خوراک

شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۸:۳۲

بهتره از این به بعد به‌جای Feed از برگردان فارسیش یعنی «خوراک» استفاده کنیم.

دلایل:

۱. Feed در زبان انگلیسی دقیقن معنی خوراک می‌ده٬ یعنی اگه به یه نفر انگلیسی‌زبان که نمی‌دونه اینترنت و وبلاگ و اینا چیه بگیم ٬Feed فورن ذهنش به سمت خوراک و غذا و این چیزا می‌ره٬دقیقن مثه اینکه به یه نفر فارسی‌زبون که نمی‌دونه «خوراک» چیه بگیم خوراک!

۲. من ایمان دارم که feed هنوز توی کاربران اینترنت ما جا نیفتاده! صد البته منظور من تمامی کاربران اینترنت هستن و نه خواننده‌های وبلاگ‌های تخصصی٬ پس از نظر جاافتاده‌گی مشکلی نداریم و بهتره از جاافتادن یه کلمه‌ی بیگانه تو زبونمون جلوگیری کنیم.

۳. پسر مریخی توی انجمن وردپرس فارسی مختصر توضیحی نوشته که حجت رو تمام می‌کنه:

Feed در هر شکل و مفهومی به معنای یه چیز آماده به کار می‌ره. یعنی چیزی که آماده شده باشه و داده باشن دست شما که میل بفرمایید! بدون هیچ زحمتی. مثلا در مورد غذا به معنای غذایی به کار میره که شما زحمتی توی به‌دست‌آوردنش نکشیده باشید. برای مثال حتماً شنیدید که می‌گن فلان چیز «گلابیه»! گلابی چیزیه که خوردنش خیلی راحته. حالا Feed هم همینطوره. یعنی اطلاعاتی که شما برای بدست‌آوردنشون مجبور نیستید وارد سایت‌های متخلف بشید و زحمت زیادی بکشید. بلکه برای شما آماده شده.

قضیه‌ی خوراک هم همینه. شاید شنیده باشید میگن: «فلان‌چیز خوراکه» یا «خوراک خودمه». دقیقا همون مفهوم رو می‌رسونه. یعنی مثل آب‌خوردن آسونه.

۴. مثلن از این به بعد به FeedBurner هم می‌گیم خوراک‌پز!

پی‌نوشت:

Feed Reader = خوراک‌خوان

چرا خوراک‌خوان؟ چون «خوان» علاوه بر اینکه بر «خواندن» دلالت داره٬ در فارسی به معنی «سفره» هم هست٬ «خوراک‌خوان» یعنی سفره‌ای که در اون خوراک‌های خوشمزه‌ای واسه شما آماده شده تا شما میل کنین :)

مرتبط:
خوراک — ویکی‌پدیای فارسی


 

آقای تاج‌زاده٬ از چه نشسته‌ای؟

پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۶ @ ۲۰:۲۸

در روزهای اخیر شایعه‌ی محکومیت «سید مصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در محافل خبری جاروجنجال زیادی به‌پا کرده٬ صرف‌نظر از اینکه شایعه‌ی مذکور به‌چه علت به‌وجود اومده و محکومیت آقای تاج‌زاده برحق هست یا نه٬ نکته‌ی خیلی مهمی در واکنش آقای تاج‌زاده به این شایعه نهفته‌ست که نمی‌شه به‌ساده‌گی از کنارش گذشت٬ ایشون در مصاحبه با آفتاب گفتن:

اگر در این زمینه برای من پرونده تشکیل دهند تصمیم دارم آن را به پروژه‌ای علیه تبعیض قضایی تبدیل کنم.

وی اظهار داشت: من بنا دارم در کنار افشای تبعیض‌های قضایی یا به زبان رسا تر “آپارتاید قضایی” با کمک مردم و…

بله همون‌طور که ملاحظه می‌کنین آقای تاج‌زاده تهدید کردن که اگه برای ایشون پرونده‌ای تشکیل بشه٬ علیه تبعیض قضایی افشاگری می‌کنه. اما نکته اینجاست که اگه آقای تاج‌زاده از تبعیض قضایی آگاه بوده چرا قبل از این دست به افشاگری نزده؟ چرا الان که پای خودش قراره به دادستانی باز بشه از تبعیض‌های قضایی حرف می‌زنه؟ یعنی اگه این شایعه پخش نمی‌شد آقای تاج‌زاده هم هیچ حرفی از تبعیض قضایی نمی‌زد؟

آیا این عمل زدن مهر تایید بر حرف‌هایی نیست که در زمان تحصن مجلس ششم زده می‌شد در رابطه با این‌که اصلاح‌طلبان فقط وقتی پای منافع خودشون در میون باشه دست به افشاگری و تحصن و… می‌زنن؟

آقای تاج‌زاده٬ آیا نشنیده‌اید «مسلمان نیست آن‌که صدای دادخواهی مظلومی را بشنود و برنخیزد»؟ نشنیده‌اید «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیتة»؟ شما در مقابل جامعه‌ی خود مسئولید که از تبعیضات و فسادهایی که از آن‌ها اطلاع دارید پرده بردارید و از افرادی که حقشون در این (به قول شما) تبعیض قضایی پایمال شده دفاع کنید.

