با سلام، من الان جلسه دارم نمیتونم تلفونتو جواب بدم… (۱۳۰ کیلوبایت)
اینو حتمن بگیرین گوشش کنین، حرف نداره! من که دلدرد گرفتم از بس خندیدم!
با سلام، من الان جلسه دارم نمیتونم تلفونتو جواب بدم… (۱۳۰ کیلوبایت)
اینو حتمن بگیرین گوشش کنین، حرف نداره! من که دلدرد گرفتم از بس خندیدم!
از اونجایی که میگن «یه سوزن بهخودت بزن، یه جوالدوز به دیگران» تصمیم گرفتم نمونهای از تبعیضنژادی رو که توی قوم خودم (بختیاری) رواج داره بیان کنم.
شاید شما هم نوازندگان قوم بختیاری رو دیده باشین که با ساز و دهل خودشون در مجالس عروسی و عزا حضور دارن و مجلس رو به اصطلاح گرم میکنن!
ما بختیاریا به این افراد میگیم تُوشمال(Toshmaal)، جالبه بدونین توشمالا همشون از یه طایفه هستند که به اسم خودشون نامگذاری شده یعنی «طایفهی توشمال»
هر طایفهای توی بختیاری توشمال مخصوص بهخودش رو داره، یعنی چند نفر از «طایفهی توشمال» همیشه همراه اون طایفه هستن تا توی مراسم مختلف موسیقی رو اجرا کنن!
محمدرضا دادگر (شاعر بختیاری معاصر) تو مقدمهی دفتر شعرش بهنام «خین گل» مینویسه:
«اما توشمالها، این شادیآفرینان محروم از امتیازات ایل -که نه کسی با آنها وصلت میکند و نه شریک شام و ناهارشان میشود- نقش بهسزایی در سینه به سینه گرداندن اشعار و ادبیات حماسی داشته و دارند.»
بله درست فهمیدین، قسمت تاسفبرانگیز این داستان اینه که، یه قانون نانوشته هست که هیچکس با توشمال وصلت نمیکنه، هیشکی سر سفرهی توشمال نمیشینه و اونا فقط میتونن توی خودشون وصلت کنن! یعنی ایل فقط از اونا استفادهی ابزاری میکنه و طایفهی پَستتر بهحساب میان!!!
اصلن توشمال بودن یه جور ننگ محسوب میشد. البته الان بهدلیل شهرنشینی و رقیق شدن خیلی از اون تعصبات بیجا دیگه چنین چیزایی رو کم میشه تو شهرها پیدا کرد اما توی عشایر و اکثر روستاها این رسم کثیف هنوز پایداره و این تبعیض بیرحمانه همچنان ادامه داره!
ما میتونیم تبعیضنژادی رو نابود کنیم، اولین گام پاکسازی خویشته.
یه چند روزی بهدلیل تحریم آمریکا و بسته شدن سرور، بلاگ در دسترس نبود که با تلاش شبانهروزی سربازان گمنام پشتیبانی هاستینگ سرور دوباره روبهراه شد! همین!
باز هم «قلب اقتصاد تکمحصولی ایران» – خوزستان – دوشنبه صبح شاهد انفجارهایی در یک روستا و دو شهر مهمش بود، انفجار در روستای ملاشیه، فرمانداری دزفول و فرمانداری آبادان باز هم مرا در فکر فرو برد که آیا جون انسانها اینقدر بیارزشه؟ یعنی توی این دنیا چیزی با ارزشتر از حرمت انسانی هم پیدا میشه؟
به متن خبر انفجار آبادان توجه کنین:
«بر اساس گزارش خبرنگار ما محوطه دستشویی فرمانداری آسیب جدی و دیوارهای نمازخانه این فرمانداری شکافته شده است. در حالی که مقامات مسئول در فرمانداری آبادان بمب را از نوع صوتی اعلام میکنند مشاهدات خبرنگار ما چیزی بیش از بمب صوتی را نشان میدهد.»
چرا مشاهدات عینی با بیان مسئولین متفاوته؟ (شنیدن کِی بُود مانند دیدن!)
این صادق نبودن مسئولین هم مسئلهای که نمیشه به سادهگی از کنارش گذشت، چرا همیشه میخوان حوادث رو کوچیک و بیاهمیت جلوه بدن؟ مثلن میخوان ایجاد رعب و وحشت نکنن؟! اونی که بخواد وحشت رو ایجاد کنه خوب میتونه (با بمبگذاری کور) این کارو انجام بده و تا حالا هم نسبتن (با این همه بمب صوتی و تصویری که گوشه کنار این استان منفجر میشه) تو کار کثیف و غیرانسانیش موفق بوده!! دیگه با لاپوشونیه مسئله چه چیزی رو میخواین حل کنین؟ بهخدا مردم دیگه اونقدرا هم سادهلوح نیستن!
