از اونجایی که میگن «یه سوزن بهخودت بزن، یه جوالدوز به دیگران» تصمیم گرفتم نمونهای از تبعیضنژادی رو که توی قوم خودم (بختیاری) رواج داره بیان کنم.
شاید شما هم نوازندگان قوم بختیاری رو دیده باشین که با ساز و دهل خودشون در مجالس عروسی و عزا حضور دارن و مجلس رو به اصطلاح گرم میکنن!
ما بختیاریا به این افراد میگیم تُوشمال(Toshmaal)، جالبه بدونین توشمالا همشون از یه طایفه هستند که به اسم خودشون نامگذاری شده یعنی «طایفهی توشمال»
هر طایفهای توی بختیاری توشمال مخصوص بهخودش رو داره، یعنی چند نفر از «طایفهی توشمال» همیشه همراه اون طایفه هستن تا توی مراسم مختلف موسیقی رو اجرا کنن!
محمدرضا دادگر (شاعر بختیاری معاصر) تو مقدمهی دفتر شعرش بهنام «خین گل» مینویسه:
«اما توشمالها، این شادیآفرینان محروم از امتیازات ایل -که نه کسی با آنها وصلت میکند و نه شریک شام و ناهارشان میشود- نقش بهسزایی در سینه به سینه گرداندن اشعار و ادبیات حماسی داشته و دارند.»
بله درست فهمیدین، قسمت تاسفبرانگیز این داستان اینه که، یه قانون نانوشته هست که هیچکس با توشمال وصلت نمیکنه، هیشکی سر سفرهی توشمال نمیشینه و اونا فقط میتونن توی خودشون وصلت کنن! یعنی ایل فقط از اونا استفادهی ابزاری میکنه و طایفهی پَستتر بهحساب میان!!!
اصلن توشمال بودن یه جور ننگ محسوب میشد. البته الان بهدلیل شهرنشینی و رقیق شدن خیلی از اون تعصبات بیجا دیگه چنین چیزایی رو کم میشه تو شهرها پیدا کرد اما توی عشایر و اکثر روستاها این رسم کثیف هنوز پایداره و این تبعیض بیرحمانه همچنان ادامه داره!
ما میتونیم تبعیضنژادی رو نابود کنیم، اولین گام پاکسازی خویشته.
۷ نظر
ان الله لا یغیروا بقوم حتی یغیروا مابانفسهم . . . .
ما موافق میباشیم، میگوییم نابودش کنند :)
خيلي نامرديه !!!!
توشمال هم براي خودش يك هنرمند است(خاطرات كل شر گلا)
جالب بود مرسي. حسابي هوس توشمال كردم.
خورزمار عزیزُم!
سلسله مراتبی که یک بختیاری در آن قرار می گرفت بسیار بزرگ بوده است. جایی خواندم که بختیاری ها یکی از پیچیده ترین سازمان های قومی را در دنیا داشته اند.
------------ ز سوز دل ----------
مو یه چن وختیه دی منه اهواز نیدم. دلم تش ازنه سی دیدنه "مسه لیمون". حیف که نترم بیام. گل کلاغیا من صحرا در اویدنه. داغ دیدنسون امسالم به دلم امهنه.
salaam kaakaa azizom
egom tone xodaa ce kasi? yo ham ye jur nejhaad parasti.
man hamishe gofte am maa baxtiyaari haa az hame Nejhaad parast tarim dar in zamine bish tar benvis setinom
بنام خدا
این هم یکی از بد فهمی های روزگار است
پوشیده نیست کریم خان زند قبل از پادشاهی لقب توشمال داشت .باید دانست جایگاه اجتمایی توشما ل با لاتر از خان و در جای خود قداست دارد .به شباهت سید در فرهنگ عرب . این جایگاه مورثی بر آمده از ویژگی ها یی است متفاوت از القاب حکومتی که در گذشته به افراد می دادند .بدیهی است حاکمیت کریمخان و شکست های مکرر لران و مشخصا بختیارها از خان زند موجب شد که پس از انقراض زندیه بختیاریها در راستای خواست آقا محمد خان و تخفیف جایگاه تاریخی و اجتمایی خان زند این لقب قابل تقدیس را بر کولی های آن منطقه بگذارند . اگر تردید دارید تحقیق نمایید بدون شک این قلب واقعیت از دوران قاجار پیش آمده و قبل از آن بختیاریها به نوازندگان توشمال نمی گفتند . روشنتر لران شمالی وهنو ز در استانهای لرستان .کرمانشاهان و ایلام و کردستان توشمال به معنای بزرگ و خان و جایگاهی بالاتر از خان های
حکومتی دارد ارادتمند م_راد