آقای تاج‌زاده از چه نشسته‌ای؟ بسم‌الله!


 

شب و صبح

دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۷:۳۲

شب٬ صبح را از خواب بیدار می‌کند!


 

دکتر پنجه‌طلا

شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۲:۰۴

- دکتر پنجه‌طلا یعنی چی؟

– یعنی باید پنجه‌هاشو پر از طلا کنی تا مریض رو ویزیت کنه!


 

قلیان وردپرس فارسی

یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ @ ۲۳:۴۹

قلیان وردپرس فارسی

قلیانی که مشاهده می‌شود سهم بسیار عمده‌ای در پیشبرد و تعالی وردپرس فارسی ایفا نموده است. لطفن در هنگام خرید یا استعمال٬ به نشان ثبت شده‌ی وردپرس فارسی بر روی قلیان دقت نمایید.

wp-logo-en-fa.jpg

مرتبط: من وردپرسی نیستم اما وردپرس را دوست دارم


 

چکار می‌کنی؟

پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۹:۲۷

این تیکه‌کلام توییتر (?What are you doing) و سایت‌های مشابه رو وقتی می‌بینم یاد نظیر شنبه می‌افتم که می‌گه: «چَکّار می‌کِنی؟»


 

آغاز به‌کار سایت رسمی وردپرس فارسی

یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۰:۳۵

wp-persian

سایت رسمی وردپرس فارسی شروع به‌کار کرد!

الان من در حال ذوق‌مرگ شدن هستم! مانی هم همین حس رو داره!

بچه‌ها مچکریم! بچه‌ها مچکریم!


 

نه شرقی٬ نه غربی

پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۸:۲۲

فرهنگ
در شرق

صنعت
در غرب

ایران
نه شرقی
نه غربی


 

مرداب ِ رابطه

دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۹:۱۴

مرداب
مرداب رابطه
آسمان محزون
صندلی‌های زنگ‌زده
***
صندلی‌ها هم
بعد از تو
زانوی غم بغل گرفته‌اند


 

به عنوان یک بختیاری به یعقوب یادعلی افتخار می‌کنم

یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۴:۴۶

آقای یعقوب یادعلی٬ داستان‌نویس٬ اسفند ماه سال گذشته به جرم توهین به قوم لر در داستان‌هایش دو ماه بازداشت و در اردیبهشت ماه امسال آزاد شده بود. اول شهریور ماه هم دادگاه محاکمه‌ش به‌صورت غیرحضوری برگزار شد.

گویا یادعلی تو یکی از داستان‌هاش به‌نام «آداب بی‌قراری» که سال ۸۳ چاپ شده و به چاپ دوم هم رسیده٬ از زن لری روایت می‌کنه که با فردی به‌جز شوهرش روابطی خاص داره! و از نظر آقایونه شاکی پرونده٬ این «توهین به قوم لر» محسوب می‌شه.

به نقل از بی‌بی‌سی فارسی:

یادعلی در مورد علت به وجود آمدن این وضعیت می گوید: “چند نفر از همکاران من در صدا و سیمای یاسوج به دلایل شخصی بخشی از این کتاب‌های مرا کپی گرفتند و اول در اداره و سپس در شهر پخش کردند، آن هم با این ادعا که من در نوشته‌هایم به یک قومیت و البته به شخصیت زن ایلیاتی توهین کرده‌ام. به همین خاطر نهادهای مربوطه نسبت به این موضوع حساس شدند و بعد از چند جلسه بازجویی یک قرار بازداشت موقت دوماهه برای من صادر شد.”

خب تقریبن روشن شد که این موضوع بر اساس مشکلات و خصومت‌های شخصی پیش اومده اما جدای از این٬ دو تا بحث هست که باید مطرح کنم.

بحث اول؛ بر همه واضحه که داستان٬ زاده‌ی تخیل هست و با مقاله و روزنامه (و در کل مستندات) فرق داره و هر چیزی توی داستان وجود داشت صرفن دال بر واقعیتش نیست.

