نیستی آزاد در ایران ِ ویران ای قلم

دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۸:۲۶

داشتم دیوان شعر «نسیم شمال» رو می‌خوندم که مربوط به دوران مشروطه‌ست٬ شعرهای خیلی جالبی داشت٬ اکثر شعرها به زبان عامیانه سروده شدن و محتوای اجتماعی-سیاسی دارن. قسمت‌هایی از یکی از اشعار بلندش رو انتخاب کردم تا شما هم تو این کسب‌فیض سهیم باشین:

ای قلم چو شهسواران خویش را جولان مده
گر که جولان می‌دهی در صفحه‌ی تهران مده
ور به تهران می‌دهی در پیش این و آن مده
هر چه می‌بینی بزن بر طاق نیسان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم تا می‌توانی در قلمدان صبر کن
یوسف‌آسا سال‌ها در کنج زندان صبر کن
هم‌چو یعقوب حزین در بیت‌الاحزان صبر کن
کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم پنداشتی هنگامه‌ی دانشوری‌ست؟
دوره‌ی علم آمده هرکَس به عرفان مشتری‌ست؟
تو نفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخری‌ست!
خر همان است و عوض گردیده پالان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم گویا نمی‌بینی که با صد ول‌وله
آه مظلومان فکنده در ثریا غلغله
از زمین تا آسمان یک آه باشد فاصله
الحذر از آه جانسوز فقیران ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ای قلم با این فلاکت حرف حق منویس هیچ
طعنه بر گرد‌کلفتِ کلّه‌شق منویس هیچ
کارها گردیده بی‌نظم و نسق منویس هیچ
دم مزن از مجلس اشراف و اعیان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

مدتی از حق‌نویسی دست بردار ای رفیق
بارها گفتم که دست از مست بردار ای رفیق
از خورش‌ها هر چه میلت هست بردار ای رفیق
دم مزن از چایی و قلیان و سیگار ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

ایها الشاعر تو هم از شعر گقتن لال باش
شعر یعنی چه؟ برو حمّال شو٬ رمّال باش
چشم‌بندی کن میان معرکه٬ نقال باش
حقه‌بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

این زمستان سخت می‌گیرد فلک بر ما بله
هر شبی صدصد گدا می‌میرد از سرما بله
اغنیا یخ می‌خورند از شدت گرما بله
بی‌ذغال و خاکه جمعی لخت و عریان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

یومی از ایام با ملاحسین شوشتری
در دکان زرگری رفتم پی انگشتری
دسته‌دسته هی گدا دیدم به‌جای مشتری
پر شد از کور و کچل بازار و دکان ای قلم

نیستی آزاد در ایرانِ ویران ای قلم

شاعر: سید اشرف‌الدین حسینی گیلانی [متخلص به نسیم شمال]


 

جستجو در بالاترین با نوارابزار گوگل

پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶ @ ۲۳:۱۰

یکی از امکاناتی که نبودش در بالاترین به شدت احساس می‌شه٬ امکان جستجو هست.

با داشتن نوارابزار گوگل و استفاده از روش زیر می‌تونین با نوار ابزار گوگل مثل ماست توی بالاترین بگردین!

این فایل رو دانلود کنین و اونو به محل زیر انتقال بدین:

C:\Documents and Settings\username\Local Settings\Application Data\Google\Custom Buttons\

که به‌جای اون username در واقع باید کلمه‌ی کاربری کامپیوترتون رو قرار بدین. حالا مرورگر خودتون رو دوباره راه‌اندازی (restart) کنین.

یه دکمه‌ی بالاترین به نوارابزارتون اضافه شده٬ همچنین یه فلش کوچیک هم کنار دکمه هست که آخرین عناوین صفحه‌ی اول بالاترین رو از طریق فید RSS می‌خونه و نشونتون می‌ده.


 

صلیب کشیدن آندرانیک تیموریان هم سانسور شد!

چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۴:۵۶

الان نیمه‌ی اول بازی ایران-ازبکستان در چارچوبه جام ملت‌های آسیا با نتیجه‌ی ۱-۰ به نفع ازبکستان تموم شد.

این بازی هم مثه بقیه‌ی بازی‌های خارج از وطن که از صداوسیمای وطنی پخش می‌شه٬ پر بود از سانسورهای اعصاب‌خوردکن!

هنگامی که دوربین تماشاچیان بدحجاب(!!) حاضر در استادیوم رو نشون می‌ده یهو تصویر قطع می‌شه و صحنه‌های آهسته‌ی قبلی به نمایش درمیان. به‌طوریکه صحنه‌ی آهسته‌ی تک گل این نیمه حدود ۱۵ بار نشون داده شد! البته ما به این مدل سانسور عادت کردیم و زیاد مشکلی نیست.

