غریوی

شنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۵ @ ۱۵:۳۸
داکُم هی… داکُم…. dakomey hey… dakom…
چی کُنار لُوه ره… عزیزم
پَر وَش نَمَنده
chi konare love rah… azizom
par vash namandeh
آ…ی یه گلی منه مالمون رده غریوی
هی دل هی دل هی دل… آ…ی عزیزم…
aay ya goli mene malemoon rade gharivi
hey del hey del hey del… aay azizom
هرکمون نازک‌دلیم سیس بگریویم
ای ووی به دلم… ووی به دلم…
aay harkemoon nazokdelim sis begerivim
ey vooy delom… vooy be delom…
عزیزم هی داده بیداد… azizom hey dade bidad…

ترجمه:

مادر… اه مادر (لفظ درمانده‌گی)
عزیزم مثل درخت کُنار لب راه…
برگی برایش باقی نمانده
گلی از دیارمان به غربت رفته‌ست
ای دل.. ای دل… ای دل…
هر کداممان که نازک‌دلیم برایش اشک بریزیم
وای بر این دل… وای بر این دل…
عزیزم… ای داد بیداد…

توضیح: کُنار درختیه که برگهاش رو با اسم «سدر» توی حموم کردن به‌کار می‌برن و تو مناطق بختیاری‌نشین به‌وفور یافت میشه و میوه‌ی کوچیک و خوشمزه‌ای داره!
کُنار لب جاده به‌دلیل اینکه هر رهگذری سنگی بهش می‌زنه یا با چوب به جونش می‌افته در اکثر مواقع برگ‌هاش ریخته و میوه‌هاش به تاراج رفته!

نام آهنگ: غریوی (غریبی)
آلبوم: مَندیر (منتظر)
خواننده: استاد ملک‌مسعودی
دریافت آهنگ: حجم ۱.۴۷ مگابایت
دانلود کنید


 

بدون عنوان (۴)

پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۵ @ ۲۲:۱۹

آن شب
با کسی هم‌بستر شد
که عاشقش نبود
جسمش چهار - پنج باری تخلیه شد
اما روحش
به کما رفته بود
و تا صبح عذاب‌وجدان داشت
که چرا جسمش این چنین
روحش را
به خفت کشانیده است!


 

چند کام تا مرگ…

شنبه ۱ مهر ۱۳۸۵ @ ۰۱:۳۸

سیگارم رو روشن کردم و یه کام ازش گرفتم…

با قیافه‌ای حق‌به‌جانب رو کرد بهم و گفت: «ادب حکم می‌کنه آدم اول به دیگران تعارف کنه بعد خودش شروع کنه به کشیدن!»

بی‌درنگ پاسخ دادم: «من مرگ رو به کسی تعارف نمی‌کنم!»


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.