پُستی که پیچونده شد!

شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۱۵:۵۰

رو اون پست قبلی ملت خیلی شاکی شده بودن، خودمم حس کردم دیگه زیادی مته رو خشخاشه، ورش داشتم، به همین راحتی :)


 

مصاحبه‌ای که پیچونده شد!

سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۲۳:۳۰

اخبار ظهر، مصاحبه بدون سانسور با جلال طالبانی رییس‌جمهور عراق به زبان فارسی:

  • خبرنگار: «آقای طالبانی تاریخ بیرون رفتن اشغالگران رو کی پیش‌بینی می‌کنید؟»
  • رییس‌جمهور عراق: «ما فعلن باید نیروهای مسلح خودمون رو بازسازی کنیم تا بتونیم خودمون با تروریست‌ها مبارزه کنیم و هر وقت این کار به انجام رسید به این نیروهایی که آمدن و ما را از دست صدام آزاد کردن می‌گوییم که خداحافظ شما، خوش آمدید»
  • خبرنگار: «خب این کار از کی شروع میشه؟»
  • رییس‌جمهور عراق: «انشالله از اواسط سال آینده…»

تفسیر اخبار ساعت ۹ شبکه یک و ۱۰:۳۰ شبکه دو و ۱۱ شبکه خبر از این صحبت‌ها:

  • «رییس‌جمهور عراق خواستار بیرون رفتن هرچه سریعتر نظامیان اشغالگر از این کشور شد و نیروهای مسلح این کشور را آماده برای دفاع از کشور و جنگ با القاعده دانست»

حالا من موندم چرا اون مصاحبه‌ی ظهر رو بدون سانشور پخش کردن؟! دم خروس رو باور کنیم یا حرفای خود جلال طالبانی رو؟!!
راست میگن دروغگو کم حافظه‌ست! آقایون یادشون نبود که مصاحبه‌ی کامل رو به زبان فارسی ظهر پخش کردن! خود طالبانی هم به هیچ‌وجه از لغت اشغالگر استفاده نکرد، بیچاره چپوندن تو دهنش!!


 

تولید و ترجمه

جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۲۳:۲۷

با دوستی صحبت می‌کردم می‌گفت «بابا بلاگایی مثه بلاگ تو که کاری نداره آپدیت کردنشون، ۴ خط گل‌واژه رو سر هم می‌کنین به خورد ملت می‌دین، مثه ما نیستین که باید بریم یه مقاله رو ترجمه کنیم و زحمت بکشیم»

خنگ! فرق بین تولید محتوا و ترجمه رو نمی‌دونست، منم چیزی بش نگفتم، حسش نبود، هنوز هم نیست!


 

رنگین‌پوست

شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۰۰:۴۲

When I born, I Black
When I grow up, I Black
When I go in Sun, I Black
When I scared, I Black
When I sick, I Black
And when I die, I still black
… And you White fellow
When you born, you pink
When you grow up, you White
When you go in Sun, you Red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you Green
And when you die, you Gray
… And you call me colored???

وقتی به‌دنیا میام، سیاهم
وقتی بزرگ می‌شم، سیاهم
وقتی زیر نور خورشید می‌رم، سیاهم
وقتی می‌ترسم، سیاهم
وقتی مریض می‌شم، سیاهم
و وقتی مُردَم، همچنان سیاه خواهم ماند
…و تو ای مرد سفید
وقتی به‌دنیا میای، صورتی هستی
وقتی برزگ می‌شی، سفید هستی
وقتی زیر نور خورشید می‌ری، قرمز هستی
وقتی سردت می‌شه، آبی هستی
وقتی می‌ترسی، زرد هستی
وقتی مریض می‌شی، سبز هستی
و وقتی می‌میری، خاکستری هستی
…و تو به من می‌گی رنگین‌پوست؟؟؟

توضیح:
شعری در اعتراض به تبعیض‌نژادی از شاعری ناشناس اما باهوش!
برگردان فارسی از وبلاگ‌نویسی ناشناس‌تر با لقب گناهکار!


 

استقلال قهرمان

جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ @ ۱۸:۲۲

این قهرمانی مقتدرانه رو به همه‌ی استقلالیا تبریک می‌گم.

کل‌کل با لنگیا هم بمونه واسه یه پست جداگونه!

فعلن می‌خوام برم تو خیابون بندری برقصم :)


 

نوشته‌های این بلاگ کپی‌راست داره!

در جستجوی مرزهای انسانیت

درباره‌ی خودم

مباحث مورد علاقه‌م بیشتر تو مایه‌های جامعه‌شناسی٬ قوم‌شناسی و فرهنگ ملل هستن٬ اصلاح‌طلب مستقل هستم و تا ابد دانش‌جو.
و در مورد اینکه چرا اسم گناهکار رو انتخاب کردم هم اینجا نوشتم که چرا گناهکار؟
پست الکترونیکم: gonahkarblog ات جیمیل

جستجو


بایگانی

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.