نکته‌ی جالبی که تو نیمه‌ی اول نظر منو جلب کرد موقعی بود که حدود دقیقه‌ی ۳۸-۴۰ بازی٬ آندرانیک تیموریان بازیکن مسیحی تیم ملی برای زدن یه توپ بین دفاع و دروازبان تیم ازبکستان خیز برداشت و روی مدافع ازبک خطایی رو مرتکب شد و خودش هم روی زمین افتاد٬ در حین بلند شدن تیموریان از زمین دوربین روی بالاتنه‌ی این بازیکن زوم کرده بود٬ همین‌که تیموریان دستش رو به سمت پیشونیش برد و بعد دستش رو به سمت سینه و شونه‌هاش آورد یهو در کمال تعجب دیدیم تصویر قطع شد و صحنه‌ی آهسته‌ی گل به نمایش در اومد!
و اینگونه بود که تصویر صلیب کشیدن یک بازیکن تیم ملی سانسور شد.


 

باز هم ۱۸ تیر

دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۷:۵۹

امروز در سالگرد ۱۸ تیر٬ جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) در بزرگداشت ۱۸ تیر و در اعتراض به بازداشت ۸ دانشجوی پلی‌تکنیک در برابر دانشگاه پلی‌تکنیک تحصن آرام کرده بودن که ساعت ۷:۳۰ صبح٬ نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها بهشون حمله کردن و اونا رو طبق معمول به مکان نامعلومی منتقل کردن.

همچنین ساعت ۱۱ صبح٬ نیروهای امنیتی با حمله به دفتر مرکزی سازمان دانش‌آموخته‌گان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) کلیه‌ی افراد حاضر در دفتر مرکزی رو بازداشت کردن.

امام حسین (ع) فرمودند: «اگر دین ندارید٬ آزاده باشید»

و به‌قول دکتر شـریعتی: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند»

امیدوارم دانشجویان بی‌گناهی که دربند هستن٬ هرچه سریع‌تر آزاد بشن.

خوندن مطالب زیر (از وبلاگ نوپای پارادوکس) رو هم توصیه می‌کنم:
و ۱۸ تیر روز متفاوتی شده بود
زدید! شکستید! بردید! قرآن را چرا سوزاندید؟


 

مورچه‌ها

شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۶ @ ۱۵:۱۰

مورچه‌ها
برای زمستان روابط
تنهایی انبار می‌کنند


 

اتمام انرژی در بالاترین؛ مرگ تا اطلاع ثانوی!

چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۶ @ ۲۲:۳۲

سیستم انرژیه بالاترین علاوه‌بر خوبی‌های بسیاری که داره مثه ممانعت از تقلب در رای دادن و اسپم کردن لینک‌ها و… یه ضعف خیلی بدی هم داره که بعضی مواقع بدجوری آدمو اذیت می‌کنه!

انرژی در بالاترین دقیقن به معنی حق حیات هست٬ یعنی وقتی شما انرژی‌تون تموم بشه در واقع مُردین و هیچ‌کاری نمی‌تونین انجام بدین و بهتره بالاترین رو ترک کنین تا موقعی که دوباره انرژی‌تون پُر بشه! این یه ضعف بزرگه به نظر من که در نهایت به بالاترین ضربه می‌زنه.

در محیطی مثه بالاترین٬ که بیشتر به‌خاطر بحث‌ها و تبادل‌نظرهای زیر لینکاش محبوب شده٬ حرف زدن مثه نفس کشیدن می‌مونه و وقتی شما نتونین حرف بزنین یعنی به رحمته ایزدی پیوستین!

به‌نظر من٬ اینکه کاربر با تموم شدنه انرژیش نمی‌تونه لینک بفرسته و رای بده خیلی خوبه٬ ولی اینکه آدم بدون انرژی حتا حرف هم نمی‌تونه بزنه یه شکنجه‌ست!!٬ چون شما می‌بینین اطرافتون چه اتفاقاتی داره می‌افته اما کوچکترین عکس‌العملی نمی‌تونین نشون بدین!

برای مثال زیر ِ این لینکه من بحثی در مورد لینک و چگونه‌گی فرستادنش در گرفت که چون من انرژیم تموم شده بود حتا کوچکترین دفاعی از خودم نمی‌تونستم بکنم و بعضی از دوستان هر چی از دهنشون در اومد بارِ ما کردن!

خلاصه اینکه امیدوارم این محدودیت هم برداشته بشه تا کاربران بالاترین بیش از پیش بتونن به بحث و تبادل‌افکار بپردازن.


