«حال تنها زمانی است که وجود دارد، در صورتی که ما متاسفانه یا در گذشتهای که قادر به تغییر آن نیستیم (تاریخ) زندگی میکنیم، یا آیندهای نامعلوم که آن را برای خود پیشبینی کردهایم! به این ترتیب تقریبن زندگی نمیکنیم، فقط حسرت میکشیم!»
و فقط «حال» برای من مهمه و بس! هیچ وقت، وقت گرانبهای خودمو پای بحثای تاریخی هدر نمیدم، برعکسه خیلیا که حال (و شاید آیندشونو) بیخودی فدای یه مشت اراجیف تاریخی کردن که فلان کس ۱۰۰۰ سال پیش چیکار کرده و فلان کس چی جوابشو داده… چه اهمیتی داره؟!
خیلیا هستن که بیخودی به تاریخ دل بستن، مثل پانایرانیستا که دلشونو به ۲۵۰۰ سال پیش خوش کردن، به تمدن ۲۵۰۰ سال پیش دل بستین که چی؟ تمدنی که خودشو نه توی فرهنگ نه توی اجتماع نه هیچجای دیگه نشون نمیده به هیچ دردی نمیخوره!
مثل عصر حجر صحبت میکنی و بلاگ (ببخشید تارنگار) مینویسی که چی بشه؟ که بگی من خیلی ایرانیام؟ نه داداش فسیل بودن افتخار نیست، فسیلکُشی افتخاره!
اینکه چقدر از سنتهای غلط این ملت بتونی کم کنی، ذهنشونو از خرافات پاک کنی و چقدر به درد جامعهی حال حاضر ایران بخوری مهمه!
چه اهمیتی داره که ۱۵۰۰ سال پیش یه نفر چندتا زن داشته؟ باید ببینیم چیزی که تو زندگی ما موثر باشه چی یادگار گذاشته!
اینکه هزار سال پیش عمر به یزدگرد چی گفته و بعدش اون چی جواب داده و… به چه درد ما میخوره؟ اصلن چیزی که ما نمیتونیم تغییرش بدیم و اومده و رفته دیگه چه جای بحثی داره؟ بههیچ وجه نمیتونم درک کنم انگیزهی افرادی رو که بیخودی روی یهسری اتفاقات غیرقابل تغییر که از صحت و سقمشون هیچ چیز قابل باوری در دست ندارن فک میزنن! (اکثر اوقات هم به سالم بودن ذهنشون شک میکنم؛ البته ما هنوز امید داریم، خوب میشن!)
تو دنیایی که با وجود این همه رسانه رییس فلان ارگان یه حرفی رو جلوی دوربین میزنه و فرداش میاد تکذیبش میکنه شما چطور از صحت اتفاقاتی که خداسال پیش افتاده اینقد مطمئنین؟
تاریخ رو برندگان مینگارن (اینو تو خود تاریخ خوندین احتمالن!)، پس هر حکومتی به نفع خودش تاریخ رو برمیگردونه! خب با این همه حکومتی که این آب و خاک عوض کرده باز هم میشه به صحت حوادث تاریخی اطمینان داشت؟ خداوکیلی من که یه دونه از این چیزایی که تو کتابای تاریخ نوشته رو باور نمیکنم!!
یه چیزی که خیلیا روش تکیه میکنن آموزنده بودنه تاریخه، میگن که تاریخ چراغ راه آیندست، آره تاریخ چراغ راه آیندس اما چراغی که پشت سر بسته شده و فقط سایهها رو بیشتر میکنه! مخصوصن توی ایران!!
حالا باز بررسی تاریخ معاصر مال همین ۱۰۰، ۱۵۰ سال پیش چون به دورهی خودمون خیلی نزدیکه و اثراتی رو زندگی ما داشته و داره رو میشه یهجوری زیرسبیلی ردش کرد اما بررسی تاریخ مثلن ۲۵۰۰ سال پیش حماقت محضه!
تو بلاگ ناصر بود فکر کنم یه جملهی جالب دیدم که از بزرگی نقل کرده بود «از تاریخ میآموزیم، که از تاریخ نمیآموزیم»؛ و دقیقن هم همینطوره.
