خیلی وخت بود میخواستم همچین پستی رو آماده کنم اما نمیتونستم خوب متمرکز بشم رو موضوع، الانم نمیتونم اما دیگه به اینجام رسیده از دست بعضی وبلاگنویسا. متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه جو وبلاگستان فارسی طوریه که همه میخوان خودشونو روشنفکر و نهایت تفکر و تعقل نشون بدن در حالی که در حقیقت همچین افرادی نیستن، «چون نـیـک بنگری همه تـزویـر میکنند» یعنی مثلن طرف تو وبلاگش در مورد برابریه زن و مرد و حقوق جنسی برابر زن و مرد حرف میزنه اما حاضر نیست با دختری که دیگه باکره نیست ازدواج کنه، بهنظرم دلیل این ویترین زیبایی که خیلیا واسه مغز فاسد شدهی خودشون انتخاب میکنن اینه که چیزایی که توی واقعیت به دست نیوردن (به دلیل داشتن افکار تـ**ـی)، میخوان توی این دنیای مجازی با حرفای شیک و پیک و روشنفکری بهدست بیارن و در حقیقت عقدهگشایی کنن.
یکی دیگه از دلایلش مخزنیه! باور کنید کم نیستن افرادی که توی بلاگشون یه شخصیت فلسفی از خودشون تصویر کردن اما توی واقعیت به دنبال جذب افراد به سمت خودشون برای اهداف پلیدشونن (حالا هدف پلید ممکنه هرچیزی باشه، سواستفادهی جنسی، اقتصادی و… میتونن انگیزههایی خوبی باشن واسه روشنفکر بودن)؛ وختی یهبار با همچین افرادی همکلام بشین خیلی راحت از حرف زدنشون میشه فهمید که طرف چقدر از قافله عقبه و فقط بلده از کتابای فلسفی تو بلاگش کپی کنه!
یکی دیگه از دلایلش هم جوگیر شدنه بیخودیه! یعنی طرف تا میبینه چار نفر دارن یه حرفی رو تکرار میکنن اونم تند و تند پشت سرشون عرعر میکنه. بندهخدایی بهم پیام داد از همین امت بلاگر گفت «با حکم اعدام موافقی؟» گفتم تا حالا بهش فکر نکردم که بخوام جوابتو بدم گفت «بابا فکر کردن نمیخواد دیگه» گفتم خب تو نظرت چیه؟ گفت «من مخالفم» گفتم خب جایگزینت واسه اعدام چیه؟ اصلن چرا مخالفت میکنی، گفت «مگه نمیبینی همه گندههای وبلاگستان مخالفن، پس من هم بهتره مخالف باشم»!! یه سوال ازش کردم، گفتم اگه یه نفر بیاد همهی افراد خانوادتو بکشه فقط تو زنده بمونی و بهت بگن مجازاتشو انتخاب کنی چی میگی؟ گفت «خب معلومه، میگم اعدامش کنن»!!!! خب همچین افرادی واقعن براشون مشکل ایجاد میشه بعدن، یعنی طرف تو فکرش یه چیز دیگه میگذره اما موقهی حرف زده یه چیز دیگه میگه! (تقریبن شده جریانه «مینیژوپ خوبه، ولی واسه دختر همسایه!»)
خیلیا هستن که مستعارنویسی رو آفت وبلاگستان فارسی میدونن ولی بهنظر من «پز روشنفکری» بدترین آفت واسه اینجا محسوب میشه، این نقاب زیبا اگه برداشته بشه خیلیا نمیتونن به دلیل داشتن قیافهای زشت حتا سرشونو بالا بگیرن، اون موقعی که نقابها برداشته میشن کسی بازی رو برده که حرف و عمل و افکارش همسو باشه.
اونایی که فقط جنبههای مثبت و خوش آب و رنگ شخصیتشون رو توی وبلاگشون منعکس میکنن و تقریبن با زبونه بیزبونی میخوان بگن «ما آخرتشیم» مطمئن باشن اون همه اعتباری رو که با یک نیمهی شخصیتشون بهدست اوردن با رو شدن نیمهی دوم شخصیتشون که زیاد هم زیبا نیست کاملن از دست میدن، اگه میخوای رسوا نشی کامل باش!