 

وجود و اظهارفضل ِ افراد بی‌دانش، آفت وب فارسی

شنبه ۹ تیر ۱۳۸۶ @ ۰۰:۳۹

مدیر پایگاه خبری وب‌سایت‌های ایرانی (وبنا)، در وبلاگشون در مطلبی تحت عنوان «وبلاگی‌ها بلای جان سایتی‌ها» نوشتن:

من همیشه وبلاگ‌نویس‌های عزیز را یک مشکل برای توسعه دنیای مجازی می‌دانم

اول اینکه، دوست عزیز می‌شه بگی خودت الان داری چیکار می‌کنی؟ مگه وبلاگ نمی‌نویسی؟!

حالا دلایلش رو واسه حرف بی‌ربطی که زده ببینین:

این فرد در مورد پیشنهاد دکتر مزیدی مبنی بر تغییر نام (یا دامنه) سایت می‌گه که:

دوست من سایت وبلاگ نیست که شما امروز از نام آن خسته شوید و به دنبال یک نام دیگر بروید.

منم باید جواب بدم، دوست من، تغییر دامنه (یا حتا اسم) سایت، یک امر بسیار ساده است (علی‌الخصوص در زمانی که سایت در مرحله‌ی آزمایشی قرار داره)، و به‌راحتی قابل انجامه، مشکل اصلی اینجاست که شما هنوز نمی‌دونین فرق بین وبلاگ و وب‌سایت تنها در محتوا و نوع کاربری هست و نه در روند تغییرنام و…
همونطور که گوگل، دامنه Gmail رو عوض کرد یا خیلی از سایت‌های دیگه…
همین چند روز پیش، ادوبی اسم پروژه‌ی جدید خودش Apollo رو به AIR تغییر داد، نه زمین به آسمون اومد و نه بلعکس!!

البته می‌دونم دامنه‌های بپرس.کام و .آی‌آر قبلن ثبت شدن٬ بحث من سر موضوع حرف دوست عزیزمون بود :)

همچنین در فضل‌پراکنی بعدی می‌فرمایند:

البته این را هم باید یاد آور شوم که در خصوص طراحی سایت به این شکل نیست که مانند وبلاگ یک componnent را از یک سایت گرفت و در وبلاگ قرار داد و بلافاصله نتیجه را مشاهده کرد.

ابتدا باید تصحیح کنم که «component» درسته، و نه «componnent» که شما نوشتین! از شما که مدیر سایت آموزش زبان انگلیسی هستین همچین چیزی بعیده :)
در مورد نحوه‌ی طراحی سایت‌ها هم باید بگم که، من حدود ۵-۶ سالی می‌شه با اجازه‌ی بزرگترا تو کار طراحی سایت و این‌جور کارا هستم، تا حالا ندیدم کسی کامپوننت بگیره بذاره توی بلاگش!

اصلن ندیدم این اصطلاح رو کسی واسه برنامه‌نویسی و طراحی تحت وب استفاده کنه (البته شاید اونایی که Asp.NET کار می‌کنن به‌خاطر محیط ویژوال استودیو از این اصطلاح بعضن استفاده کنن٬ ولی در کل اصلن مرسوم نیست)

نکته‌ی بعدی اینکه، تغییر ظاهر سایت همون تغییر دادنه چهار خط کد هست که به‌راحتی امکان‌پذیره و هیچ فرقی با تغییر دادن شکل و شمایل وبلاگ نداره، ایراد کار اینجاست که شما اصلن اطلاعاتی در مورد علم طراحی سایت ندارین وگرنه می‌دونستین طراحی یه سایت و یه وبلاگ با هم از نظر مراحل فنی هیچ فرقی نداره و فقط با توجه به شیوه‌ی کاربری، جزییات کار در سیاست‌گذاری طراحی و برنامه‌نویسی فرق می‌کنه.

و در اظهارنظر فاجعه‌آمیز آخر، این دوست عزیز در واقع تیر خلاص رو به مغز خودشون شلیک کردن:

به تمام وبلاگ نویس های عزیز هم پیشنهاد می کنم تا زمانی که یک سایت در حالت آزمایشی یا beta است. در مورد آن نظر و پیشنهاد ندهند. اجازه بدهید که سایت وارد فعالیت اصلی خود شود و سپس موارد را مورد نقد و بررسی قرار دهید.

