
قبوله.
امروز اهواز بودم . چقدر فید فروشیهای اهواز کثیفه ( امروز روزه نبودم . آخه مسافر بودم :) ) . مفصل در مورد اهواز مینویسم.
این خوراک پزش خیلی خوراک بود!
البته من که به انگلیسی میگویم Feed اصلا آن حسی بهم دست نمیده که بگویم خوراک سایتت چیه ؟ فکر کنم ترجمه بهتری برایش بشه پیدا کرد
ولی فیدبرنر میشه منقل نمیشه خوراکپز :D
پس فکر کنم باید به فید ریدرها هم بگیم غذاخوری !
پیشنهاد جالب و معقولیه و منم در اولین فرصتی که حسش باشه سعی میکنم کلمهی خوراک رو توی تمام نوشتههام جایگزین کنم. فقط یه سؤال:
این افزونهای که فارسیش کردی و احتمالن تو این موارد کاربرد داره عملکردش مطمئنه؟!
به feed reader بگیم خوراک خون؟
فید خوشمزه = خوراک خوشمزه :دی
بجای خوراک پز میشه بگیم فرگاز؟
یک پیوندی میزدی به انجمن دستکم که ملت بیان تو گفتوگوها شرکت کنند یادت رفته فکر کنم!
فیدبرنر هم که گذاشتیم خوراکساز به همون دلیلی که سرجاش نوشتم فکر کنم بهتر باشه تا چیزی قطعی نشده واژهای رو جا نندازیم بهتره
مثل همین خوارک پز
به هرحال ممنون که از این واژهی پیشنهادی که دادم و به قول Underline خونها براش ریخته شد پشتیبانی کردی
خیلی خوشحالم که یکی از بلاگرها، بالاخره باب بحث و گفتگو درباره معادلهای فارسی برخی اصطلاحات جدید و کاربردی را آغاز کرده است. در مورد معادل سازی برای این اصطلاح یعنی فید، من نظرم این است که برخی بلاگرها برخی اصطلاحاتی را که مفید می دانند همراه با مستندات و دلایل آن، در این وبلاگ ارائه کنند. در مورد del.icio.us هم وضع هم به این منوال است. برخی آن را دلپذیر می خوانند و گروهی دیگر خوشمزه و خیلی ها هم همان تلفظ انگلیسی را برایش به کار می برند یعنی دلشیز.
ايول قبول! خوراك :دي
خوراک! حمایت می کنم!
من اول فکر میکردم رو این لینک کلیک میکنم میخواد کلمه خوراک رو مسخره کنه ولی به چیز جالبی بر خوردم!!
چطوره بگيم "خوراك خور" ؟؟!
اره خوبه باید فارسی را پاس بداریم