بحث دوم؛ آیا لرها معصوم هستن؟ یعنی لرها هیچ کار خلاف قانون و شرع رو تابه‌حال انجام ندادن؟ آیا در طول تاریخ هیچ زن لری نبوده که به همسرش خیانت کنه؟

متاسفانه تو کشور ما نویسنده‌ها٬ فیلم‌سازها و.. جرات ندارن یه «شخصیت بد» رو در یک جایگاه اجتماعی معلوم قرار بدن٬ توی یه فیلم یه پزشک خائن از آب در میاد٬ جامعه پزشکی کشور ۶۰تا اعتراض‌نامه می‌نویسه٬ یه وکیل جاسوس بیگانه نشون داده می‌شه٬ کانون وکلا شروع به تکذیب می‌کنه و می‌خواد پدر فیلم‌ساز رو دربیاره و…
حالا هم که نوبت به داستان‌نویس‌ها رسیده! آخه این چه وضعیه؟! ملت حتا تخیلشون رو هم باید سانسور کنن؟ یا داستان‌هاشونو در مورد ناکجاآباد بنویسن؟ بابا اینا داستانه٬ فیلمه٬ واقعیت نیست! چرا درک نمی‌کنین؟!

من خودم یه لر بختیاری هستم و نه تنها با یادعلی و داستان‌هایش هیچ مشکلی ندارم٬ بلکه به اون افتخار هم می‌کنم٬ مگه ما توی کل جمعیت لر کشور چندتا داستان‌نویس در سطح یادعلی داریم که اینطوری باهاش برخورد می‌کنیم؟
کتاب «آداب بی ‌قراری» برنده جایزه بهترین رمان از بنیاد گلشیری و همچنین جایزه یلدا شده.

مرتبط:
نامه سرگشاده نویسندگان در اعتراض به پیگرد یادعلی
یعقوب یادعلی را فراموش نکنیم
داراب افسر بختیاری و یعقوب یادعلی - آزادنویس
صیغه محرمیت برای موجودات مریخی - خورشید خانم
از خوابگرد یک - دو
یادعلی: معترضان آثار مرا نخوانده‌اند
برگزاری اولین جلسه دادگاه یعقوب یادعلی


 

اعتصاب برای جلوگیری از حاکمیت استبداد در بالاترین

جمعه ۲ شهریور ۱۳۸۶ @ ۱۱:۰۷

تا توی یه جامعه (مجازی یا حقیقی)٬ اعتراضی (هرچند آرام و ساده) صورت نگیره٬ مسئولینه اون جامعه (در اینجا٬ بالاترین) فکر می‌کنن هر کاری که دارن انجام می‌دن درسته و خودبه‌خود به سمت استبداد می‌رن٬ طوری که بعد از یه مدت اگه کسی به‌کارشون ایرادی به‌حق هم گرفت٬ با توجه به تجربیاته گذشته‌شون و اینکه کسی قبلن بهشون اعتراض نمی‌کرده٬ فکر می‌کنن فرد معترض مشکل داره و تلاش می‌کنن تا اونو هرچه سریع‌تر ساکت کنن٬ و این روند ادامه پیدا می‌کنه تا به استبداد مطلق منتهی می‌شه.

برای مقابله با این امر و گریز از حاکمیت استبداد در بالاترین٬ یه اعتراض (اعتصاب) خیلی ساده ترتیب داده شده که به سمع و نظرتون می‌رسه:

۱. از مدیران بالاترین می خواهیم که وقت بیشتری را به توسعه ی بالاترین و بررسی و اجرا کردن پیشنهادات کاربران اختصاص دهند.
۲. ضمن مخالفت با هرگونه انحراف از قوانین سایت و تایید آن قسمت از نظرات مدیران سایت که مخالف باندبازی و تقلب در بالاترین هستند لحن مدیران بالاترین را در مخاطب قراردادن کاربران در آخرین پست وبلاگ بالاترین مناسب نمی دانیم . کاربران بالاترین داوطلبانه در جهت توسعه و پیشرفت این سایت فعالیت می کنند ولی انتظار دارند به نظرات آنها توجه شده و قبل از اتخاذ تصمیماتی که مستقیما با نحوه فعالیت آنها در سایت در ارتباط است نظرات آنها مورد توجه قرار گرفته و در صورت امکان نظرخواهی شودکاربرانی که با این دو بند موافق هستند ضمن اعلام اینکه از قطع فعالیت خود در سایت هر چند به صورت کوتاه مدت اکراه دارند ولی به دلیل بی توجهی مدیران سایت :
از ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه ۲ شهریور ۸۶ به مدت ۲۴ ساعت ( تا ساعت ۱۲ ظهر شنبه ) از ارسال لینک، رای دادن و کامنت گذاشتن در بالاترین خودداری می کنند.امیدواریم این عمل نمادین باعث جلب توجه مدیران سایت به خواسته های کاربران شده و بالاترینی «با» و «برای» کاربران داشته باشیم (منبع)