قرص کامل ماه با همه لکههای سیاهش زیباتر از حلال بدون لکهست! باور کن دوست من.
ببخشید که نوشتهم اینقد پراکنده شد، الان نمیتونم بحثو ببندم و نتیجهگیری کنم، راستشو بخواین درست هم بلد نیستم نتیجهگیری کنم از همچین بحث گستردهای، یعنی این معضل خیلی عمیقتر از اینی هست که من گفتم و دلایلش هم خیلی بیشتر از چیزیه که من گفتم، اگه چیزه دیگهای به ذهنم رسید باز هم همینجا پینوشت میکنم، شما هم اگه چیزه جدیدی به ذهنتون رسید منو یاری کنید.
پینوشت: دعواهای وبلاگی رو دوس دارم، چون خیلیا چهرهی بدون نقابشونو رو میکنن!
پینوشت ۲: همینطوری اتفاقی تو بلاگ کاوه یه جملهی متناسب دیدم! «حقیقت -در بعضی موارد- چیزی نیست که نوشته میشود… آن چیزی است که سعی میشود پنهان بماند!»



۱ بازتاب
۱۲ نظر
به نظر من انسان بهتر هرچی هست رو به دیگران نشون بده تا بعد بخواد یه ماله ورداره و بی ا?ته به ماله کشی خرابی های خودش حالا شاید بگید این دیگه چی میگه ولی من خودم سعی می کنم همین طوری باشم ?کر کنم بهترین کار همینه نظر شما چیه نمی دونم
به مطلب بسیار مهم و م?یدی اشاره کردی. امیدوارم تلنگری بشود . اگر بتوانم من همه دنباله این بحث را در وبلاگم ادامه خواهم داد.
این پینوشت اول خیلی جالب بود. واقعا هم همینه توی این جور دعواها همه چی رو میشه هرکی توی یه همچین موقعیتی بتونه خودش رو نگه داره یعنی حداقل در واقعیت هم این کار ازش ساختهاست.
بیبن عزیز.
این که یه شمشیر ورداری شروع کنی به چرخوندش تو هوا و همه رو متهم کنی اونم با گزاره های کلی کاره سختی نیست .
تو نمی تونی از یه سری جوونه ایرانی که از خیلی مسائل محروم بودن انتظار داشته باشی مثل آدم های پخته ر?تار کنن ...
از هر کسی می شه ایراد گر?ت ... به راحتی می شه همه رو متهم کرد ... اگه واقعا چیزی دیدی . بنویس ... نقد کن ...
تو تازه اینجا به اسم نمی نویسی ... پس بی پروا بگو چی دیدی ...
سلام مطلب جالبی بود
خوب بعضی از ما نمی تونیم بی ت?اوت رد بشیم و باید نسبت به تمام موضوعات که میبینیم و میشنویم نظری بدهیم
مو?ق باشید
خیلی جالب بود...چون من خیلی در رابطه با این مسئله ?کر کردم! ولی هیچ وقت جایی بازگو نکردم!!!
میدونی با این که خودم اصلا از این کار خوشم نمیاد ولی گاهی اوقات احساس میکنم که دارم حر?ایی رو میزنم که خودم نمیتونم قبولشون کنم!!!!
باید یه ?کر اساسی واسه خودم بکنم...
منم اول با مستعار نویسی مخال? بودم ولی وسط وبلاگ نویسی به اشتباه بزرگم پی بردم و با یه اسم مستعار شروع به کار کردم!! ولی دیر ?همیدم.
سلام . دمت گرم گناه کار حر? دل منو زدی ولی خوشم امد قبول کردی تخمی بودن یه موضوع به خاطر چی .... چی بود مینوشتی بیضه ای میتونم خواهش کنم لینکی رو که به من دادید حر?ای ناگ?ته رو به بلاگ?ا تغییر بدید ممنون بای بای
یه مواد?روش هیچ وقت معتاد نمیشه!
کی که حالیش بشه چی نوشتی؟ همه دارن میدون...همه.......مثل.......
بعد از مدتها خودت شدی ! دمت گرم!
آخی ییی
چه ادمای حقوق بشرییی
حکم اعدام!
مشکل ما تو این کشور اعدام شدن چند تا جانی و قاچاقچیه؟!
خوزهملات...
مسئله این است..
با اون قرص ماهه موا?قم!