وختی مهمترین نقاط اداری یه شهر مورد حمله قرار بگیره ۱۰۰٪ ضعف سیستم امنیتی رو نشون میده! آخه مگه ما جایی مهمتر از فرمانداری و استانداری داریم دیگه؟!
آقای استاندار شما در قبال جان تکتک شهرواندان خوزستانی مسئولید، چرا تا حالا تدابیر شما در جهت ایجاد امنیت کامل در استان نافرجام بوده؟ (انفجارهای دوشنبه گواه این مدعاست)
البته زیاد شدن ایست بازرسیها، جمع کردن سطلآشغالهای سطح شهر اهواز، آنتن ندادن موبایلها و قطع شدن اینترنت استان بعد از منفجر شدن بمبها از جمله اقدامات شما بوده، منم میدونم!، بزار راستشو بگم خداییش با این جمع کردن سطلآشغالا خیلی حال کردم! باز این کار تو اون مقطع زمانی (البته نه به عنوان راهکاری اساسی) مفید بود ولی آیا قطع کردن اینترنت یا موبایلها – اونم بعد از بمبگذاری!! – اقدامی در جهت ایجاد امنیته؟ یه توجیه قانع کننده واسه من به عنوان یه شهروند اهوازی بیارین که این کارا بعد از منفجر شدن بمب چه معنی و مفهومی داره؟!
آقای احمدینژاد در برنامههای انتخاباتیشون فرمودند که ماهیانه گزارشی از کارهایی که انجام دادن رو به مردم ارائه میدن (و واقعن چه کار جالب و پسندیدهای بود اگر انجام میشد) و توی میزگرد شبکه دو این عمل بسیار پسندیده رو به استاندارها و تکتک وزرای انتخابیشون هم بسط دادن اما تا بهامروز ما شاهد همچین گزارشی از جانب شما نبودیم، میشه بفرمایین اون شعارهای قبل از انتخابات چی بود و این بمبگذاریهای پیدرپی چیه؟!!
البته شاید همین ارائه ندادن گزارش به مردم و شفاف نکردن موضوع از جانب مسئولین امر باعث این شده که ملت برداشتشون این باشه که شما اقدام خاصی در جهت ایجاد امنیت کامل در استان انجام ندادین یا اگر هم انجام شده به نتیجهی خاصی نرسیده.
از همون انفجارهای اوایل امسال مسئولین انگشت اتهامشون رو متوجه اونسوی مرزها و مخصوصن روباه پیر – انگلیس – کردن، و بارها خبر از دستگیری عوامل بمبگذاریها و مجازات سریع اونا دادن، در حالی که تا الان حتا از یک شخص حقیقی هم بهخاطر این بمبگذاریها اسم برده نشده. و تا اونجا که من اطلاع دارم طبعن کسی هم محاکمه/مجازات نشده.
تا کی فرافکنی؟ آیا واقعن این راه حفاظت از جون انسانهای این استان بدبخته؟!
وزیر کشور و وزیر اطلاعات با توجه به مدارکی که دارن انگلیس رو عامل اصلی انفجارهای خوزستان (از ابتدا) میدونن، ما هم بر اساس حرف وزرای محترم (که حتمن بیشتر از ما میدونن) فرض رو بر این میگیریم که عامل این انفجارها وابسته به انگلیس بوده، در این صورت سکوت دولت با توجه به مدارکی که در دست داره در مقابل انگلیس چه معنایی میتونه داشته باشه؟!
چرا علیه دولت انگلیس به سازمان ملل (یا حالا هر سازمان بینالمللی مرتبط) شکایتی نمیکنیم؟ آیا واقعن جون ما خوزستانیا اینقدر بیارزشه که دولت زحمت یه شکایت خشکوخالی رو (واسه خوش کردن دل ما) به خودش نمیده؟
اصلن چرا سفارت انگلیس توی تهران تعطیل نمیشه؟ اگه واقعن انگلیس عامل این انفجارهاس چرا اون سفارت که الان دیگه لونهی جاسوسی یا بهتر بگم لونه تخریب و انفجار هست رو نمیبندن؟ چرا از تسخیر اون جلوگیری میکنن؟
بنده بهشدت خواستار تعطیل/تسخیر/تخریب شدن لانه جاسوسی-خرابکاری انگلیس در تهران هستم، دولت باید در راستای حرفی که میزنه عمل مفید هم انجام بده!! اینکه نمیشه ما انگلیس رو متهم کنیم بعدش بزاریم دیپلماتاش راستراست تو کشور بگردن و حتا بهشون نگیم بالای چشتون ابروئه! خداروشکر قانون کاپیتولاسیون که دیگه تو کشور نداریم! داریم؟! ما انقلاب کردیم که در مقابله بیگانه قد علم کنیم، غیر از اینه؟ پس این رودرواسی با مقامات انگلیسی یعنی چی؟
به قول یارو: اگر میگی انگلیسه پس اون را بگیر و بزن و اگر انگلیس نیست پس چرا میگی؟
همین سیاستهای دوگانهی دولته که ما رو هم این وسط حیرون کرده! نفمیدیم توی راهپیمایی و تحصن و… باید بگیم مرگ بر انگلیس یا انرژی هستهای حق مسلم ماست!؟!