پی‌نوشت: من خودم با این تریپی که نظرات لینک‌ها بعد از ۴ روز بسته می‌شه مخالفم٬ اصلن بالاترین به‌خاطر همین قسمته نظراتشه که اینقدر خوب رشد کرده٬ شاید یه لینک ۲ روز بعد از ارسالش به صفحه اول بیاد و بحث‌ها روش شروع بشه٬ چرا باید قسمت نظراتش به‌خاطر خرابکاری یه عده‌ی خاص که توی لینکا چت می‌کنن بسته بشه؟ پس اون گزارش تخلف واسه چیه؟ بهتر نبود این تصمیمات طبق رسم دموکراسی در بالاترین به رای‌گیری گذاشته می‌شد؟

در همین زمینه: زرشک طلایی روابط عمومی به بالاترین


 

استقلال باخت اما آبی نمرده است

پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۶ @ ۲۱:۰۱

اول از هرچیز باید بگم چیزی که منو بیشتر از هرچیزه دیگه‌ای متعجب کرد٬ وضعیت خوب چمن انزلی بود! واقعن با دیدن اون چمن یه‌دست تا چند دقیقه باورم نمی‌شد که بازی توی انزلیه! کاشکی بتونن همیشه چمن رو همین‌طوری نگه دارن.
آخه همیشه عادت کرده بودیم زمینای شمال رو به‌حالت گِل و شُل و باتلاقی ببینیم که خوشبختانه این عادت امروز شکسته شد!

بازی تو نیمه‌ی اول که خیلی یخ بود٬ استقلالیا هم که به‌نظرم اصلن هماهنگ نبودن با هم٬ مخصوصن با فلج شدن ۲ پیستون استقلال٬ نوازی و منیعی٬ استقلال تقریبن حرفی برای گفتن نداشت. ملوان هم همین‌طور.

اما تو نیمه‌ی دوم استقلال خیلی خوب بازی رو شروع کرد و از ابتدا بازی تهاجمی رو به نمایش گذاشت که موقعیت‌های خوبی هم ایجاد کردن اما خاک‌برسرا گل نزدن٬ ملوان تو نیمه‌ی دوم فقط بین دقایق ۶۷ تا ۷۱ بازی دستش بود که تو همین دقایق هم گل اولشو روی یه ضربه‌ی ایستگاهی به‌ثمر رسوند.

اما استقلال نذاشت این گل از گلوی انزلی‌چی‌ها پایین بره و ۲ دقیقه بعد گل مساوی رو زد و بازی رو تو دست گرفت٬ این بیاتی‌نیا هم که همیشه گل خالی رو هم پاس می‌داد٬ وقتی تک به تک شد با دروازبان و دو تا بازیکن استقلال هم اون‌ور خالی بودن٬ اومد با پای چپ شوت کنه٬ که شوتش رفت جایی که اگه ۷ تا دروازه هم کناره هم می‌ذاشتن باز توپش به تیر می‌خورد و گل نمی‌شد!

خلاصه اینکه ملوان سر یه ضدحمله و با خروج اشتباه وحید طالب‌لو در دقیقه‌ی ۹۲ گل برتری رو زد و برد!
من از بازی استقلال راضی‌ام و از باختش هم ناراحت نیستم چون نسبت به بازیه قبل خیلی بهتر بازی کرد.

این گزارشگر مرکز گیلان هم خیلی بامزه بود! وسطای نیمه‌ی دوم واسه حدود ۳-۴ دقیقه بازی متوقف شد٬ تو همین چند دقیقه فرصت رو مغتنم شمرد و از همه‌ی همکاران با ذکر نام تشکر کرد٬ گفت: از همه‌ی همکاران عزیز٬ جناب کارگردان٬ آقای فلانی٬ دستیار پخش٬ فلانی٬ تهیه‌کننده محترم فلانی٬ امپکس٬ نودال٬ ماکرویوو٬ فیلمبرداران٬ تکنیسین برق٬ مهندس تصاویر آهسته!!٬ مرکز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران واحد گیلان٬ نیروی انتظامی ورزشگاه…
خلاصه اگه ۲ دقیقه طول می‌کشید اینارو هم می‌گفت: شهردار محترم بندر انزلی٬ فرمانداری شهرستان انزلی٬ استانداری گیلان٬ نزاجای شمال٬ نماینده‌گان محترم بندر انزلی و استان گیلان در مجلس شورای اسلامی٬ نماینده‌گان محترم شورای شهرهای گیلان٬ ریاست محترم قوه‌ی قضاییه استان گیلان٬ ریاست محترم سازمان تربیت‌بدنی٬ ریاست محترم…!


 

خیلی خیلی خیلی

پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۶ @ ۰۵:۲۸

خیلی وقتا هست٬ خیلی چیزا رو٬ اگه به خیلیا٬ بگی٬ خیلی کارا می‌کنن!

واسه همین٬ از این به بعد٬ خیلی چیزا رو٬ به خیلیا٬ نمی‌گم٬ تا نتونن خیلی کارا بکنن!


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.