با گفتن این جمله قصار، دوست عزیز ما در واقع عدم آشنایی خودشون رو با کل علوم کامپیوتری و مخصوصن برنامه‌نویسی به طرز مفتضحانه‌ای در معرض نمایش عموم گذاشتن!
ایشون هنوز نمی‌دونن که فلسفه‌ی وجود نسخه‌های «بتا» و «نامزد انتشار»، در واقع تست برنامه (یا در اینجا، سایت) توسط افرادی به‌جز نویسنده‌ی اونه، تا ایراداتش معلوم بشه و در طی این مراحل با برطرف شدن ایرادات، برنامه برای نسخه‌ی نهایی و انتشار و استفاده‌ی عمومی به حداقل ایرادات رسیده باشه.

واقعن باعث سرافکنده‌گی جامع اینترنی ایرانه که همچین فردی، بدون داشتن ذره‌ای اطلاعات، مدیر(!!!) پایگاه خبری وب‌سایت‌های اینترنتی ایرانی (!!!) باشه!

مگه مجبورین در مورد چیزایی که نمی‌دونین حرف بزنین؟

من به‌نوبه‌ی خودم٬ از همه‌ی شما برنامه‌نویسان و طراحان محترم عذرخواهی می‌کنم. واقعن من شرمنده‌ام.


 

دو برابر شدن کرایه‌ها، کمبود شدید تاکسی و شلوغی بیش‌ازحد جایگاه گاز

چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶ @ ۲۲:۲۸

امروز با آغاز سهمیه‌بندی بنزین تمامی کرایه‌ها افزایش ۱۰۰٪ داشتن. حتا در برخی مسیرها که کرایه‌های بالا داشتن، کرایه بیش از سه برابر شده بود (مثلن: کرایه تا نیروگاه رامین قبلن ۱۵۰۰ تومن بود که الان شده ۵۰۰۰ تومن!)
علاوه بر دوبرابر شدن کرایه‌ها، نبود (یا کمبود بیش از حد) تاکسی و ماشین مسافربر به‌شدت محسوس بود، از این رو امروز اکثر مردم برای رسیدن به مقصدشون با مشکل مواجه بودن.
اخبار غیررسمی نیز از تخریب جایگاه پمپ بنزین کوت‌عبدالله به‌دست مردم عصبانی حکایت داره.

علاوه بر تمامی مشکلات بالا، اهواز، پنجمین کلان‌شهر ایران، تنها و تنها دو جایگاه سوخت گاز داره، که با اعلام سهمیه‌بندی بنزین، جایگاه‌های گاز نیز به‌شدت شلوغ شدن، به‌طوری که امروز برای دریافت گاز باید حداقل یک ساعت توی صف به‌انتظار می‌نشستین.

اینجا اهواز، گزارشگر: گناهکار


 

دل‌تنگ و بی‌حس…

چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶ @ ۰۰:۲۲

گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود…

این‌روزا اصلن حس و حال نوشتن رو ندارم، موضوع واسه نوشتن زیاد هست اما خب اصلن حسش نیست، امتحانات رو هم داریم یکی یکی رد می‌کنیم و تا حالا نتایج رضایت‌بخش بوده.

اینو هم نوشتم که فقط یه چیزی نوشته باشم، خیلی وقت بود روزمرگی ننوشته بودم.

پانویس: ایام امتحانات یه آدم دیگه می‌شم، اکثرن عصبی‌ام… دانشجو بودن ما هم حکایت‌ها داره.


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.

لینک‌ها

گزیر - جمهور - یک پزشک - منتقد - Dizzy Rocker - نیک آهنگ - سرزمین آفتاب - سرزمین رویایی - پاپيون - كوچه - فارس تک - گفتار - داریوش کبیر - کلاغ سیاه - کیبرد آزاد - امشاسپندان - آشوب - راه من - الوان وب - حنیف مزروعی - من بچه ملا ۲۵ سال دارم - انوش - روبو - زمستان است - نقطه ته خط - کارپه دیم - ماني آنلاين - شادی شاعرانه - پابرهنه برخط - ندای امروز - آی آدم‌ها - امشاسپند - مارمولک - بی‌اجازه کوچیکترا نه - هویت - دختری از تبار ماه هفت - Corelist - رسانه - زیر خط IT - من و دورانم - امروز ما - لحظه - سفسطه‌های زندگي - مسافر - هادی فرنود - آخرین پدرخوانده - حرف حساب - اشعه ایکس - موهوم‌ترین ثانیه‌ها - عصیان - تلایه - نیما دارابی - شاش - صبحونه - از اهالی امروز - کویرزاد - شاهو توفانی - وحید - دلکوک - چرا من نه - امیدانه‌های امید - پژ - سمن آیین - پژواک - فانوس آزاد - بدون نوشابه بدون سس - نگاه گمنام - متولد ماه گـُه - عصر نوشتن - فارسی موبایل - مطرود - میهن دانلود - بلاگ‌لیست - من بدون سانسور -