پینوشت: دو سه روز بعد از انتشار این نوشته از سیمای استانی خوزستان فیلم اعتراف چند نفر متهم به بمبگذاری پخش شد و فرداش دو نفرشون رو اعدام کردن!
این نتیجهی بحث با یکی از رفقاس، یهجورایی ادامهی این مبحثه هست.
به نظر من انسان باید به چیزای اکتسابی خودش افتخار کنه، چیزایی که خودش واسشون تلاش کرده و به دستشون اُورده. مثلن اگه من فوق لیسانسمو با معدل بالا بگیرم بهش افتخار میکنم یا اگه با تلاش خودم از نظر مالی پیشرفت کنم باعث افتخارمه.
ولی چیزایی که بهصورت موروثی و نسل اندر نسل به انسان رسیده باشه و خودش توی بدست اوردنشون هیچ نقشی نداشته، نه باعث افتخاره نه باعث سرشکستگی و خواری! چیزایی مثه قومیت، محل زندگی، ارث بابام، پک و پوز! و…
البته این به این معنی نیست که بخوام این موارد رو بیاهمیت جلوه بدم، اتفاقن من از بعضی چیزای اینطوری خوشم میاد و دوسشون دارم مثه بختیاری بودنم، خوزستانی بودنم و… اما دلیل نمیشه باعث افتخارم باشن. (افتخار کردن و دوس داشتن دو چیزه متفاوته!)
حالا بازم انتظار دارین بگم «من به بختیاری بودن خودم افتخار میکنم»؟ بیخود! من جملهی کذایی رو به این حالت که دوس دارم ترجمه میکنم «بختیاری بودن باعث سرشکستگی من نیست».
بهنظرم الان دیگه لیست خوزستانیها (تقریبن) کامل شده و آمادهی عرضه به عموم هست!
اینم آدرسش:
http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=347b8cf66f0637fcf39ef346145c50a5
و همونطور که توی آدرسش هم تابلوه، شناسه لیست اینه:
۳۴۷b8cf66f0637fcf39ef346145c50a5
دیگه شما با هرچی (php، javascript و…) خواستین فراخوانیش میتونین بکنین :)
شرایط اضافه شدن به لیست:
با داشتن یکی از شرایط بالا و این شرط لازم و مهم که بلاگ فاقد محتوای نژادپرستانه باشه، میتونین زیر همین مطلب کامنت بزارین یا با ایمیل خبرم کنین (گناهکار ات گناهکار دات کام) تا بلاگتونو به لیست در اسرع وقت اضافه کنم (ممکنه چند روز طول بکشه).
بلاگهایی که به لیست اضافه میشن به هیچوجه از لیست حذف نمیشن (تا وقتی من زنده باشم) مگر اینکه ردپایی از نژادپرستی توی مطالبشون دیده بشه!!!
بازی تیم ملی با تایوان اصلن بم نچسبید، تایوانو حداقل باید ۲۰تا میزدیم!
این همه دفاع جوون و خوب داریم تو لیگ، رفتن یحیا رو برداشتن با اون سن و سالش گذاشتن فیکس تیم! حالا من به خاطر موی سفیدش بهش توهین نمیکنم!
آقای گل لیگ فیکس تیم ملی نباشه، بعدش اون پیر بیخاصیت رو گذاشتن مهاجم نوک تیم که فقط بپره و توپا رو خراب کنه!
این پیرمردا هنوز نمیخوان بیخیال ما بشن و دست از سر تیم ملی بر دارن؟ همین پدرخوانده و یحیا دانمارکی رو میگم!
بنیامین: “ساعت، دیوار، چشمات، قلبم، آلبوم، گریه، نامه، عاشق، آینه، گلدون، شونه، خونه، نیمکت، گیتار، پاییز، مهتاب، میمونم، نمیای، میمیرم!”
گناهکار: خو چیکار کنم؟ جمله بسازم؟
*بنیامین از خوانندههای جدیدی هست که بهصورت زیرزمینی (Underground) کاراشو پخش میکنه و انصافن از خیلی از این خوانندههای درهپیت داخلی و خارجی کارش بهتره! کللن کساییکه زیرزمینی کار میکنن رو بیشتر قبول دارم!
برای عضویت در خبرنامه و دریافت مطالب وبلاگ٬ ایمیل خود را وارد کنید.