طرف میاد بام بحث کنه یهو مدرک میاره از ۲۰۰۰ سال پیش! بهش میگم واسه الان چی داری؟ با من از حال بگو… اگه چیزی نداری خفه شو بزار بهکارمون برسیم!
تاریخ رو باید همونجایی فرستاد که خالقینش رفتن! (نمیدونم اینو جایی خوندم یا از خودمه!)
به قول شاعر: «زندگی شنا کردن در حوضچهی اکنون است…»
بهدلیل اینکه حوصلهی بحثای تاریخی بیخودی رو ندارم و حرفمم همینه که هست، انتظار جواب دادن نظراتتون و کش دادن این بحث رو نداشته باشین؛ وسلام!
۶ نظر
من زياد باهات موافق نيستم .
تاريخ مثل تجربست ! فرقش اينکه تجربه رو با کارات ياد ميگيري و تاريخ رو از کتاب ها .
مثلا شما بچگي هات دستت رو با اتيش سوزوندي و اين وست تجربه اي ميشه که اين دفعه که نزديک اتيش ميشي بيشتر مراقب باشي !
تاريخ هم همين حکم رو داره !
اما حالا اينکه چرا ما با تاريخ 2500 ساله به اين فلاکت افتاديم فرق داره !
به قول يکي ( نميدون کي گفته فقط يادمه که يه جايي خوندمش ) :
ايران تاريخ 2500 ساله دارد ، اما حافظه تاريخي 50 ساله را هم ندارد .
تاریخ!
منم همیشه همینو میگم،چه معنی داره وقتی نمیتونیم شلوار خودمون رو بکشیم بالا بگیم داریوش نمدنم چندم شلوار بقیه رو میکند!
من تاریخ رو برای این دوست دارم که می تونم متوجه بشم تمدنی که قبلا بوجود اومده چه دستاوردی برای ایندگان داشته حالا سیاسی نظامی فرهنگی و... مثلا اینکه اسکندر لشگرش رو از کنار ساحل حرکت می داده دلیلش چی بوده یا مثلا این عصر ارتباطات و شبکه حال حاضر پایه اون چی بوده ( همون چاپار خودمون ابداع هخامنش) کلا علم هر قوم اینهاست که تاریخ رو میسازه نه اینکه کی به کی حمله کردو کی چی گفت یا فرعون و موسی چی شدن اون تو اب غرق شد معلوم نیست چرا نمی گن چطور این اهرام ثلاثه ساخته شده که توش هم قبرستون هست هم تالار هم همه چیز پس تاریخ مهمه ولی نه همش
گرچه از تاریخ می آموزیم که از تاریخ نمی آموزیم ولی باز هم برای من یکی شدیدا جذاب است .
.: به کجا چنين شتابان؟!...
پلاک اتومبيل ايران ۱۱ ؟!
پيش شماره تلفن ۲۲ ؟!
شماره موبايل کد ۱ ؟!
کدپستی خوشمنطقه ؟!
کلاسور شفاف و کتابهای روشنفکری ؟!
اتيکت ZARA ؟!
آستين بالازده و تتوی مدرن ؟!
روسری کناررفته و بناگوش با رايحهء GUCCI ؟!
روی گردن، ستارهء شيطان ؟!
روی ناخنها، تابلوهای سالوادور دالی ؟!
ريش نارنجی ؟!
دکلرهء بنفش ؟!
خط ريش الکتروليزه ؟!
بينی سربالا ؟!
لای پا، آلت هورمونی ؟!
زير ناف، عمود لبهای حلقهای ؟!
عضلات هزارتکه ؟!
پستانهای سيليکون ؟!
... خودت چی داری؟!
خوب تقليد حديد قديم نداره!!!!!!!!
باز رحمت به اون که از ۲۵۰۰ سال قبل ميگه!!!
البته سلام دادم....البته درود فرستادم
سلام
خوبی؟
باهات موافقم!خوب نوشتی.
يا حق
خدانگهدار.